"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!"
ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد.
پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟"
پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟"
پسرکوچکتر هیجان زده جواب داد"معلومه، عشق من نسبت به هیونگی!"
ژانر: هایبرید/امگاورس/فلاف/اسمات/امپرگ
کاپل: ویکوک
عشق ممنوعه و تاوان گزافش هميشه وجود داشته.
تاوان گزاف اين ممنوعيت شيرين براى يك خدا و يك شيطان چيست؟
ظاهر حقيقت وجود موجودات نيست؛ گاهى برخى بد ها، خوبى هاى عظيم و پنهانى در خود دارند كه ما از آن بى خبريم...
#2 in Fantasy
_من....من...میترسم تهیونگ
+جونگکوک..جونگکوک...گوش ت با منه؟ دنیا رو به آتیش میکشم اگه دستش بهت بخوره، قسم میخورم
ژانر: درام،رمنس،انگست،اسمات
◁کاپل: ویکوک ،یونمین
#تهکوک#ویکوک#یونمین
[امید من]
جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود.
اون یه بُعد دیگه بود؟؟
Couple:VKOOK
🍫
وضعیت: پایان یافته.