اسم : سختی ها توسط تو پایان می یابد
( اسم قبلی فیک : prisoner of world )
کاپل : ویکوک ، مینیون ، نامجین ، چانبک ، هوشیک
ژانر : تخیلی ، روزمره، رمنس ، هیبرید ، امپرگ ، اسمات ، فلاف
خلاصه : تهیونگ از هول شدن جونگکوک خنده ای کرد و جونگکوک رو سفت تر بغل کرد و بوی بدنشو نفس کشید بوی خوش گوشت و عطر هلویی کوک که داخل بینی اش پیچید باعث شد تا لبخندش پر رنگ تر بشه ...پس بانی کوچولوش براش گوشت درست کرده بود آخه تا وقتی خودش هست چه نیازی به گوشت درست کردن هست
تهیونگ توی یه حرکت سریع جای خودشو جونگکوک رو عوض کرد و اینبار اون بود که روی جونگکوک قرار گرفته بود جونگکوک شوکه گفت
+دا..داری...چی کار می کنی؟...بهتره بریم شاممون رو بخوریم...سرد می شه اره بهتره بریم دیگه
تهیونگ نیشخندی زد و با شیطنت گفت
_ولی من همین الان هم دارم شاممو می خورم
و سرشو خم کرد و با دندون هاش آروم گونه ی جونگکوک رو گاز گرفت و بعد سرشو بلند کرد و همی کرد و لب هاشو زبون زد .جونگکوک هینی کشید و قهقهه تهیونگ بلند شد .
پسرِ مو بلند | 𝖫𝗈𝗇𝗀 𝖧𝖺𝗂𝗋𝖾𝖽 𝖡𝗈𝗒
-کامل شــده-
همه چی از اونجایی شروع شد که دال، پسرِ ۵ سالهی کیم تهیونگ، با دیدنِ موهای بلند و آبیِ پسری، اون رو "مامان" صدا زد و این بود اولین دیدارِ اون پسرِ مو بلند و تهیونگی که کلِ زندگیِ بعد از جداییش از همسرش رو با جق زدن میگذروند!
ژانر ↶
عاشقانه، فلاف، کمدی، چتاستوری، توییتر، ددیکینک، اسمات
کاپل ↶
«اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓
«فرعی - سُپ»
قسمتی از فیک ↶
_از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین دریای موهات گیر کرد!
_منم از وقتی دیدمت ، قلبم یه جایی بین شلوار و باکسرت گیر کرد!
•روزِ آپ: یکشنبه ها•
{پایان یافته}
کیم تهیونگ رئیس شرکت گلد، مبتلا به بیماریprosopagnosia (ناتوانی در تشخیص چهره) به طور اتفاقی توی مهمونی با جئون جونگکوک پسری ریز اندام روبرو میشه که در کمال ناباوری میتونه چهره اش رو ببینه....
ژانر{ویکوک_کمدی_نامجین_یونمین_اسمات}
گایز این یه داستانه کوتاهه پس همه چیز خیلی سریع اتفاق میافته:)