𝓵𝓸𝓿𝓮𝓭 𝓼𝓸 𝓶𝓾𝓬𝓱
28 stories
ROOM 505 [L.S] by darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Reads 1,034
  • WpVote
    Votes 212
  • WpPart
    Parts 5
✔️completed کامل شده --- لویی فکر میکنه شاید اودیپ سرگردان دشت تبس، سر از اتاق اون در آورده. --- از مجموعه‌ی توهم بر اساس افسانه‌ی اودیپیوس بر اساس آهنگ 505 از Arctic Monkeys جولای ۲۰۲۲-مارچ ۲۰۲۳
JANUARY [L.S] by darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Reads 24,741
  • WpVote
    Votes 4,332
  • WpPart
    Parts 12
✔Completed کامل شده --- چیزی که هری رو خشمگین می کنه ، مردم نیستن. اون قبر نیست. خودشه. ▪︎هشدار : قتل، مرگ، تجاوز و فعالیت های جنسی. •محتوای غم انگیز --- فصل اول : ژانویه فصل دوم : فوریه --- از مجموعه‌ی ماه‌ها آگوست-دسامبر ۲۰۲۰
FEBRUARY [Z.M] by darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Reads 7,165
  • WpVote
    Votes 1,394
  • WpPart
    Parts 9
✔completed کامل شده --- _ رها کن. این نجاتت می ده. ▪︎هشدار : قتل، مرگ، فعالیت های جنسی. •محتوای غم انگیز --- فصل اول : ژانویه فصل دوم : فوریه --- از مجموعه‌ی ماه‌ها فوریه-آگوست ۲۰۲۱
Somewhere In The Woods by emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    Reads 8,749
  • WpVote
    Votes 2,925
  • WpPart
    Parts 32
{کامل شده} 𝘻𝘢𝘺𝘯 𝘮𝘢𝘭𝘪𝘬 / 𝘭𝘪𝘢𝘮 𝘱𝘢𝘺𝘯𝘦 عمارت مین وود یک پیرزنه. پیرزنی که لباس های نو تنش کرده باشی و توقع داشته باشی دوباره جوان و شاداب بشه. و زینِ بیست و شش ساله این رو خوب میدونه، میدونه که پشت لبخند درخشان و گیرایی نگاهش چهره ای مخفی شده که کسی ندیده. چهره ی پسربچه ای که با نگاهی مبهم به حرف های خاله ی خشک مذهب و عبوسش گوش میده. با کنجکاوی به مجسمه مریم مقدسِ توی کلیسا خیره میشه و هیچوقت نمیفهمه که چطور دست باریک و لرزان سرنوشت صورتش رو لمس میکنه و اون رو وارد صحنه ی نمایشش میکنه. جایی که به این باور میرسه که "یک افسانه هرگز نمیمیره" {𝘛𝘩𝘦𝘺 𝘸𝘦𝘳𝘦 𝘤𝘳𝘺𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦𝘪𝘳 𝘴𝘰𝘯𝘴 𝘭𝘦𝘧𝘵, 𝘎𝘰𝘥 𝘪𝘴 𝘸𝘦𝘢𝘳𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘭𝘢𝘤𝘬 𝘏𝘦'𝘴 𝘨𝘰𝘯𝘦 𝘴𝘰 𝘧𝘢𝘳 𝘵𝘰 𝘧𝘪𝘯𝘥 𝘯𝘰 𝘩𝘰𝘱𝘦, 𝘩𝘦'𝘴 𝘯𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘤𝘰𝘮𝘪𝘯𝘨 𝘣𝘢𝘤𝘬} /ژانر: تخیلی، معمایی، رمز و راز/ Number 1 #mysteriuos Number 2 #ziam
No One Hears the Sunken Boats Cry by louismaboy
louismaboy
  • WpView
    Reads 2,267
  • WpVote
    Votes 471
  • WpPart
    Parts 5
(این کتاب متوقف شده است) روزهاى خوبى نبودند. در قحطیِ عشق و در آن سرمایِ استخوان‌سوز، میان فریادها و نجواهایِ جنون‌آمیز؛ دیوانگانِ سرگشته‌ی شهر می‌دانستند که تنها عاشق باقی مانده از این جنگِ نابرابر من بودم. غوطه‌ور در لجن‌زارِ مرگ، تو را نجیبانه دوست داشتم.
A Letter For Every Christmas Together [L.S] by AidaStylinson
AidaStylinson
  • WpView
    Reads 5,534
  • WpVote
    Votes 2,084
  • WpPart
    Parts 27
[ C o m p l e t e d ] لویی و هری این رسم عجیب رو بین خودشون دارن که هر کریسمس برای همدیگه نامه بنویسن... نامه‌هایی که داستان زندگیشون رو طی سال‌های مختلف شرح میده. • Persian Translation • Translate by: @AidaStylinson • Original Story by: @Louboobear28 • Cover: bykarax
Lunar Waltz [L.S] by AidaStylinson
AidaStylinson
  • WpView
    Reads 66,589
  • WpVote
    Votes 14,789
  • WpPart
    Parts 33
[ C o m p l e t e d ] + ازم می‌خوای یه آلفا رو اغوا کنم؟ - در واقع ازت می‌خوام با یکیشون ازدواج کنی. •امگاورس✓ •Persian Translation #1 in HarryStyles #1 in HarryandLouis #1 in Persiantranslation #1 in Stylinson #1 in Larry #1 in Tomlinson #1 in Styles #1 in LouisAndHarry #1 in LiamPayne #1 in translation •Translated by: @AidaStylinson •Original Story By: @Outropeace •Fanart: Pupperlouis
Petrichor/ L.S by mah_sr
mah_sr
  • WpView
    Reads 15,119
  • WpVote
    Votes 2,708
  • WpPart
    Parts 20
[COMPLETED] بوی مرا بشنو و بر کویر قلب من، ببار. پنج اکتبر دو هزار و نوزده تا نه مارچ دو هزار و بیست.
MEMENTO [L.S] by darya_mhb
darya_mhb
  • WpView
    Reads 306
  • WpVote
    Votes 47
  • WpPart
    Parts 1
×On Hold --- Memento یادگاری --- همیشه، توی گلبرگ های خونی ای که شاه سرفه می کنه و بعد با دقت بین کتاب هاش خشک می کنه، غم رو به صورت فیزیکی می بینه. یه نوع سوگواری خاص؛ یه دلشکستگی مرگ آور. ▪︎هشدار: خشونت، برهنگی، قتل. کودک آزاری، دگرآزاری، خود آزاری. اشاره و توهین به ادیان. --- اکتبر ۲۰۲۱
•Amazing Sin• [L.S]  by SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    Reads 52,339
  • WpVote
    Votes 7,685
  • WpPart
    Parts 19
[Complete] چرخ‌دنده‌های مغز لویی شروع به حرکت میکنن.چرخ‌دنده‌های شیطانی‌ای که باعث شدن لویی یه نقشهٔ انتقام عالی از تیلور رو بکشه.دیگه نشستن و تحمل کردن کافیه.اگه تیلور میخواد لویی رو 'هرزه' خطاب کنه،اشکالی نداره،لویی هم مثل یه هرزهٔ واقعی رفتار میکنه. "میخوام یه چیزی بگم و شما هم به عنوان دوستام،وظیفه دارین که در هر صورت عاشقم باشین." "این اصلا خوب نیست." نایل گفت و زین فقط ناله کرد. "جریان اینه که...من میدونم ما این قانونِ مسخرهٔ 'واکنشی به حرف‌های تیلور نشون نده' رو گذاشتیم.ولی اگه من بتونم از یه راه دیگه ازش انتقام بگیرم چی؟" لویی پرسید.اون منتظر جواب نموند،چون میدونست که دوستاش تا الان یاد گرفتن چاره‌ای به‌جز قبول کردن حرف‌های لویی و همکاری کردن باهاش رو ندارن. "اگه دوست‌پسرش رو بدزدم چی؟" یا،داستانِ لویی 'دزدِ دوست‌پسر' تاملینسون. °Persian translation°