Best
Истории 29
Diavolo Del Nord | VK на Mortellenta
Mortellenta
  • WpView
    Прочтений 121,397
  • WpVote
    Голосов 13,769
  • WpPart
    Частей 48
ورتیگو د ویتو، رئیس دوم و جانشین مافیای ایتالیا، مردی مرموز که زندگی‌ش رو متعلق به پدرخوانده‌اش می‌دونه، برای ماموریتی به کره جنوبی برمی‌گرده. اما رفتن به اونجا و دیدارش با ژنرال ارتش کره جنوبی، جئون جونگکوک، خیلی چیزها رو عوض می‌کنه و خیلی از رازهارو برملا میکنه! ژنرالی که ممکنه ماشین آدم‌کشی رو تبدیل به فردی متفاوت کنه. Diavolo Del Nord | شیطانِ شمال Genre : Criminal, Dark romance, Psychological, Angst, Smut Couple : Vkook - Secret
Crush | Vkook на by_sar
by_sar
  • WpView
    Прочтений 253,928
  • WpVote
    Голосов 34,714
  • WpPart
    Частей 42
[Completed] همه چیز از یه کراش ساده شروع شد. جایی که تهیونگ پسرخاله‌ی خبیثِ جونگ‌کوکه و می‌خواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی می‌شه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟! برشی از داستان: جونگ‌کوک هر شب قبل از خواب دعا می‌کرد تا توی روزش با تهیونگ روبرو نشه و خدا ازش در مقابل اون شیطان بی‌شاخ و دم محافظت کنه اما انگار دعاهاش بی‌فایده بودن چون تهیونگ تو تمام موقعیت‌های حساسِ زندگی اون پسر از هر سوراخ سنبه‌ای بیرون می‌پرید و همه چیز رو خراب می‌کرد. - عنوان: کراش. - وضعیت: اتمام یافته. - ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف. •Vkook• 1 in taekook 1 in taehyung 1 in funny 1 in teenfic 1 in fluf 1 in farsi 1 in مدرسه‌ای
+ еще 12
𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒆𝒓༄𓅓ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ на yadegar
yadegar
  • WpView
    Прочтений 12,025
  • WpVote
    Голосов 1,786
  • WpPart
    Частей 50
🕸️𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝑻𝒉𝒆 𝑪𝒉𝒂𝒓𝒎𝒆𝒓 🕸️𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝒀𝒊𝒁𝒉𝒂𝒏(𝒁𝑺𝑾𝑾) 🕸️𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑯𝒊𝒔𝒕𝒐𝒓𝒊𝒄𝒂𝒍/𝑷𝒐𝒍𝒊𝒕𝒊𝒄𝒂𝒍/𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕/𝑺𝒖𝒑𝒆𝒓𝑵𝒂𝒕𝒖𝒓𝒂𝒍/𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚 🕸️𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : °•𝔂𝓪𝓭𝓮𝓰𝓪𝓻•° 🕸️ افسونگر🕸️ 🕸️کتابِ دوم از مجموعه‌ی «وارثانِ جاودانگی»🕸️ 🕸️خلاصه: در سرزمین کهن و باستانیِ شمال چین، قبیله‌ی بسیار بزرگ و باعظمتی به نام «مردان گرگ» فرمانروایی می‌کرد. تمامِ آن رفاه و آسایش تا زمانی ادامه داشت که فرمانروا ون شانگ کبیر زنده بود. پس از مرگ او، سرزمین میان دو پسرش تقسیم شد و هر کدام بانگ فرمانروایی بنا کردند. در میان این اختلافات، دو جادوگر قدرتمند و خطرناک بودند که مداخله کردند و هر کدام به یکی از طرفین ملحق شدند. اکنون سلطنت و نبرد میان دو جادوگر، شیائو جان و وانگ ییبو آغاز شده بود! 🕸️وضعیت : پایان یافته
تایجیتو (یین‌یانگ) | Taijito  на GkingM
GkingM
  • WpView
    Прочтений 45,516
  • WpVote
    Голосов 8,500
  • WpPart
    Частей 71
فردی مسکوت که با دنیای تیره‌اش آرام است و دنبال‌کننده زندگی روزمره ساده‌ایست که تنها آن را بگذراند. حال اگر فردی بخواهد به دنیای تاریک و سیاه این شخص روشنایی ببخشد چه می‌شود؟! اثر هنری اعجاب انگیزی همچون دو الهه اربوس(الهه تاریکی) و الهه آپولون(الهه روشنایی) ، نماد تایجیتو(نماد یین‌یانگ) را به ارمغان دیده‌ها می‌آورد. چگونه می‌شود این دو نفر که در دو بُعد متفاوت زندگی می‌کنند دل به یکدیگر ببازند و همچون روز و شب یکدیگر تا تکمیل کنند ؟ ژانر: رومنس، اسمات، درام، انگست کاپل اصلی: ووسان نویسنده: آدینل ویراستار و ادیتور فصل اول: M.z، silver shades، Moonchild سلین، وویانیانگ، جوجه مینگی، سویونگ، روباهِ کیوتچه تشکر ویژه از عزیزانم داشتم که برای ویراستاری این داستان مشتاقانه قدم برداشتند و نقش آفرینی بزرگی کردند با زحمت و مسئولیت زیادی که محول شده بودند تمام تلاش خودشون رو برای سهولت خواندن و نگارش این داستان به کار بردند؛ از صمیم قلبم از یکایک بزرگوارانم ممنونم امیدوارم تمام زیبایی‌ها سهم زندگی و قلب مهربونشون شه💫 سپاس از دریای بیکرانِ محبتتون؛♥️ WooSan.G_M
ÁSVALDUR | VKOOK 'Completed  на toskafic
toskafic
  • WpView
    Прочтений 7,322
  • WpVote
    Голосов 989
  • WpPart
    Частей 25
وضعیت؛ پایان یافته✓ _همین‌جا بمون، نزدیک به من، کنارِ من. می‌خوام به هرجایی‌که قدم برمی‌دارم عطرت رو حس کنم. _تا کجا می‌خواید ادامه‌اش بدید ولیعهد؟! نزدیک نگهداشتن دشمنتون رو... نگهداشتن من رو، تا کجا پیش می‌برید؟ _انقدر که حس کنم از رگ گردنم هم بهم نزدیک‌تری! ~☆ نمایندگانی به‌ آوازه‌ی "شاه" از سوی خدایان با پرندگان بزرگی به زمین آمدند و راه و رسم زندگی را به مردم آموختند... آن‌ها وارث اژدها بودند و قدرت در رگ‌هایشان می‌جوشید! «مهم نیست چند کالبد و چند زندگیِ جدید رو تجربه کنم. انتهای تمامی داستان‌های من، به زندگی و مرگ همراه با تو گره می‌خوره.» این افسانه، یک تاریخچه‌ی کوچک از مردمانی‌‌است که بر سر وارثانِ خون، دلدادگی‌های ممنوعه، نفرت و جنون جنگیدند. _چشمهات عجیبن سیَه‌مو. جمله‌ای کوتاه با قصه‌ای بلند. چشمانش را پیش کشید، سکوت کرد و به تماشا نشست. مردِ مشکین‌مو قائده را با پیش کشیدن چشم‌های آران، پیش برد: _و تو... چشم‌های یک اژدها رو داری آران. -ÁSVALDUR- ازوالدور Epic-Fantasy, Adventure, Romance, Action, Angst, Smut. Written by.Dmitri
Whiskey[ویسکی] на Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Прочтений 2,957,056
  • WpVote
    Голосов 260,311
  • WpPart
    Частей 73
Vkook/kookv [completed] 《صد بار بهت گفتم تو کابین خلبان نباید سیگار بکشی...حرف حساب حالیت نمیشه انگاری؟...بلند شو برو بیرون.》 《اه کیم...با این طرز نگاه کردنت فقط اون پایینیه که واست بلند میشه》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 《بیاین بریم تو دنیای میلیاردرای دلاری... هوم؟ زندگی سرشار از زرق و برقشون... کسایی که حتی با دلار سر میز دور دهناشون و تمیز میکنن... این یکم هیجان داره و ترسناکه نه؟ دیدن زندگیشون از نزدیک... فاک... میخوام تورو بکنم یه میلیاردر دلاری.》 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ کاپل اصلی: vkook/kookv کاپل فرعی: yoonmin " namjin" ژانر:dram " romence " smat " omegavers نویسنده: biti حمایت یادتون نره 🐻🐰 ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
the Rebellion ::.. на btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Прочтений 123,744
  • WpVote
    Голосов 26,937
  • WpPart
    Частей 33
《 شورش 》 فصل دوم فیکشنِ "شاهدخت" برای جونگکوک، همه چیز فقط از نیازمندی و بیچارگی خودش و خانواده‌ش شروع شده بود... اما کسی چه میدونه؟ شاید اگه از همون اول میدونست قراره از وسطِ بزرگ‌ترین خیانت های سلطنتی و براندازهای بی‌رحمانه ی سیاست سر در بیاره، همون نیازمندی و بیچارگی رو ترجیح میداد! ~.~ ~.~.~ (⛔این فیکشن با کاپل اصلی Yoonmin هم توی همین اکانت با همین اسم وجود داره⛔) ~.~ ~.~.~ ژانر : ( سلطنتی-کلاسیک / سمات / رمنتیک / درام / طنز /... ) کاپل(ها) : اصلی ◀ تهکوک
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  на Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Прочтений 126,372
  • WpVote
    Голосов 19,218
  • WpPart
    Частей 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
+ еще 22
My Sin[مای سین] на Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Прочтений 1,448,026
  • WpVote
    Голосов 128,549
  • WpPart
    Частей 52
Vkook [completed] -من از ماشینت سواری گرفتم کیم. -میتونستی با صاحبش انجام بدی جئون. ... -ازت خواستم بمونی. -اره ازم خواستی... اما قرار نیس خواسته هات رو براورده کنم. ... دو نفر. از دو خانواده ی متفاوت. پشت نقاب سادگیشون یک شیطان پرورش دادن. اما خب... کسی یادش نبود. اون دو شیطان هرشب باهم... میرقصن. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ کاپل: تهکوک_ سپ_ نامجین و... ژانر:هیجانی_ عاشقانه_ روزمره_ +۱۸_ اسمات_ کمی بی دی اس ام( اما نه برای کاپل اصلی) ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎ 《ایده برگرفته از فیلم اسپانیایی گناه من》...برخی اتفاقاتِ خیلییییی کم تا حدودی شبیه فیلمه ولی ۹۰ درصد از اتفاقات هم تخیل خود نویسندست. ▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎