Ayn-az16's Reading List
109 stories
𝗖𝗛𝗘𝗘𝗞𝗬 by AleraJeon
AleraJeon
  • WpView
    Reads 8,602
  • WpVote
    Votes 994
  • WpPart
    Parts 13
جونگ‌کوک، انیگمای وحشی جئون‌ها و مبارز بی‌رحم رینگ، هیچ‌وقت تصور نمی‌کرد که بوی ارکیده‌ی جفتش وسط رینگ زیرزمینی کلاب، قلبش رو از تپش بندازه! اون هم کی؟ امگای نازپرورده‌ی کیم‌ها که پابند الماس و گردنبند مرواریدش زبان زد تمام آلفاها بود! اما انیگما قرار نبود جفتش رو رها کنه، حتی اگر مجبور می‌شد تمام آدم‌های دنیا رو زیرپاهای لطیف امگای نازدارش خاک کنه! 🥂 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ ɢᴇɴʀᴇs: sᴍᴜᴛ | ʀᴇᴅғʟᴀɢ | ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀsᴇ | ᴅᴀʀᴋʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ | ᴍᴘʀᴇɢᴇ Writer: آلِرا Up: جمعه‌ها
The Scales of Balance[دو سوی ترازو] by Qujkv_
Qujkv_
  • WpView
    Reads 73,541
  • WpVote
    Votes 9,387
  • WpPart
    Parts 31
زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ
All of my heart is yours by Violeeta96
Violeeta96
  • WpView
    Reads 349,832
  • WpVote
    Votes 36,816
  • WpPart
    Parts 51
تهیونگ، امگاییه که تو یه خانواده ی متعصب به دنیا اومده یه روز که داره از مدرسه بر میگرده مزاحمتی براش ایجاد میشه و بعد از اون به خاطر حرفایی که پشتش میزنن به انتخاب خانوادش با سوجون آلفایی از یک خانواده ی اصیل ازدواج میکنه ولی بعد از چند سال به خاطر بچه دار نشدنش از سوجون جدا میشه و برای گذران زندگیش توی یک مهدکودک مشغول به کار میشه که اونجا با داییه یکی از بچه ها آشنا میشه.... جونگکوک آلفا و دکتر موفقی که عاشق میتشه ولی به خاطر مریضیه قلبی میتش در عذابه با من همراه باشین تا با هم داستان زندگی تهیونگ و جونگکوک رو مرور کنیم.... کاپل:کوکوی ژانر:امگاورس، روز مره، رمنس، فلاف،امپرگ، انگست و اسمات روز های آپ:جمعه
Oxymoron | namjin by araliya7
araliya7
  • WpView
    Reads 61,528
  • WpVote
    Votes 8,005
  • WpPart
    Parts 50
Main couple : namjin Sub couple : vkook / kookv Genre :romance, angst, omegavers خاندان کیم یه خانواده اصیل و ثروتمندند. پر جمعیتن، وفادار و قدرتمند. ولی چیزی که واقعا اونها رو سرشناس کرده، این نیست. خانواده بزرگ کیم یه موهبت از سمت الهه ماه دارن؛وقتی که در حالت عادی از هر صد نفر تنها یک نفر شانس پیدا کردن جفت حقیقی خودش رو داره، اکثر اونها جفت مقدر شده شون رو پیدا می‌کنند، اون هم داخل خود خانواده! شاید به همین خاطره که این خانواده تا به امروز اصیل و مقتدر مونده. اغلب آلفا و امگا های کیم جفت حقیقی همدیگه ان و پیوند های محکمی که الهه ماه ضامن اون باشه، در نهایت یه خانواده مستحکم می‌سازه... اما ممکنه روزی کسی خواستار این موهبت نباشه؟ ممکنه روزی آلفا یا امگایی شفقت الهه ماه رو نپذیره و جفت مقدر خودش رو پس بزنه؟ چنین چیزی ممکنه؟! . . . Oxymoron اصطلاحی یونانی به معنی عاقل مجنون
captured "ĸooĸv" by SarahMp8
SarahMp8
  • WpView
    Reads 146,678
  • WpVote
    Votes 13,249
  • WpPart
    Parts 32
یک انتخاب کافی بود تا همه‌چیز تغییر کنه. کیم تهیونگ، پسری معمولی با دنیایی آروم تو اتلیه کوچیکش، ناخواسته به بازی خطرناکی کشیده شد که هیچ نقشی تو آغازش نداشت. عشق برادرش به دختری از خانواده‌ای ثروتمند، آتشی رو روشن کرد که در نهایت زندگیِ همه رو سوزوند. وقتی جئون سوآه از دست رفت، برادرش جونگکوک تنها یک هدف داشت: انتقام. و برای انتقام، بی‌گناه‌ترین فرد از خانواده قاتل رو انتخاب کرد... تهیونگ. میون قاب‌های شکسته‌ی عکاسی و زنجیرهای اسارت و انتقام، جایی بود که نفرت و عشق خطرناک‌ترین بازی خودش روآغاز کرد. با درد و شکنجه ... با عشق و اشک وخون.... این فیک کاملا تابو شکن هست. قراره جذابیت تاکسیک های داستان های دیگه رو دور بندازید و واقعیت پشت این چهره هارو ببینید. و معنای واقعی عشق رو متوجه بشید. پس لطفا قضاوتش نکنید NAME: CAPTURED(اسارت درقاب) COUPLE: KOOKV(کوکوی) GENER: Derama/Romance/Smut/BDSM/Angst/Revenge/ هشدار : این فیک داری صحنه های خشونت آمیز،تحقیر وانگست میباشد .باتوجه‌به روحیاتتون انتخاب کنید!
𝓜𝔂 𝓢𝔀𝓮𝓮𝓽 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓢𝓽𝓸𝓻𝔂  🌙 by luciferwithangel
luciferwithangel
  • WpView
    Reads 32,936
  • WpVote
    Votes 3,881
  • WpPart
    Parts 24
یک داستان با فضای شیرین و فانتزی🍨 .اون امگای جوان هیچوقت نمیدونست که بعد ورود به قصری که پادشاهش از همه امگا ها متنفره ،تمام زندگیش تغییر میکنه ولی خب یه تغییر بد یا یه تغییر خوب؟ couple : Minv /kookhope/minhope/kookv genre : Omegaverse / fantasy / romance / smut / mpreg writer : lucifer
Insanity[جنون]   by deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Reads 411,582
  • WpVote
    Votes 44,477
  • WpPart
    Parts 94
[شروع فصل سوم] اپ: چهارشنبه ها کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
strange omegaverse  by Lee_Han06
Lee_Han06
  • WpView
    Reads 15,479
  • WpVote
    Votes 1,700
  • WpPart
    Parts 11
پایان یافته :] 🐺🐯🐱🦊🐶🐰🐻 هر امگاورس قانونای مشخصی داره... توی این امگاورس هر اتفاقی ممکنه بیافته... همچی ب قلم من بستگی داره... پس منتظر غیرمنتظره‌ها باشید... Couple: nammin , jintae , jingy , hopekook ژانر: امگاورس|هپی‌اند|انگست|bdsm|اسمات| _______________________ 🦊😡🐱 _هی مین یونگی...چطور جرات میکنی ازم سرپیچی کنی...؟! +ولم کن...! _کاری باهات میکنم ک یاد بگیری از آلفات پیروی کنی...پیشی کوچولو...! _______________________ 🐯🤭🐰 _هی کیوتی...تنها اینجا چیکار میکنی...میدونی اگ یکی از داداشام پیدات کنه مجبوری امشب و تا صب بیدار بمونی...؟! +چرا...چرا باید تا صب بیدار بمونم...؟! _______________________ 🐶🤤🐺 +مگه قرار نبود جیمینی مال تو بشه...پس چرا یکی دیگه رو مال خودت کردی...؟! _تو تنها کسی هستی ک میتونه مال من باشه...! _________________________ 🚫راسی اسمات ندوس؟ خب خیلی راحته نخون...😀
 hard bunny   تهکوک  by user16206867
user16206867
  • WpView
    Reads 51,085
  • WpVote
    Votes 4,199
  • WpPart
    Parts 52
- جانگکوک گوش کن + تو یکی خفه دراز عمودی افقی .. آیا قراره همراه جانگکوک تهیونگو به گا بدیم ؟ پس با ما همراه باشید ژانر . امگارورس .فان .اسمات
GRAY CHAMOMILE... ♡ by tea_kook_laver
tea_kook_laver
  • WpView
    Reads 52,167
  • WpVote
    Votes 5,056
  • WpPart
    Parts 31
پر از غلط املائیه...اگه تحمل این چیزارو ندارین فقط رد شین...♡ [پایان یافته] بابونه خاکستری... ♡ کاپل:یونمین...نامجین...♡ جیمین از یونگی خوشش میاد... ولی آیا... این احساس دو طرفس؟؟؟ آیا قراره جیمین با این ازدواج خوشبخت شه... یا... زندگیش تیره و تار شه...♡ ♡♡♡♡♡ ~ولی... یونگیا... من... من واقعا باید برم بیمارستان... _کری؟؟؟ یا خودتو زدی به خریت؟؟؟ گفتن نه... حالا هر غلطی دلت میخواد بکن کسی که مریضه اینجوری تو خونه مثله اسب بالا پایین نمیره ~هق... یون... _دهنتووو ببند... رو مخمی...الکیم آه و ناله نکن... از جلوی چشمام گمشو.... میبینمت حالم بد میشه جیمین گوشیشو برداشت و به جین پیام داد ~(هیونگ... میشه... لطفا بیای پیشم؟ وسایلاتم بیار لطفا)