LucensLana's Reading List
24 stories
𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝𝐲 𝐆𝐥𝐨𝐫𝐲 | شکوه خون�ین by NicholasLeon67
NicholasLeon67
  • WpView
    Reads 119
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 20
༺𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝𝐲 𝐆𝐥𝐨𝐫𝐲 | شکوه خونین༻ "دستان آغشته به خون، جسد های غرق در خون، افکاری به رنگ خون و شکوهی از جنس خون. اگر این واژه ها توصیف کنندهٔ تاریکی درون توعه، پس قرمز خونین هم رنگ مورد علاقهٔ منه." داستانی متشکل از واژه های خونین. این قصهٔ عاشقانیست که غیرممکن ها رو ممکن می‌کنند و نشون می‌دهند برای پر کردن دریای تنهایی، تنها یک لیوان عشق و محبت کافیست. ~خارج از فضای انیمه~ [به قلم: 𝐍𝐢𝐜𝐡𝐨𝐥𝐚𝐬 𝐋𝐞𝐨𝐧] ژانر: رمز‌ آلود، جنایی، اکشن، عاشقانه، مافیایی ~هشدار: دارای محتوای بالغ~ فصل اول: تمام شده فصل دوم: درحال آپلود
𝘞𝘢𝘳 𝘪𝘯 𝘫𝘶𝘴𝘵𝘪𝘤𝘦 by moonriver85
moonriver85
  • WpView
    Reads 85
  • WpVote
    Votes 12
  • WpPart
    Parts 2
عدالت،کلمه ای ساده اما سخت! عدالت چیزیه که کل دنیا بر سرش جنگ دارند.. و بیشترین چیزی که در حقش عدالت رعایت نمیشه،عدالت برای زنان هست.. تمام ظلم ها ‌و بی‌عدالتی ها در حق زن هاهست.. اما اگر یکی از همین زن ها که به حقوق برابر و حقوق زن ها باور داره،پا به دنیای عدالت بزاره و تموم تلاششو برای برقراری عدالت برای زن ها بکنه..اینجاست که تازه جنگ واقعی بر سر عدالت آغاز میشه! من،جنی کیم هستم.. وکیل قاطع و شجاع دنیای عدالت.. و یه دختری که با تموم سختی ها و دشواری ها میجنگه تا عدالت رو برای زن ها برگردونه..
Right person, wrong time. (+18) by RosalindMalfoy
RosalindMalfoy
  • WpView
    Reads 67,149
  • WpVote
    Votes 5,798
  • WpPart
    Parts 123
Glory never came Easy and Love was never Free. Read part 0 "خلاصه" #Dramione ♾ 🔞 🐍 🩸🪞🍷 👑 ♥️ 👥 🔞
isolation (persian translation) by Mary5661013
Mary5661013
  • WpView
    Reads 21,107
  • WpVote
    Votes 1,610
  • WpPart
    Parts 41
هری و رون برای پیدا کردن هورکراس ها میرن و هرماینی برای کمک به پروفسور مک گوناگل توی هاگوارتز میمونه تا به محفل کمک کنه و هاگوارتز رو به یه جای امن تبدیل کنه اسنیپ برای حفاظت از جون خودش دریکو رو مجبور به موندن توی هاگوارتز میکنه ولی دریکو نمیتونه اتاقی رو که بهش داده شده ترک کنه ... این اتاق ، داخل خوابگاه گرنجره هرماینی تنها دانش آموز قابل اعتمادیه که میشه برای این موضوه روش حساب کرد ... پس اون و مالفوی یه خوابگاه کوچیک رو با هم شریک میشن دراکو تلاش میکنه دیوونه شدنی که ناشی از حبس شدن توی اتاقه رو نادیده بگیره در حالی که با یه خون لجنی هم اتاقیه ...
نِوارا(دارک رومنس) by Drmasterf22
Drmasterf22
  • WpView
    Reads 17,177
  • WpVote
    Votes 657
  • WpPart
    Parts 15
رمان پر از وانشاته درباره دختر مرموزی که گیر عشق دروغی یک هیولا میشه..آیا این عشق واقعی میشه یا هست؟😈 Chanel telegram:watpedlink
There is darkness around by firoo_sunshine
firoo_sunshine
  • WpView
    Reads 7,282
  • WpVote
    Votes 709
  • WpPart
    Parts 40
فیکشن تاریکی در دور دست وجود دارد" چکیده‌ای از فیکشن: برای فرار از صیغه شدن، از گوریو به سرزمین هان رفتم تا برادرمو پیدا کنم! اما به طور ناخواسته با هویت یک مرد وارد ارتش شدم و با شاهزاده تهیونگ رو به رو شدم... اون هویتمو فهمید و منو همراه خودش ساخت تا به گوریو برگردونه! اما توی راه ماجراهایی پیش اومد که... ژانر: تاریخی، عاشقانه، انگست. کارکترا : تهیونگ_ جنی_ سهون_جیون_جونگ سوک و کارکترای فرعی: ریونگ_هایون
𝒅𝒊𝒓𝒕𝒚 𝒎𝒐𝒏𝒆𝒚 by moonriver85
moonriver85
  • WpView
    Reads 51
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 1
این درست مثل یه بازیه..! حذف انسان هایی که مانعت میشن و سد راهتن.. و هرکسی که ازش نفرت داری.. اگه موفق نشی اونا رو حذف کنی،اونا تو رو حذف میکنن! درست مثل قانون جنگل.. اگه نخوری،خورده میشی.. قانون زندگی ما آدم ها هم اینه.. اگه نکشی،کشته میشی.. اگه حذف نکنی هم حذف میشی.. پس بهتره عاقل باشی و از فرصت درست استفاده کنی.. اونی که بیشتر از همه موفق به حذف کردن و کشتن آدم های اضافه ی زندگیش میشه،برنده ی این بازیه.. اونی هم که کمتر حذف میکنه یا میترسه،بازندست.. پس،بهتره عقلتو به کار بندازی و بشی قهرمان این بازی.. موفق باشی دوست من!
𝘛𝘩𝘦 𝘉𝘭𝘢𝘤𝘬 𝘊𝘶𝘳𝘴𝘦 𝘰𝘧 𝘗𝘳𝘪𝘯𝘤𝘦𝘴𝘴 𝘒𝘪𝘮 by moonriver85
moonriver85
  • WpView
    Reads 665
  • WpVote
    Votes 59
  • WpPart
    Parts 8
یه قصر،یه دختر رقصنده و یه سرنوشت تلخ.. این داستان زندگی جنیه..! جنی،یه دختری که دائم درحال رقص‌ هست و اهالی قصر اون رو رقصنده نامیدند.. رقصنده ی قصر،اما اون علاقه ای به این کار نداشت.. و از روی اجبار می‌رقصید و می‌رقصید و می‌رقصید.. از وقتی سپیده ی صبح میزد تا وقتی که تاریکی شب جامه ی خودشو روی آسمون پهن میکرد.. انقدر می‌رقصید که پاهاش زخم می‌شدند و کبود می‌شدند.. و انقدر خسته میشد که همینطور که می‌رقصید،اشک می‌ریخت و سیاهی ریمل هاش روی صورتش مشخص میشد.. اما اون هنوز هم زیبا بود.. و بعد از اتفاق های عجیب و غریب اون روزها،جنی فقط تبدیل به یه خاطره ی شوم شد که در اتاقش به یادگار موند.. و صدای گریه هاش و تصویر رقصیدنش دائم در قصر پرسه میزد.. این نفرین اون دختره،نفرین جنی‌کیم! که گرفتار دامن همه ی شما شده.. و تا آخر عمرتون شما مجبور به تحمل اون هستید.‌.
𝗺𝘆 𝗳𝗶𝗲𝗿𝘆 𝗹𝗼𝘃𝗲 by moonriver85
moonriver85
  • WpView
    Reads 116
  • WpVote
    Votes 11
  • WpPart
    Parts 3
گاهی وقت ها باید یسری چیزها رو بسوزونی.. تا از ذهنت پاک بشه.. یا سوزوندنش تا ابد توی ذهنت هک بشه... مثل عکس ها،مثل چیزهایی که دیگه بهشون نیاز نداری.. و مثل.. خاطراتش! حتی می‌تونه سوزوندن یه آدم هم باشه! گاهی اوقات هم برای سوزوندن یکی،خودت باید بارها و بارها بسوزی.. تا بتونی اون رو بسوزونی.. و‌ فراموشش کنی.. تا ابد توی ذهنم هک میشی،عشق آتشین من!