mtynaqanbari's Reading List
200 histórias
𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒ᵗ᷒ᰰ de Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Leituras 43,336
  • WpVote
    Votos 5,566
  • WpPart
    Capítulos 12
جونگ‌کوک به‌عنوان انیگمایی که بیشتر عمرش رو بین جرایم مختلف گذرونده بود، خیال می‌کرد هیچ‌کس نمی‌تونه جلودارش باشه؛ اما حضور دوست‌پسرش یه مشت بزرگ توی صورتش بود. جونگ‌کوک باید با حسودی‌های اون امگا چی‌کار می‌کرد؟ «دوستت‌ دارم جونگ‌کوک؛ اون‌قدر دوستت دارم که دلم می‌خواد به گرگم اجازه بدم گلوی هر کسی که بهت نزدیک می‌شه رو پاره کنه.» «مهم نیست اگه یه حیوون خطاب بشم یا هر مزخرف دیگه‌ای؛ اما تو می‌تونی قلبم رو بخوای و من همون لحظه از سینه‌ام برات درش میارم.» 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗉𝗎𝗇𝗄𝗒 ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒
𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ᭡  de Hansuoh
Hansuoh
  • WpView
    Leituras 36,620
  • WpVote
    Votos 4,608
  • WpPart
    Capítulos 9
𐙚‌ ‌‌ 𝖭𝖺𝗆𝖾: 𝖠𝗋𝖼𝖺𝗇𝖺 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾, ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖲𝖼𝗁𝗈𝗈𝗅 𝗅𝗂𝖿𝖾, 𝖣𝗋𝖺𝗆𝖺 مراسم ازدواج امگا و انیگمایی که هیچ‌کس حتی فکرش رو هم نمی‌کرد جفت هم باشن، تعیین شده بود و اون دو نفر نباید تا قبل‌از پیوند رسمی‌شون هم رو ملاقات می‌کردن؛ اما کی می‌تونست جلوی جونگ‌کوک رو بگیره که به دیدن امگاش نره و به بهانه‌های مختلف نبوسدش؟ البته یه مشکل جدی هم وجود داشت؛ جونگ‌کوک به‌عنوان جفتی که هنوز به تهیونگ اعتراف نکرده بود، بیش‌ازحد مالکانه و بی‌پروا رفتار می‌کرد. شاید امگای آلبالو نباید برای تحریک‌کردنش پیشنهاد به‌هم‌زدن ازدواجشون رو می‌داد‌؟ «کی می‌تونه جلوی من رو بگیره اگه بخوام ردت کنم و بی‌خیال این ازدواج بشم؟» «توی روی جفتت وایستادی و همچین سؤالی می‌پرسی امگا؟» ⚝ Telegram: ‌@Hansuoh
⛓️in his captivity🍂 de Anika2001sparkly
Anika2001sparkly
  • WpView
    Leituras 81,730
  • WpVote
    Votos 7,681
  • WpPart
    Capítulos 172
⛓️در اسارت او🍂 ⛓️Miss Aylar🍂
Gentleman Alphas  de Y_JL88
Y_JL88
  • WpView
    Leituras 7,427
  • WpVote
    Votos 1,014
  • WpPart
    Capítulos 10
کامل شده ❞ جی‌سوک پسر پانزده‌ساله‌‌ی آلفایی که می‌خواد مثل پدرش، آلفای جنتلمنیه بشه؛ پس جونگ‌کوک تصمیم گرفت به پسرش یاد بده که چطور ناز امگای خوشگلش، یعنی تهیونگ رو کشیده.❝ Couple: Kookv Genre: FakeChat, Omegaverse, Fun, Romance writer: Yas
『 𝑹𝑬𝑨𝑺𝑶𝑵 𝑶𝑭 𝑴𝒀 𝑪𝑹𝒀 ᴷⱽ 』 de Atlasless
Atlasless
  • WpView
    Leituras 166,539
  • WpVote
    Votos 12,989
  • WpPart
    Capítulos 22
"اتمام یافته" -چرا نمیذاری بمیرم؟ مگه این همه بدبختی رو از سمت من نمیبینی؟ -عزیزبودن میدونی چیه؟برام عزیزی، واضح تر بگم؟ دوستت دارم، عاشقت شدم، بلندتر بگم؟! COUPLE: KOOKV GNR: ROMANCE, FLUFF, ANGST, SMUT
NICHE  de i1ieon
i1ieon
  • WpView
    Leituras 57,338
  • WpVote
    Votos 4,906
  • WpPart
    Capítulos 15
خلاصه : تهیونگ برای ادامه‌ی تحصیل در طراحی لباس، برای دانشگاه سئول بورسیه میشه. اما چیزی که انتظارش رو نداشت استاد جدی و کم‌حرفیه که الگوی بزرگ دوره نوجوونی‌هاش بوده جئون‌جونگ‌کوک طراح مشهور و رئیس یکی از مطرح‌ترین کمپانی‌های مد آسیا و اروپا ، نه‌تنها استاد کلاس طراحی تهیونگه، بلکه در اولین تماس اتفاقی متوجه چیزی می‌شه که دنیاش رو زیر و رو می‌کنه - تهیونگ جفتشه تهیونگ بی‌خبر از همه‌چیز فقط دنبال پیشرفت اما برای جونگ‌کوک هر قدمی که بهش نزدیک می‌شه ، باید با احتیاط برداشته بشه چون نمی‌خواد امگای نارگیلی رو بترسونه وقتی مرز بین کلاس و دفتر کار ، استاد و دانشجو کم‌کم تار می‌شه تهیونگ باید تصمیم بگیره چقدر حاضره برای رؤیاهاش بجنگه - و جونگ‌کوک باید یاد بگیره چطور برای اولین‌بار از روند همیشگی زندگیش خارج شه و یک تصمیم احساسی بگیره ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯ كاپل اصلی : كوكوی كاپل فرعی : يونمين - جنسو ژانر : امگاورس | رمنس | کمدی | اسمات | آمپرگ فیك چت و توییت 📲 هپی‌اند ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌ ‌ㅤㅤㅤ ⎯⎯ ୨ ୧ ⎯⎯ حقيقتا راجب روزهای آپديتش زياد مطمئن نيستم و نظرمه تند تند آپ كنم تا تموم شه. شرطی براي آپ‌شدن پارت‌ها نميذارم
تو منو دیوونه می‌کنی! de AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Leituras 133,401
  • WpVote
    Votos 15,654
  • WpPart
    Capítulos 36
خدای جهان زیرین، جئون جونگکوک که یه مدته ساکن جهان فانی انسان‌ها شده، یه روز با اتفاق غیرمنتظره‌ای تو خونه‌ش روبه‌رو می‌شه. یه مرد غریبه کف آشپزخونه‌ش لم داده و داره بستنی شکلاتی‌‌های مورد علاقه‌ی جونگکوک رو عین انسان‌های اولیه غارنشین، با پنجولاش از تو جعبه بیرون میاره و می‌خوره. عجیب‌تر اینکه این غریبه ظاهرا نمی‌تونه حرف بزنه ولی می‌تونه از عالم غیب گل و بوته ظاهر کنه! یا خدای بهار، پرسیفون، که چیزی از دنیای فانی انسان‌ها و فرم انسانی خودش نمی‌دونه یهو سر و کله‌ش تو خونه‌ی هادس، خدای جهنم، پیدا می‌شه و این جونگکوک بدبخته که انگار باید همه چیو یادش بده. خب... باز جای شکرش باقیه که سرعت یادگیریش بالاست! "تهیونگ، نمی‌تونی لخت و پتی بگردی، لباس از ضروریاته!" "تهیونگ ضروریات دوست نداشت!"
Queen Kim (KookV) de NyxJeon97
NyxJeon97
  • WpView
    Leituras 273,705
  • WpVote
    Votos 28,282
  • WpPart
    Capítulos 22
ولیعهدی که در شب جشن تاج گذاری تصمیم به فرار گرفت و با پناه بردن به کشتی دزدان دریایی، سرنوشت خودش رو تغییر داد. [ رام کردن کاپیتان خون‌خوار دزدان دریایی، آخرین راه نجات برای رهایی از اسارت بود. ] رومنس/ اسمات کاپل: کوکوی/ کمی سُپ تمام شده.
Chocolate Alpha🍫  de licmhy
licmhy
  • WpView
    Leituras 331,827
  • WpVote
    Votos 38,535
  • WpPart
    Capítulos 100
~ کامل شده. • جونگ‌ته، پسر دو ساله‌ی کیم تهیونگ که یک امگای مجرده، با رفتن توی بغل جئون جونگ‌کوک، آلفای شکلاتیِ واحد رو به رویی آروم می‌شه و این اتفاق، زمینه‌ای برای اتفاقات بزرگ‌تر و برملایی رازهای زیادیه... •Couple: KOOKV •Genre: Omegaverse, Romance, Angst, Smut, Mpreg ~ Unknown: @ParlayanAybot ~ Channel: @liUMooni
Damon/رام کردن de Lomara_926
Lomara_926
  • WpView
    Leituras 99,910
  • WpVote
    Votos 5,487
  • WpPart
    Capítulos 25
رمانِ: DAMON نویسنده: لومارا کیم‌تهیونگ٬بااون‌پوستِ‌گندُمی و لطیفش ..یجور زیباییِ دست‌نیافتنی داشت..استخونه‌گونهٔ‌ش برجسته بود..لب‌ های خوش‌فرم و قلوه‌ای داشت که همیشه یِ حالتِ نیمه‌لبخند روشون بود ٬ اما چیزی که تهیونگ رو از بقیه خاص‌تر‌ نشون میداد ٬ چشم‌هاش‌بود...قهوه‌ایِ‌روشن مثلِ عَسلِ‌ناب ..بعضی وقتا وقتی نور بهشون میتابید یه هاله‌ی طلایی دورِ مردمک چشمش درست میشد ..مژه های بلند و مشکیش مثلِ‌سایه‌بونه ظریفی روی چشماش افتاده بود تهیونگ ی زیبایی دلنشین و گیرا داشت..ی‌جورایی انگار تابلو نقاشی زنده بود‌ ی اثره هنریِ بی‌نقص.. و جئون جونگکوک.. مردی که به گرگ سیاه میشناسنش.. مافیایی که بیرحم و کاریزماتیکه٬تنهاییِ عمیقی داره.. گذشته ی سختی داشته اونقدر سخت که میتونم بگم از همون بچگی برای تسکین درداش به یه قاتل تبدیل شد "نقطه‌ضعف؟!" ممکنه یِ‌نفر باشه ٬ کسی که قلبش‌رو‌لمس‌میکنه که باعث میشه چشم‌های اون مرده تنها بازشه.. کسی‌که با ی نگاهِ آرومش٬ همه‌ی‌ زخم‌هاش رو ساکت میکنه.. "آیا ممکنه کیم تهیونگ و جئون جونگکوک که از دو دنیای کاملاً متفاوتن.. یکی مثلِ نور ٬ ساده ٬ لطیف و بی‌خبر از تاریکی دنیا.. یکی مثلِ شب٬ پر از راز ٬پر از زخم ؛ پر از خشم و نفرت.." همدیگرو ملاقات کنن.. و بعد‌عاشق‌‌بشن؟