دوتا درایور حرفهای سوپرماشین
چی میشه اگه به خاطر باخت یکیشون مجبور شه تن به خواستههای اون یکی بده!؟
*********************
-بدنت یا ماشینت؟
+هاا؟
وی با انگشتش گوشه ی ابروشو خاروند و نفسشو صدا دار بیرون داد
-چجوری بهای باختتو میپردازی؟بدنت یا ماشینت؟
************************
ژانر:اسمات،درام،رمنس،اکشن
کاپلها:ویکوک و کوکوی،یونمین،نامجین
خلاصه:
"همهچیز از پیشگویی های یک کتاب شروع شد... کتابی که نوار سرنوشت دو نفر رو بهم متصل میکرد، دو نفری که از نظر شرایط و موقعیت فرق های زیادی با هم داشتند. درسته که خبر اون کتاب و افسانهی پشتش مدام دست به دست میشد، اما آیا کسی بود که بخواد داستانِ پشت اون کتاب و افسانهی پشتش رو جدی بگیره؟"
***
_من دلیلی برای اینهمه زیبایی در وجود یک نفر نمیفهمم... اینقدر دلربا، فریبنده، جذاب! نمیدونم شاید بهش حسادت میکنم، شاید تو دلم طلب میکنم این زیبایی تنها مختص خودم باشه، ماله خودم باشه... طوری که کسی مجذوبش نشه. تنها نگاه خیرهء من روش باشه، تنها من بپرستمش، تنها من لایق پرستیدنش باشم، بخندونمش، باعث شادیش بشم، زندگیم و به پاش بریزم، مرهم درد هاش بشم، شونهای بشم برای تکیه زدنش، برای رفع خستگیش، اون کسی بشم که نخواد با کسی تقسیمش کنه. کسی بشم که توسطش دوست داشته بشم. که بخوامش و اونم منو بخواد.
خیلی ها هستن که جذبش میشن... اون مثل آتیشه، همونقدر فروزان، همونقدر درخشنده و جذاب، و همه مثل هیزم هایی در پی فروزندگی و فریبندگیش میسوزند و جذب میشن... چشم هایی هستن که اون رو میبینن، زیباییِ بیهمتاش رو... اندام دلفریبش رو، کاشکی همه چشم هایی که اون رو میبینند، چشم های من باشن...
•FairyTale. [اتمام یافته]
•Genre: Historical_Fantasy_Roman
وقتی دید جونگ کوک اسلحه شو بیرون اورده و به سمت تهیونگ گرفته ساکت شد . جو ترسناک و استرس زایی حاکم شده بود که باصدای شلیک تفنگ ترس کل وجودشون رو گرفت....
♧ کاپل اصلی == کوکوی
♧ کاپل فرعی==یونمین ، نامجین
📌 فیکشن ترجمه هست .
♤completed♤
**ادیت نشده
~
تهیونگ و جونگکوک تنها سکس پارتنر همن اما جونگکوک اهمیت زیادی برای این رابطه قائل نیست
چی میشه اگه یه رازی این بین وجود داشته باشه؟!
کاپل اصلی : کوکوی
کاپل فرعی : سپ نامجین
ژانر : انگست ، رومنس ، فیک چت ، اندکی اسمات
میگفتن عشق بچگانه نمی تونه پایدار باشه و هوس زودگذره
ولی این دیگه چه جور عشقی بود که جئون تهیونگ بیخیالش نمیشد.
جانگکوکی که بعد از سه سال همسرش رو پیدا میکنه و با چیزا غیر منتظره رو به رو میشه...
[completed]
خلاصه: این ازدواج اجباری برای جونگ کوک، اونم توی کشور هموفوبیکی مثل کره سم بود. نمیدونست چطوری از اون موقعیت فرار کنه. نمیدونست چطور شجاعتش رو جمع کنه و مخالفت کنه. فقط میدونست که هرچقدر بیشتر مقاومت کنه، بیشتر توی این منجلاب فرو میره...
ژانر : ازدواج اجباری - عاشقانه - انگست - هپی اند
کاپل : ویکوک (تهکوک) - نامجین - یونمین
شروع : 1400.1.1
پایان : 1400.4.30
✨Best rankings✨
#1 Vkook
#1 BTS
#1 Farsi
#1 jungkook
#2 فارسی
#1 تهیونگ