NIKKISHOONM's Reading List
9 قصص
I Get To Love You [ShumDario] بقلم arabella_tomlinson
arabella_tomlinson
  • WpView
    مقروء 116,282
  • WpVote
    صوت 3,606
  • WpPart
    فصول 103
"The best love is the kind that awakens the soul and makes us reach for more, that plants a fire in our hearts and brings peace to our minds, and that's what you've given me." A MATTHEW DADDARIO/ HARRY SHUM JR FANFICTION
^stockholm syndrome ^ بقلم Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    مقروء 190,478
  • WpVote
    صوت 18,065
  • WpPart
    فصول 26
استاکلوم سندروم ممکن میشه ..وقتی ..عاشق کسی بشی که گروگانت گرفته!
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 635,213
  • WpVote
    صوت 88,776
  • WpPart
    فصول 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
mask of lies  ( l.s persain translation)  بقل�م ff_translation
ff_translation
  • WpView
    مقروء 89,847
  • WpVote
    صوت 11,221
  • WpPart
    فصول 19
لویی تاملینسون ، بازیگر معروف، باید وارد رابطه فیک با هری استایلز ،خواننده ی مشهور ، میشد. چی میشه اگه اون احساسات واقعی به خواننده ی جذاب پیدا کنه ؟ منیجمنتشون قبول میکنه ؟ رابطشون اونقدر قوی هست که تو سختی ها بجنگن ؟
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,319,591
  • WpVote
    صوت 303,376
  • WpPart
    فصول 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Look at me [L.S] بقلم barry__s
barry__s
  • WpView
    مقروء 188,163
  • WpVote
    صوت 34,976
  • WpPart
    فصول 53
تو قلب دردِ منی تو باعثِ درد منی ولی من لذت میبرم از این درد.. منِ مازوخیسمِ لعنتی!! *Completed
12 (l.s)(z.m) -Complete- بقلم toovic
toovic
  • WpView
    مقروء 250,221
  • WpVote
    صوت 44,179
  • WpPart
    فصول 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
Playboy L.S (Persian Translation) بقلم Iam_writing_here
Iam_writing_here
  • WpView
    مقروء 326,350
  • WpVote
    صوت 35,742
  • WpPart
    فصول 47
من اسیرش شده م ؛ اون زیادی تو حرفه ش خوبه.. هری استایلز ⬅ پلی بوی فن فیکشن لری استایلینسون به همراه کمی زیام✌ داستان در پیج اینستاگرام larry_ff_translate هم آپ میشه Best rank : #2 in fanfiction
Sin (persian translation) بقلم larry_fanfic_iran
larry_fanfic_iran
  • WpView
    مقروء 368,239
  • WpVote
    صوت 51,836
  • WpPart
    فصول 58
گى بودن گناهه. تتو كردن گناهه. سكس داشتن قبل از ازدواج گناهه. بودن با لويى گناهه، هرى اينو ميدونه. اون ميدونه بودن با اون مرد مخالف هر چيزيه كه اون باور داره. اما حتى اگر اون مذهبيه ولی هنوزم كنجكاوه. *** *this book is translate by page and its not allowed to copy*