jikook9740
- Прочтений 1,658
- Голосов 260
- Частей 7
"جیمین"
با تخسی لبام رو برچیدم و دستم رو روی شکم بزرگم گذاشتم و نق زدم:من توت فرنگی میخواممممم.
جونگکوک با بدبختی جلوی شکمم زانو زد و نالید:کوچولوی بابا،توروخدا یه چیز دیگه دلت بخواد.اخه من وسط زمستون توت فرنگی از کجا بیارممممم....
🫠🎀
••••••
جونگکوک برای فرار از گذشتهی پر از زخم و تنهایی، شهر و زندگیشو عوض میکنه.
هیچوقت فکرشو نمیکرد که فقط با یه نگاه، همهی دیوارهایی که دور قلبش ساخته بود، فرو بریزه.
اون نگاه متعلق به جیمین بود... پسری که از همون اول، دوست داشتنش خط قرمز محسوب میشد.
یه عشق ممنوع.
عشقی که میتونست جونگکوک رو نابود کنه یا براش معنای تازهای از زندگی بسازه.
ولی کی میتونه جلوی قلبی رو بگیره که بیمحابا میتپه؟
••••••
آغاز یک عشق ممنوعه...
ژانر فیک:اسمات،امپرگ،عاشقانه،گی،بیناجنس
کاپل اصلی:کوکمین
کاپل فرعی:نامجین،تهگی
امیدوارم از خوندن داستان ما لذت ببرید🦋
#Kookmin
#Jikook
#BTS