Yizhan🍊
6 stories
ATHERIS (S2) by SHIA_Eunoia
SHIA_Eunoia
  • WpView
    Reads 23,761
  • WpVote
    Votes 4,313
  • WpPart
    Parts 45
˓▾ 𝐅ICTION: ATHERIS (S2) ˓▾ 𝐆ENRE: Action - Angst - Thriller - Romance - Crime ˓▾ 𝐀UTHORs: ꜱʜɪᴀ & ꜰᴀᴛ وانگ ییبـو؛ افسر جوانی که ماموریت داره با نفوذ به باند آتش سرخ، اون رو متلاشی کنه اما چی میشه اگه همه چیز اونطوری که فکر میکنه پیش نره؟ اگه درست لحظه ای که میتونه به هدفش برسه مردد بشه چی؟ و چه اتفاقی میوفته اگه درست زمانی که فکر میکنه برای همیشه اون چیزی که میخواد رو از دستت داده، بفهمه همه این‌ها از اول یک داستان ساختگی بوده. روز های آپ: شنبه و چهارشنبه
Crush and Soulmate or Husband? (Yizhan) by Midoria2004
Midoria2004
  • WpView
    Reads 1,600
  • WpVote
    Votes 323
  • WpPart
    Parts 2
وانگ ییبو توی خیابون تاریک و خالی می‌چرخید و حالش خوب نبود! اصلا نبود!! اون تازه از یه بحث طولانی با منیجرش که مدام بهش امر و نهی می‌کرد خلاص شده بود و به شدت دلش میخواست چیزی پیدا کنه تا بهش مشت بزنه! و خب به عنوان کیسه بوکس چی بهتر از سه تا آلفای عوضی که با هم ریخته بودن سر یه امگای بی پناه و قصد داشتن همونجا تو کوچه کارشو بسازن؟ با حس کردن بوی خاصی زیر دماغش اوضاع پیچیده تر شد و وانگ ییبو به معنای واقعی کلمه هار شد و زوزه کشید: _شما مادرفاکرای لعنتی!!! به چه حقی به جفت من دست میزنین؟؟؟ ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ شیائو ژان وقتی با عجله به خونش برمیگشت توسط یه مشت آلفای حشر زده و روانی احاطه شد، واقعا ترسیده بود و پاهاش مثل ژله می‌لرزیدن اما خیلی ناگهانی با پیچیدن رایحه ای زیر بینیش چشماش گرد شد و نگاه لرزونش رو به جفت آلفاش دوخت... بعد از راحت شدن از دست اون آلفاها تصمیم گرفت بیشتر با جفتش آشنا شه و با خوش خیالی فکر می‌کرد از حالا به بعد زندگی شیرینی خواهد داشت.. ولی خب کی از آینده خبر داره؟ چه اتفاقاتی قراره برای این زوج جوون بیفته؟؟؟ ژانر: امگاورس، کمدی، اسمات، رمنس، انگست، مدرن این چندشاتی در دو ورژن نامجین و ییژان تو همین اکانت اپ میشه!❤️ 🏅50-#bl 🏅38-#yizhan 🏅25-#xiaozhan
𝚈𝙾𝚄𝚁 𝚃𝙰𝚂𝚃𝚈 𝙱𝙻𝙾𝙾𝙳(𝚂𝚎𝚊𝚜𝚘𝚗 2) by Littledemon2026
Littledemon2026
  • WpView
    Reads 21,554
  • WpVote
    Votes 4,870
  • WpPart
    Parts 38
وانگ ییبو... خون آشام چندصد ساله ای که هیچکس از وجودش خبری نداشت و سالها در جنگلی ممنوعه زندانی بود و هیچوقت نمیدونست چطور این نفرین رو بشکنه، با ورود ژان به جنگل نه تنها نفرین جنگل شکسته شد، قفل قلب ییبو هم شکسته شد... ولی هیچوقت همه چیز خوب پیش نمیره... و حالا که ییبو با دست خودش دلیل زندگیش رو کشته، چطور باید ادامه بده؟ آیا داستان اینجوری تموم میشه؟ یا هنوز امیدی هست؟؟ Genre: Vampire. fantasy. Romance. Angst. mpreg. smut Top: Yibo
ATHERIS (S1) by SHIA_Eunoia
SHIA_Eunoia
  • WpView
    Reads 34,717
  • WpVote
    Votes 7,198
  • WpPart
    Parts 61
عنوان: اتــــریس کاپل: ییژان (ییبو تاپ) ژانر: پلیسی - اکشـن - مافیا - هیجانی نویسندگان: ꜰᴀᴛ و ꜱʜɪᴀ افسر جوانی که ماموریت داره با نفوذ به باند آتش سرخ، اون رو متلاشی کنه اما چی میشه اگه همه چیز اونطوری که فکر میکنه پیش نره؟ اگه درست لحظه ای که میتونه به هدفش برسه مردد بشه چی؟ و چه اتفاقی میوفته اگه درست زمانی که فکر میکنه برای همیشه اون چیزی رو که میخواد از دستت داده، بفهمه همه این‌ها از اول یک داستان ساختگی بوده؟ روزهای آپ: شنبه و چهارشنبه
 OK (Completed) by mirror_77
mirror_77
  • WpView
    Reads 65,555
  • WpVote
    Votes 15,969
  • WpPart
    Parts 60
داستان یه امگا که به خاطر اشتباه و اجبار خانواده ی آلفای مورد علاقش همه فکر می کنن که کشته شده! امگا خودشو از خانوادش و آلفاش دور می کنه که بعد از چند سال برگرده و ازش انتقام بگیره... چون آلفا بهش گفته بود من نمی تونم تو رو جفت خودم بدونم چون تو نمی تونی بچه دار بشی! اما امگا با این حجم از غم یه شاه شد...شاه امگا ها! Omega King (OK) داستان امگایی که پادشاه شد... داستانی متفاوت... از اینکه خودت باشی خجالت نکش... در آن صورت قول سرزمینی را به تو خواهم داد که کسی تو را کمتر از یک پادشاه نخواهد شناخت. از یک مادر امگا به پسرش❤️ . . . . . ژانر: امگاورس، درام، عاشقانه، خانواده،اسمات شروع: ۳ تیر ۱۴۰۰ پایان: ۱۴ مهر ۱۴۰۰
+18 more
𝒀𝒐𝒖𝒓 𝑻𝒂𝒔𝒕𝒚 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅 by Littledemon2026
Littledemon2026
  • WpView
    Reads 17,134
  • WpVote
    Votes 3,852
  • WpPart
    Parts 24
وانگ ییبو... خون آشام چندصد ساله ای که هیچکس از وجودش خبری نداشت... چون سالها بود در جنگلی نفرین شده زندانی بود و هیچوقت نمیدونست چطور این نفرین رو بشکنه و از زمانی که یادش میومد، از خون هیچ انسانی تغذیه نمیکرد تا اینکه یه روز شیائو ژان کنجکاو به جنگلی که تا به الان کسی جرات ورود بهش رو نداشته، پا میزاره و بدترین اتفاق میفته... زخمی میشه و خونریزی میکنه و بوی شیرین خونش، به خون آشامی که سالهاست لب به خون هیچ انسانی نزده و با این بو بشدت تشنه شده، میرسه وقتی ژان سرش رو بالا میاره پسری با موی شلخته و چشمهای قرمز شده، بالای سرش میبینه "اگه میخای بلایی سرت نیاد... زودتر برو" Genre: Vampire. fantasy. Romance. Angst. mpreg. smut Top: Yibo