با دست های لرزان به بازو هایت چنگ بزن و خودت را در اغوش بگیر.
به صدای غم انگیز موسیقی مورد علاقت گوش بده و ارام اشک بریز.
در این دنیای خاکستری تنها بنفش کبود تو ترکت کرده و حالا رنگی در بین هاله های تیره وجود ندارد.
ناخن هایت را در پوستت فرو کن تا حداقل رنگ سرخ خون، دنیایت را از یکنواختی دربیاورد.
نوشیدنیه سرد و تگریت را بنوش رو از درصد الکلش لذت ببر.
کمی دود و بعد قرص ارامش بخش و ارامش...
به همین سادگی.
هی، هیچی نگو. نترس، ساعت '4:48 صبحه، از لحاظ روانشناسی این ساعت، ساعت مرگه. اما تو الان نمیمیری. مرگت 12 ساعت دیگه است. اسم من زیروعه. اومدم که نذارم بمیری.
-Hello I'm Zero.
مترجم : Liammalik- & lZaynMalikl-
[COMPLETED]
niazkilam: من لیاقت تورو ندارم
fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری
fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستارههای آسمون رو داری
Ziam Mayne Fan-Fiction
#1