حال خوب کن ها
18 stories
Wanted Housemates [L.S](Persian Translation) oleh PersianGayVodka
PersianGayVodka
  • WpView
    Membaca 121,647
  • WpVote
    Suara 21,633
  • WpPart
    Bagian 28
[Completed] لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه... که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه! و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود... Written by: @Crypticfangirl Translated by: @Vampire_sh17
Anne oleh BHr_1D
BHr_1D
  • WpView
    Membaca 21,441
  • WpVote
    Suara 3,649
  • WpPart
    Bagian 31
زین دست مرد رو توی دستش فشرد "خواهش میکنم آقای؟ +پین هستم، لیام پین پدر آنه _آقای پین، دختر شیرینی دارید! دست خوش ابعاد و مرطوب مرد رو رها کرد و به آنه لبخند زد [کامل شده]
Mr taster  [Larry.Stylinson]  oleh kimo_blue
kimo_blue
  • WpView
    Membaca 55,305
  • WpVote
    Suara 12,200
  • WpPart
    Bagian 23
[{کامل شده}] برای این که تو مسابقه بزرگ آشپزی ایتالیا شرکت کنی نیاز داری یه سر آشپز موفق تمام فوت و فن پاستا پختن رو بهت یاد بده و چه سر آشپزی میتونه بهتر از لویی تو یک ماه از هری یه ستاره برای آشپزی ایتالیا بسازه؟؟ Lou, top Happy ending °°^^{Cover by notoriouse} °°^^ تاریخ شروع : 22 اسفند هزار و سیصد و نود و نه. 1 #boyxboy 1 #harry
when love lasts [hiddlesworth] oleh Ritadepp
Ritadepp
  • WpView
    Membaca 24,895
  • WpVote
    Suara 4,393
  • WpPart
    Bagian 32
چی میشه وقتی تام که یه استاد طراحیه، تو روز اول کاریش با پدر پرحرف ولی جذاب یکی از دانش آموزاش رو به رو میشه و اونا با هم طرح دوستی میریزن؟ [وضعیت:کامل شده.] 1#tomhiddleston 1#marvel 1#thor 1#loki 1#thorki
Blue Dreams Store oleh _selenilium
_selenilium
  • WpView
    Membaca 7,386
  • WpVote
    Suara 1,980
  • WpPart
    Bagian 13
هرکسی دنیا رو جوری میبینه که خودش دلش میخواد؛ دنیای ینفر سیاه، دنیای یکی بنفش و هر آدمی، زندگی رو یچیز میبینه؛ اما اون پسر زندگی رو توی کوچکترین چیزها پیدا می‌کرد. چیزهای کوچیکی مثله سطل رنگ ابیش و بوسه های اون مرد Ziam short story
little Devil oleh risa80
risa80
  • WpView
    Membaca 92,432
  • WpVote
    Suara 16,805
  • WpPart
    Bagian 70
لیام پین دو سالی هست که متاهله اما متاسفانه قدرت باروری نداره راه حل چیه ؟ بانک اسپرم لیام و همسرش به توافق میرسن که ازبانک اسپرم کمک بگیرن و چه اتفاقی میفته که اهدا کننده اسپرم ، زین مالیک باشه ؟!
Yellow&red {Z.M}{completed}  oleh zahra_284
zahra_284
  • WpView
    Membaca 134,312
  • WpVote
    Suara 14,300
  • WpPart
    Bagian 74
Ziam Good story 🙂💛❤ زود قضاوت نکنید داستانو چون ماجرا داره! یه زندگی آروم از زیام که خب مشکلاتی هم سد راهشون میشه و اونجاست که باید برای موندن و جنگیدن یا جا زدن تصمیم بگیرن!
Lollipop [L.S] oleh Partow_kh
Partow_kh
  • WpView
    Membaca 80,887
  • WpVote
    Suara 15,290
  • WpPart
    Bagian 46
من صدات می‌کنم آب‌نبات چوبی.
Anxiolytic [L.S] oleh harold_iran
harold_iran
  • WpView
    Membaca 172,515
  • WpVote
    Suara 33,426
  • WpPart
    Bagian 78
[Complete] "خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه" "سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!" "پس با چی خوب میشن؟" "با تـو"
^^LeMOn CAndy^^ oleh Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Membaca 22,957
  • WpVote
    Suara 5,420
  • WpPart
    Bagian 16
^^Ziam Mayne Cute Short Story^^ جایی که لیام یه پاستیل خور حرفه اییه و زین براش پاستیل می خره تا راضی بشه باهاش حرف بزنه... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ #1_fanfiction #1_Ziam