این جا قراره پر بشه از ی مشت جک سووووپر لوس و معماهای سرکاری که حسابی پکرتون میکنه 😐😐😐😐
کاااااملا مناسب و کاربردی برای گرفتن ایستگاه دوستان و آشنایان 👌🏻
نویسنده از مریدان ارشد مکتب کیم سوکجین بوده است 👳🏻
فقط ی موضوعیو حواستون باشه
حتمن حتمن پارت هارو به ترتیب بخونید چون بعضیاشون به هم ربط دارن !
سلاممممم خوبید خوشید سلامتید :^)
اینجا قراره دیالوگ های قشنگ فیلم ها فیکشن ها و کتاب ها رو بزارم اونای که خودم خیلی دوست دارم
بوس بهتون 🌌
by Victor
🔬اگر چند نسخه ازت شبیه سازی بشه، کدوم یکی از شما واقعیه؟!
رمان BL با ژانر علمی تخیلی ، رابطه ی پیچیده ۳ دوست از کودکی را نشان میدهد که تحت نظر محققی دیوانه از راز و رمز های تاریک ازمایشگاه کلون سازی وی پرده بر میدارند...
🧬Nile Winchester
🧬Evan Osborne
🧬darwin oppenheimer
* به خاطر کتاب های دیگه، مجبورم بین پارت ها وقفه بندازم ولی از حمایتتون خیلی خوشحال میشم قشنگا🥹❤️
ایدی تلگرام:
@novellighter
من درون گرداب گناهی افتادم که عشق تو رو برام ممنوع میدونست...
باید به خودم و قلبم میفهموندم که اجازه نداره تو رو بپرسته و به کسی که همسر داره، عشق بورزه.
اما اون گرداب که بوی تو رو میداد، من رو داخل تاریکی خودش کشید و تبدیلم کرد به شیطانی که وجود تو رو میخواست... به هر قیمتی!
๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑๑
اسم: گرداب گناه ( فیک از کاپل سریال The Devil Judge )
کاپل: کانگ یوهان، کیم گائون
ژانر: بیال، رومنس، اسمات
نویسنده: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢
ویراستار: ♧Fatemeh
⛔️داستان فیک هیچ ربطی به سریالش نداره.
اکیپ ۹ نفره شون برای پول،وارد یه بازی(اتاق فرار) میشن
اما هر مرحله از قبلی سخت تر و وحشتناک تره
تا جایی که کم کم به مرگشون ختم میشه
و نقاب از چهره ی بعضیا برداشته میشه ...
کاراکتر ها : استیو،باکی،تونی،لوکی،ثور،ناتاشا،پیترو،واندا،شارون
ژانر: اسلشر/درام
فنفیک شامل صحنه های اسمات و اسلشر(خون و خونریزی فراوان) هستش پس اگه دوست ندارین نخونین.
شیپ ها : استاکی/آیرون فراست/استونی/ثورکی
📢کامل شده📢
🐋سوئیس آرمی من فیلم محصول ۲۰۱۶ با بازی دنیل رادکلیف و پائول دانو عه. یکی از شاهکارهای سینما که شاید خیلی هاتون دیده باشیدش.
خلاصه فیلم: هنک (پائول دانو) که خیلی تنها و بی کسه و فکر می کنه پدرش بهش اهمیت نمیده تصمیم میگیره دلو به دریا بزنه و به یک جزیره بره و خودکشی کنه، اما درست قبل به دار زدن خودش میبینه که اقیانوس یک جسد( دنیل رادکلیف) رو با خودش به ساحل آورد، هنک میتونه جسد رو احیا کنه و براش اسم میذاره ( منی) اما انگار اون آدم نیست، هیچی از زندگی آدما نمیدونه، اون یک موجود ساده و خوش قلب و زودباوره، کسی که به هنک امید تازه ای برای زندگی می بخشه، اون دوتا تصمیم میگیرن به دور از آدما و دردسرهاشون زندگی خودشون رو بسازن. اما در نهایت اتفاقی میفته که از هم جدا میشن و منی به اقیانوس برمیگرده....
این جانب خرگوش وانگشیان، شبی که این فیلم رو سه سال پیش دیدم، تو خواب قسمت دومی هم براش دیدم، صبح که بیدار شدم، خوابم رو نوشتم و با تشویق دوستام تبدیل شد به یک فن فیکشن کوتاه و درواقع یک ادامه برای پایان تلخ/شیرین فیلم، امیدوارم از خوندنش لذت ببرین 🐋🐇
ژانر: رومنس/بوی لاو/کمدی/ ماجراجویی/ فانتزی/ایندیه/ فن فیکشن