قدم های کوچیک هوسوک، کوچه های تاریکی که هیچ وقت برای راه رفتن مناسب نبودن رو طی میکرد...
فکرش اونقدر درگیر بود که نفهمید دوتا دست مردونه ی بزرگ از کجا اون رو محاصره کردن....
کاپل:sope(یونگی تاپ)
وضعیت: کامل شده
#sope #action #smut #cute
من و بکن🍸
این فیک بیشترش اسماته
زوج ها: کوکوی
یونمین
جیمین:بیا حرف بزن یه اسکورت خوب پیدا کردم
ته گوشی گرفت و گفت:س..سلام
_ بفرمایید؟
ته:امم.... من برای چیزه... شما.... آقای....
_بله من اسکورتم و جئون جونگ کوک هستم
اسکورت: کسی که پول میگیره تا با آدما س..کس کنه چه تاپ چه باتم البته امیدوارم درست یادم مونده باشه اگرم اشتباهه خودتون ببخشید 😂😂😂
همهمه بالا گرفت.
نامجون دوباره شروع کرد:«۴۰۰ یک، ۴۰۰ دو...»
صدای دودلی به گوش رسید:«۴۱۰»
جیهوپ پوزخند زد. عاشق این قسمت از مزایده بود. زمانی که اون مردها با درموندگی مبلغ رو ۱۰ وون ۱۰ وون و یا حتی ۵ وون بالا میکشیدند، به امید اینکه کسی روی دستشون نزنه.
-«۴۱۰یک...»
-«یک میلیون.»
پوزخند روی لب پسر رقاص خشکید و با چشمانی که از فرط تعجب گشاد شده بود، به دنبال صاحب صدا میون جمعیت گشت...
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول
تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده
"قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست."
♤♡◇♧
نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم.
🔞اخطار داستان رو حتما بخونید.
VMinKook