Marita7979's Reading List
22 stories
𝘐𝘮𝘱𝘰𝘴𝘴𝘪𝘣𝘭𝘦 || KookV by yamiic3
yamiic3
  • WpView
    Reads 520,403
  • WpVote
    Votes 62,036
  • WpPart
    Parts 57
「پایان یافته」 چشم های لرزون و خیس از اشکش رو باز کرد و با صدایی آرومی که می‌شد فریاد ترس رو شنید، سکوت جنگل رو شکست: _خواهش.. م-میکنم... ن-نزدیکم نشو! اما تنها چیزی که اتفاق افتاد نزدیک شدن اون گرگ عظیم‌الجثه بود. می‌تونست قسم بخوره بازدم داغش تمام صورتش رو سوزنده بود. قطره‌ای اشک از گوشه چشم‌هاش پر کشید و به سمت چونه لرزونش کوچ کرد "زندگیش همیشه به تکراری ترین حالت ممکن می‌گذشت و همیشه فکر میکرد یک روز شخصی جنازش رو زیر پتو روی تخت پیدا میکنه، درحالی که بوی گندش تمام خونه رو به کثافت کشونده!" با غرش بلند اون موجود ترسناک، فهمید اونقدرها هم زندگیش کسل کننده نیست... "حداقل قرار بود توسط یک گرگ، گوشت از بدنش جدا شه!" •┈┈┈•┈┈┈•┈┈┈ 𝐰𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐘𝐚𝐦𝐢🌱 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯, 𝐡𝐨𝐩𝐞𝐦𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝑨𝒏𝒈𝒔𝒕, 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐬𝐮𝐦𝐭
PURE║VKOOK by sufiland
sufiland
  • WpView
    Reads 231,979
  • WpVote
    Votes 20,333
  • WpPart
    Parts 39
«جئون‌جونگکوک برای نجات پدرش دست به انجام هر کاری زد ، حتی امضاء کردن قرارداد بردگی خودش...» ❈نام‌اثر: |پــاکـــ| ❈کاپل: ویکوک ❈ژانر: روانشناسی / دارای صحنه‌های ناقض حقوق انسانی +18 / انگست / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پایان‌یافته]✓ •رفتار تمام شخصیت‌ها ریشه‌ی روانشناسی دارد. درصوتی که قادر نیستید با این ژانر ارتباط برقرار کنید لطفاً مطالعه نفرمایید. •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد ؛ لطفا جوگیر و تعصبی نشوید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
Monalisa by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 3,887
  • WpVote
    Votes 679
  • WpPart
    Parts 6
[ Couple: Kookv [ Genra: Drama, Romance قسمتی از فیک‌چت: - چرا یه جوری حرف می‌زنی که انگار مرده؟ - چون مرده؛ تو کشتیش! تو با حرف‌هات، با کارهات با تموم بی‌‌رحمی‌هات، کشتیش. - حالا بخند، لبخند مونالیزاش!
+10 more
Martini 🍸 by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 10,141
  • WpVote
    Votes 1,556
  • WpPart
    Parts 16
⌱ Martini [ Couple: VKOOK [ Genra: Fluf, Romance, Comedy بخشی از فیک‌چت: - فرار؟ ما همچین کاری نمی‌کنیم هیچ‌وقت! - این مایی که می‌گی، چند نفره؟ - سه نفر؛ منم و مرام و معرفتم.
Achmaz by Annil_o
Annil_o
  • WpView
    Reads 91,994
  • WpVote
    Votes 8,206
  • WpPart
    Parts 11
جونگ‌کوک حتی فکرش رو هم نمی‌کرد نودفرستادن برای استاد کیمی که ازش متنفره، باعث بشه درگیر راز کثیف و غیرقابل‌تصور اون استاد بشه؛ چه برسه به اینکه بابت اون اشتباه، باید هر شب خسارتی بپردازه که زندگیش رو به دور از تصورش ببره! _داستان اینه وروجک؛ تو می‌خوای بدویی و من بیفتم دنبالت، منم دویدن رو خوب بلدم. - مگه موش و گربه‌ایم؟ _ تو شکار منی، منم شکارچی‌ام. - غذا نیستم من. اخم‌هاش رو توی هم کشید؛ به غرور پسرانه‌اش برخورده بود خب! اما مرد، خیره به لب‌های آویزون پسر که تبدیل شده بود نقطه‌ضعفش، گفت: _ اما خوشمزه‌ای. - معلومه که هستم! 𝅏 𝗡𝗮𝗺𝗲: Achmaz-Vkook 𝅏 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:‌ Comedy, Smut, BDSM, School life
 | 𝐵𝐴𝐵𝑌 𝑇𝐼𝐺𝐸𝑅 |  𝐾𝑜𝑜𝑘𝑣 by writer_N_V
writer_N_V
  • WpView
    Reads 276,988
  • WpVote
    Votes 25,531
  • WpPart
    Parts 29
خلاصه : "جئون جونگ کوک مردی ثروتمند ، زیبا و جذاب و البته خاص که چیزی تو زندگیش کم نداره جز یه چیز " "عشق " اون دنبال عشق خودش میگرده تا اینکه به لطف دوستش مین یونگی با بیبی تایگر به نام کیم تهیونگ آشنا میشه و اونو به سرپرستی میگیره تا اینکه .... _________________________________ ✍︎ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦𝘴 : 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺 , 𝘥𝘳𝘢𝘮𝘢 , 𝘴𝘮𝘶𝘵 🔞 . ✍︎ 𝘔𝘪𝘯 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦 : 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 . ✍︎ 𝘖𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘤𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : 𝘠𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 . ✍︎ 𝘜𝘱 𝘋𝘢𝘺𝘴 : 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 . ✍︎ 𝘸𝘳𝘪𝘵𝘦 : 𝘕.𝘝 . # 1 𝑖𝑛 𝐾𝑜𝑜𝑘𝑣 # 1 𝑖𝑛 𝐾𝑖𝑚 𝑆𝑒𝑜𝑘𝑗𝑖𝑛 #1 𝑖𝑛 𝑗𝑢𝑛𝑔 𝐻𝒐𝒔𝒆𝒐𝒌 # 1 𝑖𝑛 𝑆𝑢𝑝𝑒𝑟 𝑁𝑎𝑡𝑢𝑟𝑎𝑙 #1 𝑖𝑛 𝑀𝑖𝑛 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑔𝑖 # 2 𝑖𝑛 𝐵𝐿 # 1 𝑖𝑛 𝐻𝑖𝑠𝑟𝑜𝑟𝑦
𝐛𝐚𝐜𝐤 𝐭𝐨 𝐲𝐨𝐮 | بازگشت به تو by valteria__01
valteria__01
  • WpView
    Reads 95,441
  • WpVote
    Votes 6,651
  • WpPart
    Parts 49
«اتمام یافته» جئون جونگکوک دانش آموز ۱۷ ساله ای که عاشق مربی نقاشیش میشه یعنی کیم تهیونگ ۲۵ ساله.. اما چی‌ میشه اگر بفهمه مربیش چیزی که نشون میده نیست ؟! چی میشه اگر این عشق زندگیش رو عوض کنه دیگه نزاره کسی لمسش کنه؟! genre:Angst/Smut/romantic couple:vkook/younmin
𝐆𝐨𝐢𝐧𝐠 𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫~ 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 257,116
  • WpVote
    Votes 45,993
  • WpPart
    Parts 41
- میشه یه ویولن بهم بدین؟ - چی میگی؟ داری میمیری و ویولن میخوای؟ - چون دارم میمیرم ویولن میخوام. ****** - بهت گفتم اوپا صداش نکن - من گی ام. نگران خودت باش جناب جئون! ****** - انگار خیلی دلت برام تنگ شده بود. - میدونی از این زبون خوشم نمیاد برای همین استفادش میکنی؟ - درست مثل تو منم عاشق چیزایی ام که تو ازشون بدت میاد. **** ژانر: عاشقانه🍬، مافیا🚬، کمی روزمره🍓، مقداری انگست، طنز کوچولو🧁 اسمات نداره❤ کاپل: کوکوی
Atonement / تاوان by Dreamer_A7
Dreamer_A7
  • WpView
    Reads 268,692
  • WpVote
    Votes 24,502
  • WpPart
    Parts 35
تاوان / Atonement (کامل شده ) کاپل : تهکوک ژانر : عاشقانه/ درام /کلاسیک ( ۱۹۴۵ - ۱۹۵۵ میلادی ) امگاورس / امپرگ ( اسمات ) یکی لابه لای تیره ترین روز ها ، چشم انداز قلب و ذهنش آینده ای روشنه ... یکی لابه لای آسوده ترین روز ها ، قلب و ذهنش غرق در ناچاری گذشتشه ... گذشته و آینده ای که در نقطه ای ناچارا به هم می رسن ، و اون نقطه سر آغاز حکایت تازه ایست داستان یک امگا و آلفا در روز های بعد از جنگ جهانی دوم جونگکوک امگایی با اراده ای ستودنی ، امگایی که یاد گرفته برای عبور از سنگ های برنده و تیره ی مسیر زندگیش چطور کفش های آهنین به پا کنه .... و کیم تهیونگ ، آلفایی خوش شانس که زندگی هر اونچه که یک مخلوق برای خوشبختی نیاز داره بهش بخشیده ، اما اگه ازش بخوان زندگی رو تو یک کلمه توصیف کنه ؛ پاسخ اون خواهد بود ؛ « خشم » حقیقتی که زیگموند فروید گفت ؛ « افسردگی از جنس غم نیست افسردگی از جنس خشمه » و به راستی بدترین خشم ها ، خشم نسبت به خود هست ! این داستان از هر اونچه که فکرشو بکنی متفاوت تر خواهد بود ! کافیه چند پارت همراهم باشی دوست عزیزم 🌻
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 587,688
  • WpVote
    Votes 49,323
  • WpPart
    Parts 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست