+«می شنوی؟ صدای کهکشان ها توی گوش های من و تو می پیچه.»
حرکت لب هایش نامحسوس بود ولی صدایش داخل مغز چانیول نفوذ می کرد. مثل خیلی چیزهای دیگر، صدای پسر هم از جایی ورای حضور او به گوش می رسید.
-«اگه منظورت از صدای کهکشان، صدای سحرآمیز توئه، فک می کنم بهتر هر چیز دیگه ای میشنومش.»
✨وانشات: CryingInTheClub#
✨کاپل: چانبک
✨ژانر: میستری، انگست، درام
✨نویسنده: ElenaSalvatore#
☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️
☕ وانشات: شاید با یک فنجان قهوه
🏀 ژانر: رمنس، درام، اسمات.
☕ کاپل: چانبک
🏀 وضعیت: کامل شده
☕️﹌⃜﹌⃜﹌⃜𖥸🏀📸𖥸﹌⃜﹌⃜﹌⃜☕️
با عشق برای روز چانبک 💕
قدم به رویایی رنگی، شیرین و حقیقی گذاشتن. جایی که بوسه ها عطر یاس میداد، نگاهشون به طعم شیرین پرتقال بود و لبخندهاشون به رنگ طلایی آفتابی که هرروز دست نوازش به سرشون می کشید...
• Genre: Romance, Melodrama