Haveńt read yet
18 stories
•• Supreme ••  by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 542,592
  • WpVote
    Votes 136,617
  • WpPart
    Parts 95
آلفاها همیشه نژاد برتر بودن. این یه اصل بود. همه این رو می‌دونستن. اما اگه این جایگاه همیشگی توسط یه نژاد دیگه تکون بخوره دنیا چه شکلی میشه؟ ♟ • فیکشن : #Supreme ♟ • کاپل‌ها : چانبک.ویکوک.کایسو ♟ • ژانر: امگاورس. درام. رمنس ♟ • محدودیت سنی : 🔞 ♟ • نویسنده : @SilverBunny 🐰
Thantophobia  by parkhyunee_s
parkhyunee_s
  • WpView
    Reads 5,313
  • WpVote
    Votes 1,360
  • WpPart
    Parts 6
《ترس همیشه وجود داره و هیچ وقت از بین نمیره، فقط باید حواسمون باشه این حس روی روزمرگی ها و زندگی مون تاثیری نذاره چون اگه به این حس اجازه ی پیش روی توی زندگی مون رو بدیم از درون ما رو نابود میکنه و به اطرافیان و عزیزانمون آسیب میرسونه...》 زندگی بکهیون بعد از اون شب براش تبدیل به یک عذاب همیشگی شد، اون شبی که به ماهیتش پی برد ،خانواده اش رو از دست داد و جفتش رو پیدا کرد، جفتی که فکر میکرد میتونه اونو از تاریکی وجودش نجات بده ولی این اتفاق نیوفتاد و بیشتر درون تاریکی فرو رفت.. چون جفتش ازش متنفر بود و اونو از خودش میروند. اون نمیدونست که دلیل تمامی رفتارهای جفتش از روی ترسه،ترس از دست دادن عشقش...!!! Thantophobia:(noun.) The phobia of losing someone you love. -𝗙𝗶𝗰𝘁𝗶𝗼𝗻 :Thantophobia ⛓🐺◞̽ ──────⟢𖧵⟣───── - 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦𝘴 : Chanbaek,Kaisoo - 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦 : Omegaveres,Angest,Amut ──────⟢𖧵⟣───── ⊹#Full #Complete
༅•𝐂𝐥𝐚𝐲⋆࿐໋❬𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝❭ by byun_dreamer
byun_dreamer
  • WpView
    Reads 1,694
  • WpVote
    Votes 451
  • WpPart
    Parts 6
Fiction "Clay" Couple: Chanbaek Genres: Slice of life, Romance, Angst Author: Dreamer Summary: "باران بر شیشه های شکسته میبارید. کوبش قطرات سنگینش، بر روی خاک‌‌رس های رها شده، تل خاکی تیره رنگ به وجود آورده بود. بوته‌ی توت‌فرنگی، از سبز روشن، به سیاه درآمده بود. باران میبارید و باد نامه های نیمه سوخته را در زیر باران تکان میداد. باران میبارید و خونِ نشسته بر روی دستِ مشت شده‌ی مردِ زیر آوار، توسطش شسته میشد. باد می آمد و نامه هارا زیر باران تکه تکه میکرد، اما آخرین نامه میان انگشت های خونین و رنگ پریده‌ی مرد، سالم مانده بود. آخرین نامه از او...!" وضعیت: تمام شده
[Completed] •⊱ Bloodlines ⊰• Persian Translation by EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    Reads 13,951
  • WpVote
    Votes 2,083
  • WpPart
    Parts 35
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن ترجمه ای Bloodlines فصل دوم: Legacy کاپل: چانبک، كايسو، هونهان، سولي، تائوريس، شيوچن ژانر: رمنس، ماوراء طبيعي، اكشن، خون آشامي، تخيلي، اسمات نویسنده: ParkAnJae مترجم: Silver Zhang ( @ZhangSilver ) "نمیذارم ترکم کنی..." "نجاتم بده." "فقط به من نگاه میکنی..." "گرفتارم کن." "چون تو مال منی..." "تغییرم بده." تو هم یکی از اونایی... ضعیف و شکننده با این وجود قدرتت به من غلبه میکنه تو هرچیزی هستی جز انسان .حریص...مستبد با این وجود منو نرم به آغوش میگیری، بی اندازه عاشقمی ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
With You Under Moonlight / با تو زیــر نـــور ماه   [ChanBaek] by Parkbaekkhyuni
Parkbaekkhyuni
  • WpView
    Reads 37,253
  • WpVote
    Votes 8,511
  • WpPart
    Parts 45
خلاصه : پارک چانیول الفای قدرتمند منطقه اولونگدوعه توی یه روز تابستونی سرنوشت بیون بکهیون و پارک چانیول رو سر هم قرار میده و بر اساس یه اشتباه همه چی بهم میریزه و هردو مجبور به تحمل یه دوری میشن 𝑾𝒊𝒕𝒉 𝒀𝒐𝒖 𝑼𝒏𝒅𝒆𝒓 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝑴𝒂𝒊𝒏 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑩𝒂𝒆𝒌 𝑶𝒕𝒉𝒆𝒓 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : 𝑯𝒖𝒏𝑯𝒂𝒏 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑺𝒎𝒖𝒕 & 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆 & 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆 & 𝑫𝒓𝒂𝒎 & 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒕𝒊𝒄 & 𝑩𝒐𝒚 𝑿 𝑩𝒐𝒚 & 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒚 𝑬𝒏𝒅 𝑺𝒕𝒂𝒕𝒖𝒔 : 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑴𝒐𝒐𝒏𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 #chanbaek
"Metanoia" [Complete] by RayPer_Fic
RayPer_Fic
  • WpView
    Reads 16,378
  • WpVote
    Votes 3,494
  • WpPart
    Parts 47
•¬‌کاپل: کایسو | چانبک •¬‌ژانر: گرگینه ای | ماوراطبیعی | انگست | اسمات •¬‌خلاصه: همه چیز جمع شده بود توی یه رستوران قدیمی که مشتریای ثابت خودش رو داشت و بیشتر اوقات خلوت بود. یه رستوران که به وسیله افراد عجیبی گردونده میشد که فقط به ظاهر میتونستن کنار هم دووم بیارن، چون باطنا هیچکدوم از رازهایی که تو سینه هاشون پنهان کرده بودن حرفی نمیزدن. شرایط برای آشپز و گارسونی که حتی از شنیدن بوی همدیگه نفرت داشتن و با وجود رئیسشون که از قضا یه آلفا بود به سختی کنار هم دووم می آوردن، وحشتناک تر بود. بکهیون سال ها بود که به زندگی بی دردسر انسان ها عادت کرده بود، اما هرگز به بتای رستوران محبوب و ساکتش که حالا تبدیل به جاذب دردسر شده بود عادت نداشت. اول که یک گرگ گند اخلاق عصبی رو به رستورانش کشوند، و حالا هم داشت جون میکند تا از یک خطر بزرگ بغل گوشش جون سالم به در ببره. کی فکرشو میکرد توی رستورانش یه حابل خفته داشته باشه؟! ═ ∘♡༉∘ ═ #Respina🍁
𝓐𝓴𝓪𝓲 𝓲𝓽𝓸 by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 143,672
  • WpVote
    Votes 1,435
  • WpPart
    Parts 4
🦋عنوان: نخ قرمز سرنوشت 🦋ژانر: فانتزی، سوپرنچرال( تلفیقی از دنیای امگاورس، ومپایری، هایبردی)، انگست، رمنس، اسمات، کمی خشن 🦋کاپل ها: چانبک.....کای و سهون....کایهون یا سکای بودنش در طول داستان مشخص میشه... 🦋خلاصه: مثل تمام اُمگاهای پروانه‌ای با یه طرح نصفه ققنوس روی کمرش به دنیا اومد...طبق رسم هالونیا قرار بود به محض تولدش از بین خفاشی‌های سرزمینش "جفت حقیقیش" به آغوش بکشتش و آواز عاشقانه‌ای براش بخونه...اما بر عکس تمام پروانه‌ها هیچ آلفایی بزرگتری وجود نداشت که نشانش مکمل و نصفه دیگه "ققنوسش" باشه... اولین اُمگای پروانه‌ای بود که جفتی نداشت..‌.این شروع یه نحسی بود یا یه خوشبختی.... تکمیل شد...
Lost my mind. by polargreen
polargreen
  • WpView
    Reads 89,272
  • WpVote
    Votes 29,628
  • WpPart
    Parts 52
🕯️COMPLETED🕯️ روزهای با تو بودن، دیگه برای من قابل لمس نیست و انگار تمام اون روزها رویا بودن، تمام اون روزها خوابِ شیرینِ من در انتهای یک روزِ سرشار از نداشتنِ تو بودن و اون خوابِ شیرین مدت‌هاست که توسطِ شب به تجاوز رسیده و من بدن زخمی و خونی خاطرات و رویاهام رو روی دست‌های ناتوانم بلند میکنم تا تمیزشون کنم... اما چرا مدام خونی‌تر میشن؟ هم دست‌هام و هم رویاها و خاطراتم! حالا تمام روزها، هوای منفیِ بیست درجه‌ی تنهاییه و رادیو اعلام نمی‌کنه که امروز چندمین روزِ بدون تو بودنه... -Couple : Chanbaek (baekyeol), Sebaek. Other. -Genre : Drama, Romance, Fantasy, Smut(+18), Angst.
i want to hear your voice by shinyrose_04
shinyrose_04
  • WpView
    Reads 20,208
  • WpVote
    Votes 4,052
  • WpPart
    Parts 35
🥇 1 in angst کاپل : چانبک ، هونهان خلاصه : پارک چانیول پسر وزیر کره تظاهر میکنه که عاشق بیون بکهیون شده . بکهیون پسری معمولی و کم شنواست که چانیول رو باور میکنه و عاشقش میشه اما دنیا بهش اجازه نمیده که طعم شیرین خوشبختی رو حس کنه ! برشی از فیک : { _ تو میگی حاضری برای عشق بمیری . اما نه چیزی راجب مردن میدونی و نه چیزی راجب عشق ! من بارها برات مردم چانیول ... هربار که تحقیرم کردی مردم ! هربار که جلوی من اون دخترو میبوسیدی میمردم ! میفهمی چی میگم چان ؟ من هزاران بار برات مردم! ________________ چان بی صدا نگاهش میکرد و چیزی نمیگفت . نگاه بک تیره شد و شونه ی چان رو ول کرد و ازش فاصله گرفت. دستشو به گوشاش رسوند و سرشو انداخت پایین : _ بخاطر اینا داری بهم ترحم میکنی ؟ } ژانر :انگست ،اسمات، رمنس ، هیجانی