_hun94_'s Reading List
10 історії
WpFacebookWpXTwitterWpPinterestWpTumblr
Kill me, Save me | Ongoing  від mellodymew
mellodymew
  • WpView
    Переглядів 28,058
  • WpVote
    Голосів 4,278
  • WpPart
    Частини 45
بد شانسی پشت بد شانسی، جونگین امگای تنها و بی‌کسی بود که توی بار خدمات ویژه‌ای رو به مشتری‌هاش ارائه می‌داد. همه‌چیز به اندازه‌ی کافی دردناک به‌نظر میاد اما زندگی همیشه از همون‌جایی که تصورش رو نداری بهت ضربه می‌زنه، نه؟ امگا وقتی مشتری اون شبش آلفای حقیقی خودش از آب دراومد این رو به خوبی فهمید. آلفایی که خیلی زود، پدر بچه‌ی متولد نشده‌ی توی شکمش شد و بدتر از اون، متاهل بود. جونگین دیگه شک داشت که آیا این تنبیهی برای گناه نکرده‌ش بوده باشه، و یا تاوان اشتباهات رخ نداده‌ی زندگیش. اما حتم داشت که توافق با آلفایی که به سختی سنگ و به سردیِ زمستونه و کم‌کم تبدیل به پدر فرزندش می‌شه، تعبیر دقیقی از جهنمه. کاپل‌ها: سکای، کریسهو ( زوج فرعی ) ژانر: روزمره، انگست، امگاورس، اسمات، امپرگ. روز آپ: فصل اول پایان یافته.
Stupor від mellirora
mellirora
  • WpView
    Переглядів 7,831
  • WpVote
    Голосів 1,665
  • WpPart
    Частини 31
"بُهت" هنوز بوی دود می‌داد. بوی سوختگی. بوی مشمئزکننده‌ی گوشتِ سوخته. گوشت سوخته‌ی کسی که عاشقش بود. سکای ژانر: رومنس، درام، انگست، معمایی/جنایی، اختلاف سنی، اسمات. [پارت معرفی چک بشه] stupor [noun] حالتی که در آن نمی‌توانید به وضوح فکر کنید، صحبت کنید، ببینید یا بشنوید.
Back to you ( Totem ) | Ongoing від mellodymew
mellodymew
  • WpView
    Переглядів 4,902
  • WpVote
    Голосів 766
  • WpPart
    Частини 14
توتم | Totem : در برخی قبایل بومی توتم‌ها ارواح، حیوانات و یا اشیاع مقدس و سمبل‌هایی هستند که دارای نیرویی برای حمایت و حفاظت از طایفه به‌شمار می‌روند. جونگین معنی تنهایی و بی‌کسی رو خوب درک می‌کرد و شاید این همون دلیلی بود که تصمیم داشت یه مهمون ناخونده‌ی مو مشکی رو به عنوان هم‌خونه‌ش بپذیره‌. "بهت گفته بودم دردسر می‌شه هیونگ!" "دردسر؟ اون بچه‌ی منه. سهونا، به عمو سلام کن." کاپل: سکای. ژانر: رمنس، انگست، روزمره، اسمات. روز آپ: شنبه. ⚠️ هشدار: فیکشن دارای صحنه‌های اسمات پاورباتمه. لطفا بنا بر میل و اختیار خودتون شروع به خوندن کنید.
PARANOID від LITHINKS
LITHINKS
  • WpView
    Переглядів 100,289
  • WpVote
    Голосів 19,264
  • WpPart
    Частини 60
" پـارانوئیــــد " اما هیچکس بی‌گناه نبود. نه سهون که عاشق دوست صمیمیش شد: «به سایه‌ات نگاه کن. نزدیکتم. در حالی که هرگز نمی‌تونم لمست کنم. من سایه‌ی توام جونگین!» و نه جونگین که با اسلحه‌اش قلب دوستِ عزیزش رو نشونه گرفت و بی‌درنگ، شلیک کرد. «کسی که شلیک کرد تو بودی، اما کسی که مُرد هم تو بودی.» . MAIN COUPLE: SEKAIHUN. . SIDE COUPLE: KAISOO. . GENRE: ANGST. CRIMINAL. ROMANCE. . RATE: +18 . COMPLETED FAN FICTION . SINCE: 15 JUL 2021 . TO: 4 SEP 2024
Kim Sehun від FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Переглядів 20,897
  • WpVote
    Голосів 4,113
  • WpPart
    Частини 8
نام⸙ ͎.: کیم سهون •ژانر⸙ : غمگین / انگست / ددی کینک / درام •کاپل⸙ ͎.: کایهون •نویسنده⸙ ͎.: erwin •روزهای آپ⸙ ͎.: جمعه •رده سنی⸙ ͎.: ... خلاصه⸙ ͎.: شش سالش بیشتر نبود که وسط دعوا محکم پهلوی مادرش رو بغل کرده بود و میخواست ازش دفاع کنه اما تنها چیزی که از اون به بعد تو ذهنش پر رنگ موند ضرباتی بود که بدن کوچیکش رو به لرزه در میاورد و گاهی جاشون انقدر درد میگرفت که شبا خوابش نمیبرد ، یه چیز تو مغزش تکرار میشد" بابایی مگ من چیکار کردم؟" این اتفاق تا جوونی سهون ادامه پیدا کرد زخم های که رو بدنش جا خوش کرده بودن! وقتی نوزده سالش شد مادرش بعد از کلی بگیر و ببند طلاق گرفت حالا فقط اون دوتا بودن. زیادی واسه مرد خونه شدن جوون و بی تجربه بود علاوه بر دانشگاهش پاره وقت کار میکرد و نایی براش باقی نمیموند. یه شب که از سرکارش برمیگشت در اتاقش نیمه باز بود و سرو صدا میومد ، اخم کمرنگی بین ابرو هاش نشست و وارد اتاق شد . اوه کاملا فراموش کرده بود که سیستم گرمایشی خونشون نیاز به تعمیر داشته. تو صدم ثانیه اخماش از بین رفت و به مرد رو به روش خیره شد. قد بلند ، پوسته برنزه و موهای شلخته! کای سمت هون برگشت و سکوتی که بینشون شکل گرفت به طرز عجیبی ادامه پیدا کرد. تو نگاه هم چی پیدا کردن؟
🆂ᴜɴʙᴀᴇ's ʜᴜsʙᴀɴᴅ  від SILVANA00sage
SILVANA00sage
  • WpView
    Переглядів 33,020
  • WpVote
    Голосів 6,326
  • WpPart
    Частини 15
بکهیون دعوت ارشدش رو برای شام قبول میکنه.اما چه اتفاقی میفته اگه همون شب به راز بزرگ سهون و همسرش پی ببره؟ 🅲ᴏᴜᴘʟᴇ ■▪ˢᵉᵏᵃⁱᵇᵃᵉᵏ▪ 🅶ᴇɴʀᴇ ■▪sᴍᴜᴛ , ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ▪ 🅰ᴜᴛʜᴏʀ ■▪𝗦𝗶𝗹𝘃𝗮𝗻𝗮 𝗦𝗮𝗴𝗲▪
Moon hunter  від PrinceMika1331
PrinceMika1331
  • WpView
    Переглядів 14,536
  • WpVote
    Голосів 3,209
  • WpPart
    Частини 25
نام فیک : شکارچی ماه کاپل ها : چانهون ، کریسهون ، کریسهو روز آپ : یک شنبه ژانر : گرگینه ای ، تخیلی ، انگست ، رومنس ، اسمات "پلک هاش رو بست و لب های صورتی و براق سهون رو بین لب هاش گرفت . انگار زمان متوقف شده بود و لب های اون دو نفر بدون هیچ حرکتی فقط روی هم قرار داشتند ..." Ranking: 1.Chanhun , 1.Sechan 1.Xiumin 1.Lay 1.Kris 1. لی، شیومین
━═𝐓𝐇𝐄 𝐂𝐑𝐎𝐖𝐍═━ ʙᴏᴏᴋ𝟭 від SILVANA00sage
SILVANA00sage
  • WpView
    Переглядів 21,808
  • WpVote
    Голосів 6,024
  • WpPart
    Частини 18
𝗕𝗢𝗢𝗞 1 ۩ ᵗʰᵉ ˢᵉˡᵉᶜᵗⁱᵒⁿ ۩ رقابت انتخاب،برای 32 دختر و پسر یک شانس طلاییه. فرصت زندگی در قصر و به دست آوردن قلب سومین شاهزاده ی جذاب امپراطوری. 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 ۩ 𝘀𝗲𝗸𝗮𝗶 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞 ۩ 𝗱𝗿𝗮𝗺𝗮, 𝗿𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰𝗲, 𝗳𝗮𝗻𝘁𝗮𝘀𝘆 𝐚𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫 ۩ 𝘀𝗶𝗹𝘃𝗮𝗻𝗮
Bloody Court від lord_Sia
lord_Sia
  • WpView
    Переглядів 25,742
  • WpVote
    Голосів 5,336
  • WpPart
    Частини 35
کاپل : کایهون ، چانبک ژانر : فانتزی ، رمنس ، اساطیری نویسنده : سیا چی میشه اگه کیم جونگین " لردِ دربار روز " ، یکی از قدرتمند ترین پری های دنیای ابدیت عاشق یه انسان بشه و قانون دنیای خودش رو زیر پا بذاره ؟ چی میشه اگه جفت حقیقیش هیچکدوم از دخترای سه دربار نباشن و پسری اونور دیوار وجود داشته باشه که بتونه قلبش رو تسخیر کنه؟ _______________ چانیول ، پری ای که بخاطر اشراف نبودنش سختی های زیادی کشیده و تا لب پرتگاه رفت اما با برآورده شدن آرزوی بچگیش ، مامور ویژه ی "دربار روز" بودن زندگیش رنگ دیگه ای پیدا کرد.. اما نمی دونست این تازه اولشه. مهر اشراف نبودن روی پیشونیش خورده بود و حق داشتن خیلی چیزها رو نداشت . حتی جفت واقعیش ! __________________
Asterism від FictionaryNotes
FictionaryNotes
  • WpView
    Переглядів 24,723
  • WpVote
    Голосів 6,089
  • WpPart
    Частини 47
نام⸙ ͎.: #Asterism •ژانر⸙ ͎.: اسمات/دراما/انگست •کاپل⸙ ͎.: کایهون •نویسنده⸙ ͎.: Erwin •روزهای آپ⸙ ͎.: #پنجشنبه •رده سنی⸙ ͎.: _ خلاصه⸙ ͎.:کای و سهون دوست های چند ساله ای که رابطه ی صمیمی باهم دارن و همین باعث میشه به مرور مرز های همدیگرو بشکنن و بهم علاقمند شن. غافل از اینکه زندگی کای از قبل برنامه ریزی شده و قرار نیست اونجوری که سهون تصور میکنه پیش بره!