📗📘🫀
15 story
w o n d e n | زخم ni sonyia_directioner
sonyia_directioner
  • WpView
    MGA BUMASA 4,037
  • WpVote
    Mga Boto 878
  • WpPart
    Mga Parte 9
𝐜𝐨𝐦𝐩𝐞𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝✓ ²⁰²¹ ❁ زبانش گفت،دوستت ندارم.اما از نگاهش خواندم،در رفتارش دیدم،که هنوز همان مرد عاشق دروغ گوی من است. ❁ روایت دوباره کارکردن قلب یه سرباز سنگی و جدال با خود قبلیش سر علاقه ی مفرط به شخصی که نیمی از وجودش رو ازش ربوده. واقعا نیمی از وجودش رو از دست داده یا دلیل این ناتوانی، نخواستن این مردِ نیمه مرده است؟ سرباز سنگی و هرچی که براش باقی مونده گیر ادم لجبازی افتادن که تا ثابت نکنه تو یه سوتفاهم بزرگ گیر کرده، قرار نیست ترکش کنه. مرد اومده تا روح او رو دوباره با خودش همراه کنه. این سرباز و زخمی، که سربارش شده. این زوج سنگی بیشتر تراش میخورن و به اجبار با تغییر امیخته میشن. یا بر میگردن به شالوده و سرشتی که زیر پوست سنگی و زخمی شون قایم شده. Telegram: wonden_larry AO3; https://archiveofourown.org/works/55624204 ᯽𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 ᯽𝐋𝐚𝐫𝐫𝐲 ᯽ 𝐝𝐫𝐚𝐦𝐚, 𝐁𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 ᯽ 𝐛𝐲: 𝒮ℴ𝓃𝓎𝒾𝒶 🏅 #shortstory
دَریایِ خَسته‌یِ خَسته ni Sonyiasbackup
Sonyiasbackup
  • WpView
    MGA BUMASA 3,274
  • WpVote
    Mga Boto 456
  • WpPart
    Mga Parte 13
تو مهمونسرایی که لویی مسئولش هست؛ سر و کله ی یک مهمان مرموز با کول باری از اسرار پیدا میشود. و لویی او رو به انزوایی که با سگش تقسیم کرده راه میدهد. " sama_rshdi نقاشی از سما رشیدی"
The Man  ni loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    MGA BUMASA 13,170
  • WpVote
    Mga Boto 3,438
  • WpPart
    Mga Parte 20
❌COMPLET❌ #ژانر : معمایی_رومنس #larry اون مرد تو خونه ی رو به رویی ما زندگی میکنه
illegal|l.S ni nilostylinson
nilostylinson
  • WpView
    MGA BUMASA 124,745
  • WpVote
    Mga Boto 24,783
  • WpPart
    Mga Parte 63
عشق؛یک اتحاد دونفره‌ای است،علیه جهان. در سال [۱۹۴۰] و در پی شروع جنگ جهانی دوم، خانواده لوییِ نوزدَه ساله جلوی چشمانش به دست سربازان نازی به قتل می‌رسند. تلاش‌های لویی برای انتقام بی‌فایده‌ست! سرانجام، دستگیر شدنش سرنوشت او را با سرنوشت ژنرال هری استایلز گره می‌زند. Genre// War, Romance
Blue Ice. ni XBlueShineX
XBlueShineX
  • WpView
    MGA BUMASA 51,059
  • WpVote
    Mga Boto 6,643
  • WpPart
    Mga Parte 25
هری خیره توی چشم‌هاش غرید: -‌ هرگز به من دست نزن. نمی‌خوام ببینمت! لویی با صدای خفه‌ای گفت: -‌ من..من نمی‌فهمم... به دیوار تکیه زد تا سقوط نکنه و خودش رو در آغوش گرفت. تنش یخ بسته بود. -‌ چی رو نمی‌فهمی؟ نمی‌خوامت! . . . *Persian Translation *Original Story By: @purpledandeli0n
Him & I [L.S] ni bhr_abl
bhr_abl
  • WpView
    MGA BUMASA 15,062
  • WpVote
    Mga Boto 4,172
  • WpPart
    Mga Parte 59
[complete] از تلاش برای برگردوندن پسر، دست برداشته بود. اون فقط وقتی خودش میخواست، برمیگشت؛ تو خواب ها و رویا ها و آشنا پنداری های در هم شکسته. مثلا وقتی لویی به سمت محل کارش رانندگی میکرد، یهو چشمش می‌افتاد به پسری قد بلند با مو های فرفری که کنار خیابان ایستاده. برای لحظه ای نفس گیر، میتونست قسم بخوره که خودِ خودشه. بعد متوجه میشد که موهای این پسر بیشتر قرمزه تا شکلاتی... و سیگاری روشن کرده.. و تازه تیشرت سکس پیستولز رو هم پوشیده. هری از سکس پیستولز متنفر بود. هری... پشت سرش بود،تا لحظه ای که سرش رو برمیگردوند. کنارش دراز کشیده بود، تا لحظه ای که از خواب بیدار میشد. باعث میشد دیگران خسته کننده تر و بی روح تر به نظر برسن و هیچ کس به اندازه کافی، خوب نباشه. هری همه چیز رو خراب میکرد. هری رفته بود. و لویی از برگردوندنش دست برداشته بود
01:44 AM~L.S [Completed] ni gisustylinson
gisustylinson
  • WpView
    MGA BUMASA 98,317
  • WpVote
    Mga Boto 17,856
  • WpPart
    Mga Parte 51
نفس هام رو به تو میبخشم... اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری. محتوای این داستان شامل: توصیفات غم‌انگیز/ سلف‌هارم/ اقدام به خودکشی/ و... میباشد. 11نوامبر2018
Proibito [L.S] ni itsidda
itsidda
  • WpView
    MGA BUMASA 4,572
  • WpVote
    Mga Boto 1,276
  • WpPart
    Mga Parte 9
•completed•این دفتر پر شده از گناه...گناه ما و خاطراتی که گذشت. تو همان گناه باش و من گناهکاری که ز تو توبه نکرد. | Larry stylinson |
Blasé ➳ l.s. (persian translation) ni ohmahreyeah
ohmahreyeah
  • WpView
    MGA BUMASA 150,454
  • WpVote
    Mga Boto 25,687
  • WpPart
    Mga Parte 57
من تمومش نمیکنم، تا وقتی که اون مال من شه‌.