38 stories
Don't you dare to love me! 🍓🐺 by KrishoNation
KrishoNation
  • WpView
    Reads 1,490
  • WpVote
    Votes 337
  • WpPart
    Parts 2
✧ Author : LoupNoirNX (NIYX) ✧ Couple : KrisHo, ChanBaek ✧ Genre : Smut, Comedy, OmegaVerse ✧ NC : +19 🔞 FULL 🔖 "با این وضع که هر راه نفوذی به زندگیتو برای گرگا بستی، فکر نمیکنم هیچوقت سروکله هیچ آلفایی دور و برت پیدا بشه!" "امیدوارم..." هنوز به مینسوک راجب وو نگفته بود؛ همسایه تازه واردش، آلفایی که عطرش فاحشا ساختمونو پر کرده بود و جونمیون مجبور بود برای فرار از هر فکر و خیالی مربوط به هیتش، هر شب با یکی خودشو سرگرم نگه داره... 📥 برای دانلود فایل کامل این مولتیشات، به چنلمون در تلگرام که لینکش در بیو پیج هست، مراجعه کنید
Hanafubuki_Secret(Full) by Rasa_fansy
Rasa_fansy
  • WpView
    Reads 33,240
  • WpVote
    Votes 6,663
  • WpPart
    Parts 53
The Kids Better Be All Right! by JustDeyZ
JustDeyZ
  • WpView
    Reads 7,832
  • WpVote
    Votes 1,201
  • WpPart
    Parts 7
بیون-پارک لوهان، امگای 21 ساله، از دوست پسرش سهون حامله ست و حالا باید با عواقب گفتن حقیقت به پدرهای آلفاش روبرو بشه. کاپل: هونهان، بکیول
″𝑇𝑂𝑌 𝐵𝑂𝑌 ″ [کامل شده] by jjxfic
jjxfic
  • WpView
    Reads 4,479
  • WpVote
    Votes 900
  • WpPart
    Parts 16
مینی فیکشن: 𝐓𝐎𝐘 𝐁𝐎𝐘 : 𝑯𝒆𝒍𝒍 𝒐𝒇 𝒂 𝒈𝒐𝒐𝒅 𝒕𝒊𝒎𝒆 هیچوقت به کسی تعلق نداشت و نمیخواست داشته باشه.اون همیشه پیش میرفت، آدم هارو جذب میکرد،اون هارو شیفته، و عاشق خودش میکرد و بعد...مثل یه تیکه آشغال، دورشون مینداخت... «منطقش:نخ عروسک خیمه شب بازی رو پاره کن، قبل از اینکه اون نخ ها به دورت بپیچه...!» اما از وقتی مقابل اون دکتر روانشناس مغرور نشست، فقط به این فکر میکرد که چطور دهنش رو ببنده،چه با بوسه و یا چیز دیگه! 🍷• ژانر: درام، عاشقانه، اسمات، روانشناختی 🍷• کاپل: کایسو 🍷• رده سنی:+18 🍷• نویسنده: جِی جِی 🥇#kaisoo 🥇#kyungsoo
Little miracle  by Aurora1485-L
Aurora1485-L
  • WpView
    Reads 5,775
  • WpVote
    Votes 836
  • WpPart
    Parts 10
یه آلفا و امگا به علاوه یه آلفا کوچولو! "چرا آپا باما زندگی نمیکنه؟ " "با هردوتون قهرم همه بچه ها والدینشون پیش همن به جز من!" الفا و امگایی که بعد از جدا شدن از همدیگه به خاطر دختر کوچولشون دوباره پیش هم برمیگردن، اونا میتونن باهم کنار بیان؟ "آپا خیلی باحاله اون میذاره کلی شکلات بخورم و یه عالمه بازی کنم ولی بابا میگه باید درس بخونم و خوراکی های مضر نخورم" "این بچه بین این دوتا دیوونه میشه!" Krisho" Chanbaek"
 𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐯𝐢𝐥 [کامل شده] by jjxfic
jjxfic
  • WpView
    Reads 30,140
  • WpVote
    Votes 6,267
  • WpPart
    Parts 70
فیکشن«سلام شیطان» وکیل دو کیونگسو مجبوره برای گرفتن انتقام از کسی که کل زندگیش رو نابود کرده، وارد باندِ غول مافیایی کره جنوبی، یعنی «لرد کیم کای» بشه! اینکه چطور وارد شه و از چه طریقی نابودش کنه،نقشه ایه که خیلی وقته درحال طراحیشه! اما به محض وارد شدن به این جهنم، پی میبره که سر زندگیش قمار‌ سنگینی کرده! شاید...انتقام کورش کرده بود؟؟ یا شاید... لرد کیم کای رو دست کم گرفته؟!‌‌ ‌ •کاپل ها: کایسو ،ویکوک، سهبک •ژانر:مافیایی، معمایی، عاشقانه، درام، اجتماعی 1🏅#کایسو 1🥇#اکسو 1🥇#کیونگسو 1🥇#سهون 1🥇#kyungsoo 1🥇#baekhyun ‌
Infernal company [Completed] by sabaajp
sabaajp
  • WpView
    Reads 160,919
  • WpVote
    Votes 32,112
  • WpPart
    Parts 99
کمپانی جهنمی ژانر: زندگی اجتماعی،ماجرایی،رومنس،اسمات🔞 کاپل ها: چانبک،کایسو،هونهان ************* خلاصه: یه مهندس معمار بیکار و تنها به اسم بکهیون که دنبال کار میگرده تا بتونه اجاره خونه‌اش رو بده و یه مرد قدرتمند و پولدار به اسم پارک چانیول که رئیس یکی از بزرگترین کمپانی های طراحی داخلی در کشور کره‌اس. چی میشه اگه فردی مثل بکهیون که مخالف معیارهای پارک چانیوله و به شدت هم ازش متنفره به زور تو کمپانیش استخدام بشه؟ اون هم به عنوان یه کارمند ویژه در کمپانی ای که یکی از بزرگترین رقیبهای کمپانی خانوادگی خودشه... ___________________________________________ _خیلی داری انرژی میذاری پارک.خودت به زودی خسته میشی. _ازت متنفرم بیون.به اندازه ی تک تک سلول های بدنم ازت متنفرم اما نه به یک سری دلایل تخمی.و بهت اطمینان میدم نفرتم اونقدر زیاد هست که تا آخرین نفسم از انرژیم براش استفاده کنم و خسته نشم. ___________________________________________ _بک پسر توعه بیون،هرچقدر از خودت بیشتر دورش کنی من بهش نزدیک تر میشم...اونقدر نزدیک که دیگه فاصله ای بینمون نمونه.کاری میکنم که پسرت با دستای خودش فرمانرواییت رو نابود کنه... ************** 🌸 𝕨𝕣𝕚𝕥𝕖𝕣'𝕤 𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 :@𝚜𝚊𝚋𝚜𝚊𝚋_𝚒𝚗𝚏𝚎𝚛𝚗𝚊𝚕🌸
ABOYAMI by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 132,199
  • WpVote
    Votes 18,945
  • WpPart
    Parts 37
𝐴𝑏𝑜𝑦𝑎𝑚𝑖⋆آبویامی ⋆ 𝑐ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑠𝑙𝑖𝑐𝑒 𝑜𝑓 𝑙𝑖𝑓𝑒, 𝑠𝑚𝑢𝑡 𝑤𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑐𝑐 ⋆ به خوشبختی ای که بعد از یک موقعیت سخت به وجود می آد می‌گن؛ آبویامی. آبویامی یه داستان از غم هاییه که در حال رفتنن... خلبان پارک چانیول یه مرد تنها و دقیقه که زندگیش روی توی کار خلاصه کرده تا خودش رو از بند مشکلاتی که دنبالش میکنن رها کنه... بیون بکهیون، معمار موفقی که هنوز هم گاهی رد غم های قدیمی رو احساس میکنه... یه دیدار اتفاقی و بعد دو آدم که دیگه نمیخواستن کس دیگه ای رو از دست بدن تا جزوی از خوشبختی هم باشن.
☁︎𝑴��𝒚 𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇☁︎ | 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆 | by TheLaughterFake
TheLaughterFake
  • WpView
    Reads 169,298
  • WpVote
    Votes 33,053
  • WpPart
    Parts 28
نام فیک :my white wolf کاپل : چانبک ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی... پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟ « من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد » « بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد . "دوباره بگو..." با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ... بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد . "د...ددی!" فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ... "فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... " به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد . "چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... " "ددی...اههه" .
🍭Traditional Marriage🍭[Completed] by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 12,964
  • WpVote
    Votes 2,236
  • WpPart
    Parts 5
🍭 Traditional Marriage 🍭 ازدواج سنتی Couple : Chanbaek Genre : Omegavers , Fluff , Comedy ، Mpreg Channel : @viasstory 🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭🍭 بکهیون یه امگاست ... یه امگای ساده نه ..یه امگای دست و پا چلفتی .. کسی که توی ۷ سالگی خونشون و با گاز شهری اتیش زد چون فقط میخواست یه نودل ساده برای خودش درست کنه .. یا وقتی که ۱۰ سالش بود تلویزیون خونشون و شکست چون فکرمیکرد میتونه وارد دنیای انیمه ای داخلش بشه .. حتی وقتی ۱۵ سالش بود برادر کوچیکترشو توی مغازه اون سر شهر گرو گذاشت چون فقط میخواست نودل بیشتری از مغازه دار بگیره .. برای همین بود که هیچ آلفایی نزدیک بکهیون ۲۵ ساله نمیشد ...هیچ آلفایی دلش نمیخواست یه همچین اعجوبه ای رو کنارش داشته باشه برای همین بکهیون هر روز بیشتر از قبل از خودش متنفر میشد و حس میکرد باید تا اخر عمر توی تنهایی بپوسه ... البته همه اینا قبل از این بود که پدرش براش یه آلفای جذاب و قدبلند به اسم پارک چانیول جور کنه ... ازدواج سنتی اونقدرام که دیگران میگفتن بد نبود نه؟؟