fatemehhgh's Reading List
9 stories
Trafalgar || Yoonmin ~ Completed  by millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Reads 105,300
  • WpVote
    Votes 20,175
  • WpPart
    Parts 55
'یک روز تو هم با نگاهت بهم التماس می‌کنی که باورت کنم...' 《کامل شده》 کاپل: یونمین، تهکوک، نامجین ژانر: تاریخ معاصر، عاشقانه +اسمات By: Augustida
Moscow | Hopemin Completed by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 110,628
  • WpVote
    Votes 16,961
  • WpPart
    Parts 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
I'm a guardian for my bodyguard by Yoongis_sis
Yoongis_sis
  • WpView
    Reads 15,456
  • WpVote
    Votes 1,756
  • WpPart
    Parts 16
{من محافظِ بادیگاردم هستم} کاش از اول میدونستم با کمک کردن بهت دارم خودمو تو چه دردسری میندازم. انگار من با دست های خودم قلبم رو گذاشتم رو تیغه ی گلِ رز. این یه عشق تعریف نشدست، قرار نیست حتی خودمون بفهمیم که بهش دچار شدیم، چه برسه به باقی آدم ها که بخوان درک کنن یا بپذیرنش... ☆این فیکشن قراره وایب قرمزرنگ از جوونی بده☆ _____________________________ خلاصه ی قسمتی از داستان: مین یونگی پسر وزیر یه هوموفوبیک که هیچ وقت راجب گی بودنش حتی فکر هم نکرده. تا اینکه اون روز دستش روی لینک گی پورن لعنتی رفت ، و وقتی چشم باز کرد دید با فانتزی های یه پسر موصورتی خودارضایی کرده و الان به شدت عصبیه... چون این اصلا خوب نیست؛ نه واسه زندگیش ، نه واسه نامزدش ، نه واسه ابروی خانواده ش و نه برای شغل ، آینده و موقعیتش.... 🚫ورژن کوکمین تو همین اکانت🚫 ○Couple : yoonmin - Secret / little namjin ○Writer : min meli ○Genre : Drama - Romance - smut- slice of life -comedy
Faded (محو شده) by whiiishi
whiiishi
  • WpView
    Reads 91,600
  • WpVote
    Votes 9,881
  • WpPart
    Parts 38
افسر جئون جونگکوک بعد از کشته شدن خانوادش به بی رحمانه ترین شکل ممکن و گذروندن زجر آور ترین سال های عمرش بالاخره موفق میشه برای گرفتن انتقام به عنوان نفوذی وارد باندِ باعث و بانی تمام بدبختیاش ، کیم تهیونگ بشه ! ولی اگه حقایق اون چیزی نباشه که نشون داده میشن چی؟ زندگی همیشه پر از چالش و غافلگیریه. مگه نه؟ "آدمِ بدونِ نقطه ضعف ترسناکه تهیونگ...من اینجام.. بین جمعیت دورت محو شدم... !؟ چی میشه اگه پیدام کنی ؟ نهایتِ این انتقام کجاست؟..."
Colors by wangkongbean
wangkongbean
  • WpView
    Reads 1,233,408
  • WpVote
    Votes 78,738
  • WpPart
    Parts 42
"Despite 7 million colors being visible to the human eye, and 48 of your color pencils available for you to use, why are you only using the black, white, and red ones?" I looked down and tried to think of the answer. I don't know, maybe because black is my dark days lacking you, white is all the emptiness I felt, and red... Is the color of my bleeding conscience. As I don't want to let him down, I kept those answers to myself. And all I said was "You want me to start using other colors too?" "As much as I want you to start opening your heart, to the fact that you have many other people who loves you and cares about you, and that it's not only me." I froze as I am not able to give him an answer to that. I hate lying. But I hated disappointing him even more. started: 08/08/15 completed: 23/06/17
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 105,553
  • WpVote
    Votes 16,765
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 389,851
  • WpVote
    Votes 53,958
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
Lilium _ لیلیوم by bts_Sunshine_edit
bts_Sunshine_edit
  • WpView
    Reads 122,207
  • WpVote
    Votes 16,520
  • WpPart
    Parts 48
"من به افسانه ها باور دارم هیونگ ... ببوسم بهت برمیگردم" داستان پسری با تروماهای زیاد که تو پرورشگاه بزرگ شده و بعد 18 سالگیش برای اولین بار بیرون از محوطه قدم میگذاره ... تو این مسیر آدم هایی رو ملاقات میکنه که در عین صمیمی بودن راز های زیادی رو ازش پنهان میکنند ژانر : معمایی / عاشقانه وضعیت اپ : کامل شده ___ لیلیوم از کلیشه پیروی نمیکنه*
●• Black Swan •|آینه شکن| •●       by Yoongis_sis
Yoongis_sis
  • WpView
    Reads 168,693
  • WpVote
    Votes 18,617
  • WpPart
    Parts 85
دو تروریست ، مین شوگا و دستیارش کیم تهیونگ یه ماموریت جدید برای ترور پسر پروفسور پارک و تهدید اون میگیرن. این ماموریت برای مین شوگا فوق آسون به نظر میاد و تهیونگ هم باید تو این ماموریت ثابت کنه که بالاخره میتونه یه تروریست حرفه ای باشه. ظاهرا که همه چیز عادیه اما اینبار یه چیزایی قرار نیست درست پیش بره. شوگا جز ادم کشی کاری نکرده و جز ادم کشتن کاری به شاگردش تهیونگ یاد نداده ،چی میشه اگه اینبار دستور تغییر کنه؟ اگه قرار نباشه به آسونی شلیک یه گلوله کسی رو بکشن؟! چی میشه اگه کسی بخواد قربانی ها رو نجات بده؟ آزادی همشون ممکنه؟ ژانر: رمنس-معمایی-دراما-انگست-اسمات-اکشن-جنایی کاپل: یونمین - تهکوک{ورس} -نامجین ●از این ترسیدی که که عاشق یه قاتل شده باشی؟ -ج...جلوتر نیا. ●یا از این ترسیدی که یه قاتل عاشقت شده باشه؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~~~ +واقعا هر چی بخوام و هر کاری که بخوام انجام میدی؟ ×اره من برای راضی نگه داشتن تو هر کاری میکنم.کافیه فقط لب تر کنی. + حتی فکرشم نکن که دهنم رو هم واسه گفتنش باز کنم. قلمو رو بالا گرفت و کلمه ای بزرگ روی سینه تهیونگ نوشت: "بمیر" 🔴همه کاپل ها و کاراکترای این فیک به یه اندازه مهمن🔴