fucking amazing
3 histoires
𝐷𝑒𝑎𝑑 𝐵𝑟𝑜𝑡ℎ𝑒𝑟 par Nina_moody
Nina_moody
  • WpView
    Lectures 1,843
  • WpVote
    Votes 516
  • WpPart
    Chapitres 6
پشت میز شام روبه به روی من نشسته بود و بهم نگاه میکرد.. برادر دوقلوی من..اما اون برادر من نبود.. قسم میخورم که نبود..من میدونم چون.. من خودم کشتمش... #completed
Fogbow par MauR__een
MauR__een
  • WpView
    Lectures 5,807
  • WpVote
    Votes 1,395
  • WpPart
    Chapitres 4
« اگر یک روز فرصتش رو پیدا کنم، بهت میگم که چقدر دوست داشتنی هستی.. بهت میگم که اهمیتی نداره چقدر تلاش کنی، همیشه یک نفر هست که هیچوقت فراموشش نمیکنی.. از پرنده ی آبی برات میگم و از رنگین کمان سفیدی که تمام قلبم رو مال خودش کرده... اما برای فعلا، بیا دستهای همدیگه رو رها کنیم بیا تا میتونیم، از هم فاصله بگیریم » Genre: Romance, Slice of life, Angst پ.ن: سلام :) از آخرین باری که نوشتم مدت زمان زیادی میگذره، اما بدجوری دلتنگ بودم و بالاخره تصمیم گرفتم برای دل خودم بنویسم^^ این یه چند شاتیِ خودمونیه؛ اما اگر دوستش داشته باشید میتونه ادامه پیدا کنه. به هر حال ممنون که میخونیدش 3>
"How Long Is Forever?" par vitulas
vitulas
  • WpView
    Lectures 23,326
  • WpVote
    Votes 4,886
  • WpPart
    Chapitres 38
[Completed] :«تو می‌گی، همیشه چه‌قدره؟» :«الان مطمئنم چند ثانیه. یعنی، گاهی فقط چند ثانیه.» کاپل:چانهون. ژانر:انگست‌.