Larry stylinson
17 historias
Cancer [L.S] (Completed) por blueVaruna
blueVaruna
  • WpView
    Lecturas 50,329
  • WpVote
    Votos 7,901
  • WpPart
    Partes 17
میدونم که قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... . ( Larry Stylinson AU ) Written by: Fatemeh [Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
 This Man Is Dead(L.S) por larry_diary
larry_diary
  • WpView
    Lecturas 90,459
  • WpVote
    Votos 11,983
  • WpPart
    Partes 17
" این مرد، مرده " ... هری لطفا اینو بدون، تمام چیزی که تا ابد میخوام تویی. تو و چشمات که بدون تکون دادن زبونت با من حرف میزدین، تو و حرفات که وقتای ناامیدیم همیشه کنارم بودین، تو و صدات که توی شب بیداریام لالاییم میشدین، تو و دستات - که بی شک شاهکار خلقتن - که مرحمی میشدین برای خستگیای جسم و روحم، من تو رو میخوام هری اما؛ تو خودت خوب می‌دونی که من همیشه یه ترسو بودم. من رو ببخش. دوستدار تو، لویی ویلیام تاملینسون [ A Larry Stylinson Persian Fanfiction ] [ Written By : @IWontBeTheOne ] Copy right © 2017 IWontBeTheOne - larry_diary
Forever in your memory | L.S - AU por Marry____
Marry____
  • WpView
    Lecturas 93,638
  • WpVote
    Votos 13,533
  • WpPart
    Partes 30
' همیشه در خاطر تو ' " و همینه ، عشق همینه . در عین پیچیدگی به سادگی گفتن یک جمله ی صادقانست " هر چیزی که مال منه مال توعه تا برای خودت بکنیش " نویسنده : ____Marry@ - فن فیکشن لری استایلینسون - کامل شده آغاز : تابستان ۱۳۹۶ پایان : بهار ۱۳۹۷
I'm gay too por zicherry
zicherry
  • WpView
    Lecturas 11,871
  • WpVote
    Votos 2,429
  • WpPart
    Partes 37
+متاسفم که گی ام -متاسف نباش چون منم گی ام
• 𝙖 𝙈𝙤𝙙𝙚𝙡 𝘼𝙣𝙙 𝙖 𝙁𝙖𝙣 • [𝙇.𝙎] por eris_e0
eris_e0
  • WpView
    Lecturas 20,725
  • WpVote
    Votos 4,358
  • WpPart
    Partes 104
لویی چند شب قبل از تولدش تصمیم میگیره که به خانوادش بگه که گی. بالاخره اونها پدر و مادرش هستن و ازش حمایت میکنن. اما وقتی اونو از خونه بیرون انداختن لویی تازه فهمید چه اتفاقی افتاده؟ هری همون شب فقط میخواست یه پیاده روی بی سر و صدا تو خیابون داشته باشه بدون اینکه مردم دورش جمع بشن اما وقتی میبینه پسری رو از خونه پرت میکنن بیرون چیکار میکنه؟ ~~~~~~ "اولین بوسه تون کجا و کی بود؟" "فکر کنم تو هتل...شب سال نو." هری سرش رو تکون داد "آره، وقتی سعی میکردی ازم فرار کنی." لویی سرخ شد و اروم به بازوش زد . "ما پنج، تقریباً شیش ماهه با هم قرار میذاریم؟" ~~~~~~ لویی یه پسر خجالتی و ساکت هری یه یوتیوبر و مدل مشهور ~~~~~~ نویسنده اصلی whatsuphello1@ [translated] [Larry , ziam] [𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 𝗲𝗻𝗱]
SIR por loulouTomlinson91
loulouTomlinson91
  • WpView
    Lecturas 60,075
  • WpVote
    Votos 8,142
  • WpPart
    Partes 17
❌COMPLETE❌ LOUIS TOP👑 ژانر : مافیایی_رومنس (جنسی) هری یه جوون عادی بود قبل اینکه سر از یه گروه مافیا دربیاره لرری استایلینسون
Russian Roulette [L.S] por Herawx
Herawx
  • WpView
    Lecturas 12,275
  • WpVote
    Votos 1,641
  • WpPart
    Partes 6
خدا لبات رو ساخته برای بوسیدن و چشمات رو برای پرستیدن، دستات رو برای گرفتن و سرت رو برای بغل کردن...
It isn't a one-shot book! [L.S] por williamdrc
williamdrc
  • WpView
    Lecturas 2,753
  • WpVote
    Votos 239
  • WpPart
    Partes 4
این یه کتاب وان شات نیست!
Permanent midnight [L.S] por williamdrc
williamdrc
  • WpView
    Lecturas 3,414
  • WpVote
    Votos 689
  • WpPart
    Partes 14
[persian translation] •ترجمه برای مدتی متوقف شده• از نظر مردان قانون، اون روحی بود که هرگز دستشون بهش نمی‌رسید. اون برای CIA «آدمی که کارها رو گره‌گشایی می‌کنه» بود. اگه از بیرون نگاه کنید، اون فقط یه میلیاردر بود که کلاب‌های شبانه داشت. اون یه روح بود که با وارد کردن یه کوکائین پونزده میلیارد دلاری به کشور، آغاز به نوشتن افسانه‌‌ی خودش کرده بود و سابقه‌ی کِیفَری‌ش پر بود از قاچاق، جنایت‌ها و باج‌گیری‌ها. اما اون برای هری استایلز، مثل یه نیمه شبِ ابدی بود.
To hell and back [L.S] por darya_stylinsonff
darya_stylinsonff
  • WpView
    Lecturas 12,233
  • WpVote
    Votos 2,029
  • WpPart
    Partes 36
_ من و تو به همدیگه گره خوردیم عزیزم. با هم از بالاترین جای بهشت رد شدیم و از اعماق جهنم گذشتیم! هیچ راهی وجود نداره که بتونیم بدون هم روی زمین خاکی زندگی کنیم...