هفت سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره.شب تولد 29 سالگی تهیونگ، شبیـه که تصمیم میگیره به زندگیش پایان بده و جونگکوک رو برای همیشه تنها بزاره.
______________________________________
"انگار لحظات ارزشمندش مثل سنجاقکهای بهاری به سرعت از توی هوا میگذشتن و اگه میخواست اونها رو بگیره و مزه مزهشون کنه، باید بلندتر پرواز میکرد."
- اما آخه عزیزم! عزیزم! عزیزم!
- بو کن منو، بوی تورو میدم...
- بوی - تورو - می - دم.
ژانر : انگست،رمنس،روانشناختی ،اسمات،معمایی
کاپل : کوکوی
نویسنده : Humoon (سارای)
ردهی سنی : 14+
_ با الهام گرفتن از افسردگی
شروع : 1400/09/10
پایان : 1401/05/19
رنگ ها🎨
دل بستن به کسی که تمام شهر دلدادهی اون بودند آسون نبود...
پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود!
دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت میخورد، رد بدن برهنهاش رو روی بومهای سفید به جا میگذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدنهای برهنه و رنگی دعوت میکرد.
" امشب اینطوری با من میرقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨
writer: @Moonlike_Rmy
couple: Vkook - Hopemin
Genre: Secret
|تکمیل شده|
دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
"من به افسانه ها باور دارم هیونگ ...
ببوسم بهت برمیگردم"
داستان پسری با تروماهای زیاد که تو پرورشگاه بزرگ ش ده و بعد 18 سالگیش برای اولین بار بیرون از محوطه قدم میگذاره ... تو این مسیر آدم هایی رو ملاقات میکنه که در عین صمیمی بودن راز های زیادی رو ازش پنهان میکنند
ژانر : معمایی / عاشقانه
وضعیت اپ : کامل شده
___ لیلیوم از کلیشه پیروی نمیکنه*
بلک هول 🪐
سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست.
برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستارهی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه!
قسمتی از متن:
"امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم..
دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه..
وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم..
که نترسم از زود بودن یا دیر شدن..
که نترسم از آدمای اطراف.."
°کاپل: کوکوی
°ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات
°وضعیت: به اتمام رسیده
⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.
Of the Iranians, for the Iranians , by an iranian.
Don't read this book if you don't have any janbe.
And if you have matni chizi,dm me I'll put it with your own name.
˹Highest Ranking: #1 in Humor ˺
Disguise ⛓🥀
جونگکوک، وارث گروهِ جئون.
کسی که به اجبار پدربزرگش باید سر قرارهای از پیش تعیین شده میرفت تا با ازدواجش بتونه به دنبال خودش وارث جدیدی بیاره!
اما همه چیز وقتی بهم خورد که برای فرار از این ازدواج به دروغ گفت:
"من گِــــی ام!"
و حالا تهیونگ، پسر سرد و بیاحساسی که اتفاقی توی رستوران باهاش دعوا کرد، کسی بود که در ازای پول باید نقش دوستپسرش رو بازی میکرد!
Couple: Taekook - Secret
Genre: Smut - Comedy - Criminal
Writter: YASNA
Channel: V_kooki