کاپل های اصلی:تهجین/سپمین
کاپل فرعی:نامکوک
اعتیاد به سکس
مشکلی که دوست پسر تهیونگ ازش رنج میبره و تهیونگ قراره کمکش کنه...
ژانر:روزمره/رمنس/اسمات/کمدی
توجه:این فقط یه فیکشنه و به زندگی واقعی اشخاص ربطی نداره
خب
زندگی جانکوکیمونو یادتونه؟
اگه نه بزارید یه خلاصه ازش بگم
پسر الهه ی ماه
دارای شش جفت
و پسری خوشبخت و صد البته خجالتی
میدونید
نمیخوام بگم تو این فصل چه اتفاقی میوفته
ولی بزارید بگم
چی میشه اگه دختر های جانکوک عاشق هم باشند ولی وقتی بزرگ بشن بفهمن که جفت هم نیستن؟
میتونید فصل دوم رو جدا بخونید ولی اگه از فصل یک شروع کنید بهتره
جانکوک
خب اون نمیدونه ولی همه میدونن که اون فرزند الهه ی ماهه
الهه ی ماه هم برای تنها فرزندش که کم نمیزاره..
میزاره؟..
خب معلومه که نه
برای همین هم پنج تا از بهترین الفا ها و قدرتمند ترین بتای پک نور ماه رو میت فرزندش قرار داد
خب معلومه که جونکوک نمیتونه قبول کنه که شش تا میت داره
برای همین رایحه اش رو از میت ها ی افتضاح هاتش قایم میکنه
ولی با یه اتفاق ناگوار مجبور میشه که از الفاش کمک بخواد و خب
از اون به بعد ماموریت به دست آوردن قلب مستر جئون جانکوک شروع میشود....
ماجرای تئو پسر فرانسوی
و ارمیا که ی پسر ایرانی هستش
و تازه به فرانسه اومده
و توی کالج ی شهر کوچیک با تئو آشنا میشه😍
ژانر:عاشقانه،گی
زمان آپ:نامشخص
#love=1⭐
#lgbt=1⭐
این یه داستان ایرانیه
شخصیت هاشم ایرانین و توی واقعیت وجود دارن
اما داستانش از خودمه
آرمین یه بیبی بوی خیلی کیوته که زندگی خیلی سختی داره
وقتی که چندتا از قلدرای محل میگیرن که اذیتش کنن یه ددی میادو نجاتش میده و از اونجا...
این داستان قطعا نوشته های +۱۸ داره پس اگر خوشتون نمیاد نخونین
مَنو نشکَن!
ژانر: رمنس، اسمات 🔞
کاپل: لیبون(لیتو، پوبون)
خلاصه: داشت به این فکر میکرد که رابطه با دوست صمیمیش درسته یا نه که در اتاق باز شد...
وضعیت: در حال آپلود
هیچ منظوری پشت این فیکشن نیس فقط از اسم کارکترا استفاده شده...!
قصد بی احترامی به هیچ کرکتری نیس و این فقط یه داستان کملا ساختگی از یه کاپل رندوم مثل بقیه فیکشنا با اخترام به سلیقه وگرایش و شخصیت همه کرکترا!
اگه فکر میکنی اذیتت میکنه یا اگه هموفوبیکی نخون🙂