خیلی به دلم نشست
22 historias
City Of Dead [Vkook AU] por Vantegod_
Vantegod_
  • WpView
    LECTURAS 163,354
  • WpVote
    Votos 26,425
  • WpPart
    Partes 13
"اون نيمه تاريكمو ديد و بهم گفت سياه رنگ مورد علاقشه"
God is Dead? | Vkook Completed  por Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LECTURAS 44,061
  • WpVote
    Votos 5,339
  • WpPart
    Partes 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
Pink Heart 💗┆TK✔️ por the_popola
the_popola
  • WpView
    LECTURAS 213,903
  • WpVote
    Votos 37,284
  • WpPart
    Partes 46
📱«𝘗𝘪𝘯𝘬 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 ᜊ قلب صورتی» ✔️کامل شده 🔅خلاصه ↓ ۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰ جونگ کوک بیرون از خونه، اکثر اوقات خودش رو توی استایل دارک قایم می‌کنه. اون ترشحات قلب صورتیش رو روزانه توی توییتر آپ می‌کنه و به‌خاطر همون کلی دنبال‌کننده داره که تهیونگ هم جزو اون‌هاست. درسته، تهیونگ؛ دوستی که از اکانت بامزه‌ی جونگ‌کوک خبر نداره.. ۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰-۰ 🗞ژانر↓ فیک چت-توییت-کمدی-فلاف 🖋کاپل↓ اصلی↜تهکوک فرعی↜سپ , نامجین پی نوشت ↓ 📌:اسمات نداره چنل تلگرام: polacore
||Danger - خطر|| por Nika_vkookheaven_
Nika_vkookheaven_
  • WpView
    LECTURAS 10,531
  • WpVote
    Votos 1,991
  • WpPart
    Partes 13
• 𝗙𝗶𝗰: 𝗗𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿 • • 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: 𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃, 𝗡𝗮𝗺𝗺𝗶𝗻 • • 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:𝗥𝗼𝗺𝗮𝗻𝗰, 𝗙𝗮𝗻𝘁𝘀𝘆, 𝗥𝗼𝘆𝗮𝗹• • 𝗪𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: 𝗡𝗶𝗸𝗮 • •𝗧𝗶𝗺𝗲 𝘂𝗽: جمعه • . . . . . •کیم تهیونگ دانشجو حقوق که به طور اتفاقی با جئون جونگکوک مایه دار تصادف میکنه و این شروع اتفاقات بین این دو نفره •جونگکوک مردی که توی یه قصر پنهان با مشاورش زندگی میکنه، پرنس هایی که به اون قصر ربط دارن... -واقعیت چی میتونه باشه؟-
Tacenda | S1🫐 por callme_amaya
callme_amaya
  • WpView
    LECTURAS 27,515
  • WpVote
    Votos 4,106
  • WpPart
    Partes 29
couple:Vkook/Kookv genre:romance,daily,diary up:full S2:komorebi "_سلام بلوبری _س-لام"
Jungle Ball | Vkook, Sope [Completed]  por sequoia_07
sequoia_07
  • WpView
    LECTURAS 187,772
  • WpVote
    Votos 23,684
  • WpPart
    Partes 45
جمع کردن یک تیم والیبال به مربی گری جکسون وانگ، که از قضا دوتا از بازیکن هاش به طور اتفاقی گذشته ی خاصی باهم داشتن و این مسلما در روند برنامه هاشون تاثیر خواهد داشت. Name: Jungle Ball 🏐 Couple: Vkook, Sope Writer: Sequoia & Sylvie & Tony Genre: Smut, Sport ,Romance, Comedy Editor: Sequoia Telegram Chanel: Papacita01
Blue Roses por min_koala
min_koala
  • WpView
    LECTURAS 3,397
  • WpVote
    Votos 327
  • WpPart
    Partes 25
به خون روی دست های لرزونش خیره شد گل های رز آبی همجا رو در برگرفته بودند نفس هاش بخاطر سرمای هوا مثل دود سیگار از لب هایی که با ترس هر بار بدون گفتن حرفی روی هم قرار می گرفتند خارج میشد اون همچین آدمی نبود! نه این جنازه های روی زمین کار اون نبودند! سرش رو بالا اورد و سعی کرد حالت گیجش رو کمتر کنه مرمک چشم‌های تیرش با شوک درشت شدند و به لرزش در امدند دختری با پیراهن سفیدی که لکه های سرخ خون زيباييش رو ازش گرفته بودند امکان نداشت نه نه کار اون نبود مگه نه؟! عرق سرد پیشونی و بدنش رو در بر گرفته بود زانو هاش از شدت خستگی صحنه هایی که هر شب می دید سست شده بودند و افتادنش روی زمین اون رو از آغوش کابوس هاش در اورد! ژانر : روانشناسی, عاشقانه, دژاوو..... کاپل : همینکه بدونید لزبینه کافیه!
𝐌𝐞𝐭𝐚𝐧𝐨𝐢𝐚|✔︎ por Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    LECTURAS 99,408
  • WpVote
    Votos 12,379
  • WpPart
    Partes 18
"متانویا به معنی کسی که مسیر ذهن و قلب شمارو تغییر داده،مثل یک معجزه!" "من ازت بزرگترم و مهم تر از همه پدر یه بچه ام پس باید بهم بگی هیونگ!" "خب که چی؟ من اینجا یه بیبی بوی کیوت که خیلی زود پدر شده،بیشتر نمیبینم!تو هیونگ من نیستی اما پدر یه بچه هستی و البته بیبیِ من!" 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧,𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞:𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐟𝐮𝐧,𝐟𝐢𝐜 𝐜𝐡𝐚𝐭,𝐫𝐞𝐚𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
Dark sky/Vkook por sad-moon102938
sad-moon102938
  • WpView
    LECTURAS 709,027
  • WpVote
    Votos 69,730
  • WpPart
    Partes 54
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه! ⛓چیزی که جونگکوک نداره... ---------------------------- - پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم! + تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک... --------------------------- + وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟ جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد - میگم نَسَخِتم... ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین
𝐌𝐢𝐧𝐢 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲'𝐬ᵏᵒᵒᵏᵛ por Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    LECTURAS 132,532
  • WpVote
    Votos 5,155
  • WpPart
    Partes 11
از اسمش مشخصه قراره وانشات و چندشاتی های زیادی از کوکوی آپ کنم:) امیدوارم لذت ببرید.🍷⛓️🔞 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕: 1400/3/27 𝑩𝒚: 𝑻𝒉-𝑹𝒂𝒗𝒆𝒏