We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Ongoings/Full💚^^
87 stories
MOIRA by ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Reads 8,199
  • WpVote
    Votes 1,653
  • WpPart
    Parts 17
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
Ruin by MiyunaBBH
MiyunaBBH
  • WpView
    Reads 3,388
  • WpVote
    Votes 955
  • WpPart
    Parts 26
روزمرگی عشق انتخابی ‌اجبار لحظات تنهایی رنگ پریدگی صورت لبخند شبگردی اشک تو کوچه‌های خواب پیری چروک امید وارونگی دمای قلب ︶𝆺𝅥⏝𝆹𝅥︶ever𖢅never︶𝆹𝅥⏝𝆺𝅥︶ ‌ چانیول نمی‌دونست دادن چه اسمی می‌تونه به دفتر خاطراتش درست باشه. اون هنوز برای هرچیزی اول عشق بود. قلمش موقع نوشتن عشق تو بالاترین نقطه‌ی اولین صفحه‌ی زندگیش، بین انگشت‌های خشکش گیر کرده بود و هرچی به مچ دستش نگاه می‌کرد، نمی‌تونست بفهمه چطور باید حرکتش بده. رشته‌های ندیدنی عشقی که همیشه تو رگ‌هاش سرگردون بود و بی‌خانمان می‌موند تا همه جا باشه و هیچ جا نباشه؛ دوباره زمانش رو متوقف کرده بود تا با کلمه‌ی بهتری داستان رو شروع کنه و دوباره اون همه رنجش و اذیت و فشار رو تحمل نکنه ولی اون کلمه چی بود؟! اگه عشق اولین انتخاب نبود پس چی بود؟! 𔐬couple: chanbeak 𔐬Genre: romance, action, fluff 𔐬‌꯭‌⃫🔞NC+18 شاید بکهیون!!!
Rude by marionteasl
marionteasl
  • WpView
    Reads 27,787
  • WpVote
    Votes 4,615
  • WpPart
    Parts 53
 Agreed  by RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    Reads 58,666
  • WpVote
    Votes 12,669
  • WpPart
    Parts 69
همه چیز از نامه‌ی مرموزی که در زیرزمین پیدا کرد شروع شد. نمیدونست در اون عمارت تاریک چه اتفاقاتی انتظارش رو میکشه. شاید برای فهمیدن باید اول حافظه‌اش رو به دست میاورد. ******************* × مشکل شماها چیه؟ میگن باید برای تتو یه طرح با معنی انتخاب کنین. اینا چه معنی‌ایی داره؟ + ماها؟ × تو تنها مشتری عجیبم نیستی پارک. + عجیب‌ترین مشتریت کیه؟ × یکی که ازم میخواست رو زخم‌های بدنش یه مشت اسم رو خالکوبی کنم. درد کشید تا اسم دشمن‌هاش رو روی بدنش بکشه. + عجیب‌ترین اون بود؟ پوزخند زد و گفت: × این عجیبش میکرد که، روی زخم روی قلبش اسم تو رو نوشت. ******************** Couple: Chanbaek, Hunhan, Kaisoo Genre: smut, mystery, mafia, angst, action
زیر نقاب by Shayrad61
Shayrad61
  • WpView
    Reads 1,901
  • WpVote
    Votes 272
  • WpPart
    Parts 28
چانیول بازپرس یه پرونده‌ی قتل مرموزه. تنها مظنون؟ بیون بکهیون سی و یک ساله اس ولی هیچ مدرکی وجود نداره و هیچکس باور نمیکنه که این پسر به ظاهر آروم و بی خطر میتونه قاتل باشه . اما بازپرس مطمئنه که عکاس صحنه قتل ها ، خود بکهیونِ. بکهیون میدونه چانیول دنبالشه و از عمد تحریکش میکنه که دنبالش راه بیافته ، هربار که چانیول به اثبات جرم نزدیک میشه بکهیون با یه حقیقت جدید ذهنشو بهم میریزه تا جایی که چانیول دیگه خودشو نمیتونه از این منجلاب بیرون بکشه. ۰ ִ ۫ ּ ♟໑ ׅ ⋆ _تو دنبال قاتلی و اگه قاتل دنبال خودش باشه چی؟ +داری بازی درمیاری! هفت نفر مردن و تو فقط نگاه کردی. _نگاه نکردم!! توی ذهنم ثبتش کردم ؛ گاهی اوقات فکر میکنم این سلول واقعی تر از دنیای بیرونِ بازپرس
Diavolo by Danillain
Danillain
  • WpView
    Reads 9,720
  • WpVote
    Votes 2,403
  • WpPart
    Parts 25
می‌گویند وقتی فرشته‌ای سقوط می‌کند، شیطان متولد می‌شود. اما سقوط یک فرشته هرگز تنها یک قربانی ندارد. ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌•🕯️•🩶•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌🥀•🧠•🪽•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌🫀•♟️•🫁•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌🌑•⚰️•🩸•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌⏳•‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌ دیاَوُلو؛ رئیس بزرگترین و پرقدرت‌ترین سازمان جنایی در نواحی جنوبی ایتالیا، شیطانی که روی سیسیل سایه انداخته بود. پارک جونگین؛ ژنرالی که به اجبار زیر پرچم اون اسم منفور مرگ رو در آغوش کشیده و اوه سهون؛ افسری که روزی برای نابودی دیاولو نفس‌هاش رو خرج کرده بود و حالا بعد از پنج سال تبعید، به عنوان نفوذی درگیر مأموریتی می‌شد که نقطه‌ی پایان‌ش قلب مردیِ که قرار نبود دوباره ببینه؛ کای. پارک چانیول؛ دکتری که خارج از محیط کارش با لقب یولیوس یه قاتل مشهورِ و بیون بکهیون؛ پرستاری که دوازده سال قبل از تیغ یولیوس گریخت و حالا با عطش حقیقت و ماجراجوییِ بزرگ، دوباره پا به خاک خونین جزیره می‌گذاشت. Name : Diavolo | دیاولو Genre : Mafia, Action/Thriller, Crime/Dark Romance, Psychological Drama, Angst, Smut, HappyEnd Couples : Chanbaek | Kaihun/Sekai Written by : Dan
Marvane by ByunRiyan
ByunRiyan
  • WpView
    Reads 2,111
  • WpVote
    Votes 456
  • WpPart
    Parts 14
ᴍᴀʀᴠᴀɴᴇ ~ مرداب فریبنده Cₒᵤₚₗₑₛ: Chanbaek , Sekaihun Gₑₙᵣₑ: Dark Romance, Mafia, Criminal, Smut Wᵣᵢₜₑᵣ: Riyan قتل‌های سریالی منطقه 12 سئول، دشوارترین و خطرناکترین پرونده ممکن، حالا به دست افسر اوه سهون افتاده. پرونده‌ای که نه هویت مقتول‌ها مشخصه و نه اثری از قاتل هست. و سهون هرگز فکر نمی‌کرد هر قدمی که به جلو برداره بیشتر و بیشتر توی این باتلاق فرو می‌ره...
☾✰ The Night We Met  ☾✰ by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 20,630
  • WpVote
    Votes 4,553
  • WpPart
    Parts 21
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
Enchanter by Linlin_baek
Linlin_baek
  • WpView
    Reads 5,320
  • WpVote
    Votes 1,033
  • WpPart
    Parts 9
❉⨾ #Enchanter ❉⨾Writer: Linbunny ❉⨾Editor: Nova ❉⨾ Couple: Chanbaek | Secret ❉⨾ Genre: Omegaverse | Mpreg | Romance | Psychological | Criminal | Smut ╭──────────.★..─╮ این داستان درباره عشقه... عشقی از جنس بارون. یکی مثل بارونیه که روی خاک خشک میباره؛ تلخ و آرومه، اما پر از زندگی. اون یکی مثل بارونیه که از ترس زمین خوردن، خودش رو تو آسمون نگه میداره. بکهیون، امگایی اوتیستیک با سندروم ساوانت، یه پروفایلر (چهرهنگار) تو ادارهی فرعی پلیس سئوله. زندگی آروم و یکنواختش وقتی زیر و رو میشه که میفهمه بارداره... و پدرِ اون کوچولو، کسی نیست جز پارک چانیول، آلفای سرد، مغرور و لیدر تیمش. میون پروندههای تاریک و پر از رازهای پنهون، عشقی شکل میگیره که از جنس بارونه؛ یهجا میباره تا زندگی ببخشه، یهجا میباره تا سیل و طوفان راه بندازه... عشقشون هم نجاته، هم نابودی. ╰─..★.──────────
••✴️Stigma✴️•• by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 1,593,792
  • WpVote
    Votes 229,857
  • WpPart
    Parts 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿