"Bts"
11 stories
𝙇.𝘽.𝙔. | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by fercansso
fercansso
  • WpView
    Reads 13
  • WpVote
    Votes 2
  • WpPart
    Parts 1
𝙻.𝙱.𝚈. 𝚂𝚞𝚖𝚖𝚊𝚛𝚢: این قصه، داستانی تاریک و خون‌آلود رو روایت می‌کنه؛ جونگکوک و تهیونگ، دو مرد جوانی که در صفحه‌ی شطرنجِ سرنوشت، مهره‌های سوخته و بی‌ارزشی بیش، نیستن. کیم تهیونگ، سرهنگ کارکشته و خبره‌ی سی و چهارساله‌ی کره‌ای-آمریکایی‌، سه سال تمام به دنبال مجرمی ملقب به « مرد سیاه پوش » بوده. اما به نظر میرسه که مرد سیاه‌پوش متوجه شده که چه کسی مسئول پرونده‌ی سنگینشه، پس هر بار برای سرهنگ جوان یک سرنخ جدید می‌گذاره و اون رو بیش از پیش سردرگم، رها می‌کنه. ولی چی میشه اگر که این پرونده‌ وسواس فکری دائم کلنل شده باشه؟ چرا که ارتباطی خاص و تعریف نشدنی میون این دو شکل گرفته از این تعقیب و گریزی که بخش جدا نشدنی‌ای از زندگیشون رو تصاحب کرده. یک وسواس، یک بی‌خوابی پایان ناپذیر و جنون آمیز. اما زمانی که تهیونگ به یک قدمی دستگیری این فرد رمز آلود نزدیک میشه، اتفاقی غیر قابل پیش‌بینی رخ می‌ده. مرد سیاه‌پوش، پیشنهادی وسوسه‌انگیز جلوی روش قرار میده؛ معامله‌ای که مسیر زندگی هردو رو به طور کامل و تا همیشه، تغییر می‌ده. _ « حتی اگر زمین به آسمون برسه، من این دست ها رو رها نمی‌کنم.» _ « هیونگ، چرا هیچوقت نیومدی؟ من منتظرت بودم.» _ « نگاه کن؛ فقط منم که میتونم کاری کنم زجر بکشی، و فقط من اجازه د
Black Hole🕳️ by Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    Reads 268,114
  • WpVote
    Votes 26,884
  • WpPart
    Parts 62
بلک هول 🪐 سرگذشت مرگ بی صدای یک ستاره، تبدیل شدن به سیاهچاله ست. برای سرپرست موفق ترین نشریه ستاره شناسی که سال ها پشت نقاب استیگما زندگی کرد، یک لمس کوتاه از نگاه بی ستاره‌ی سردبیر جدید و جوانش که با اسم جئون جانگکوک وارد زندگیش شد کافی بود تا برای نشون دادن کیم تهیونگِ وجودش به کل دنیا تلاش کنه! قسمتی از متن: "امیدوار بودم جایی ببینمت که تعریفی از زمان و مکان نباشه.. به هیچ تعریفی محدود نباشیم.. به هیچ دنیایی تعلق نداشته باشیم.. دوست داشتم جایی دستاتو بگیرم که سرد نباشه.. جایی که گرمای دستت تا آخر عمر بین دستام بمونه.. وقتی گفتی چشمام سیاهچاله دارن، خندیدم و هیجان زده شدم.. من دلم میخواست تورو توی سیاهچاله داشته باشم.. که نترسم از زود بودن یا دیر شدن.. که نترسم از آدمای اطراف.." °کاپل: کوکوی °ژانر: روزمره، انگست، رمنس، اسمات °وضعیت: به اتمام رسیده ⛔ بوک بلک هول متاسفانه به دلیل پاک شدن اکانت کوکی فمیلی از دسترس خارج شده بود و الان مجدد در این بوک آپ شده.
FLORENCE🎻 by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 160,706
  • WpVote
    Votes 22,078
  • WpPart
    Parts 33
«فلورانس»🎻 _ازش متنفرم اما نگاهم به هیچکس جز چشم های مشکی اون خیره نمیشه... اون درست مثلِ سمفونی که فراموشش کردم... گلی که هیچوقت ندیدمش... مجسمه ای که هیچوقت نساختم... سمفونی که هیچ وقت نواخته نشده و من اون رو بین چشم های اون شنیدم. این حس ممنوعه است و من... برای اینکه ممنوعه ترین ادم زندگیمه ازش متنفرم🎻 ___________________________ FLORENCE 💜 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴋᴏᴏᴋᴠ, .... 📝ᴡʀɪᴛʜᴇʀ : @ArieElll 📌 ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ, ᴀɴɢᴜsᴛ,+18
MY ONESHOTS by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 23,086
  • WpVote
    Votes 1,822
  • WpPart
    Parts 6
این بوک برای وانشات هایی هست که تا الان نوشتم و در آینده خواهم نوشت... پیج نویسنده: @sylvie_fic _سیلوی_
House Of Cards  by Bangtan_trans
Bangtan_trans
  • WpView
    Reads 547,835
  • WpVote
    Votes 47,214
  • WpPart
    Parts 44
جونگکوک وارث بدنام ترین امپراطوری مافیا در سرتاسر سئول تهیونگ پلیس تازه کاری که از طرف تیمش برای نابودی این امپراطوری به عنوان مامورمخفی فرستاده شده "قانون رو بلدبودی و بازی کردی، دونستن اینکه مغلوب شدی دیوانه کنندست." ♤♡◇♧ نویسنده این داستان Sugamins هست و من فقط ترجمه کردم. 🔞اخطار داستان رو حتما بخونید. VMinKook
Void Of Voice by ff_bts_ff
ff_bts_ff
  • WpView
    Reads 5,512
  • WpVote
    Votes 476
  • WpPart
    Parts 8
"من یه ادم کش لنتی نیستم من یه جیب برم دست از سرم بردار" جونگکوک بلند سرش داد کشید و روی میز کوبید "باشه ولی اون دختر کوچولو قبول کرده شاید بخوای بخاطر اونم که شده لجبازیو بزاری کنار" از حرص دندوناشو بهم میسابید "تهیونگ محض رضای فاک پای اونو وسط نکش" جونگکوک با اخم به تهیونگ هشدار داد "دوسش داری؟" تهیونگ با خنده پرسید جونگکوک سر جاش نشست "به تو هیچ ربطی نداره" تهیونگ ابروهاشو بالا انداخت "پس عاشقشی" جونگکوک چشم غره ای بهش رفت × × شخصیت اصلی: جونگکوک کاپل: دختر پسری، یونمین
Slaves Of Pleasure by moonknghit
moonknghit
  • WpView
    Reads 40,107
  • WpVote
    Votes 4,375
  • WpPart
    Parts 33
عشق کلمه ی عجیبیه ...یه معنای ساده داره ولی به هزاران شکل مختلف ظاهر میشه ... دختری که همیشه از این کلمه ضربه خورده ... پسری که تازه معنای واقعی این کلمه رو فهمیده ... مانوول وارث یه گروه قدیمیه که برای انجام اولین ماموریت مستقلش به محبوب ترین مکان دنیا میره و با جئون جونگکوک آشنا میشه ...یه پسر گی که تازه با دوست پسرش کات کرده و...
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 121,155
  • WpVote
    Votes 18,456
  • WpPart
    Parts 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01
Play With Me by nanaly80
nanaly80
  • WpView
    Reads 72,666
  • WpVote
    Votes 7,879
  • WpPart
    Parts 37
ژانر : عاشقانه ، طنز ، هیجانی ، معمایی "تموم این مدت فکر میکردم این منم که دارم بقیه رو بازی میدم، غافل از اینکه خودم داشتم این وسط بازی داده می شدم!" " این بازی رو من به خواست خودم شروع نکردم ! ولی مطمئنا به خواست خودم تمومش می کنم ! " به دنیای اتفاقات غیر قابل پیش بینی خوش اومدید ☘︎ "وضعیت : پایان یافته" چنل تلگرام: @fiction_Legend