بهشت برای من همینه، وقتی از پشت جهنم چشمات به من نگاه میکنی و پایانم رو میخوای
"و خداوند آدم و حوا را به تاوان خوردن میوه ممنوعه
از باغ عدن بیرون راند"
هر چیزی تاوانی دارد، حتی شیفتگی به آتش؛ شیفتگی به چشمهایت...
⚠️ WARNING FOR SEXUAL CONTENT AND HIGH VIOLENCE.
[کامل شده]
ziam 🔞
حالا اون اینجا بود ... در حالی که از دست رفتن باکرگی پسر ۱۶ ساله رو به روش رو تماشا میکرد ... بدون اینکه حرکتی کنه ... بدون اینکه نجاتش بده.
**اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند**
•●♤زین یه امگای تنهاست که خونه و پکی نداره و آوارست. هرچند وقت یه بار توی پکی میره و پنهانی مدتی اونجا میمونه همه چیز از وقتی شروع میشه که پاش به یه شهر بزرگ، محل زندگی یه پک متفاوت و خیلی قدرتمند، میرسه... اون به هیچ وجه خبر نداره که سرنوشتش قراره توی این شهر رقم بخوره!♤●•
♤روزنهای به بوک:
○~•{تو یه نیمه شب سه ناشناس موفق میشن از دیوارهای شهر عبور بکنن ولی وقتی دو نفرشون اسیر دست سربازها میشن و فقط یکیشون فرار میکنه، شهر بهم میریزه!
اون پک به هر غریبهای حساسه و اون پسر نوجوان غریبه، در واقع آوارهای بود صحراگرد که هیچ خبر نداره پا به کجا گذاشته...}•~○
خاندان سلطنتی همیشه مقدس بود، حتی اگر هزاران خون ریخته میشد. سیطره پادشاهی بریتانیا جهانیان را وادار به تعظیم میکرد، همانطور که شاهزاده ی هند در مقابل ولیعهد بریتانیا زانو زده بود.
⚠️ WARNING FOR SEXUAL CONTENT AND HIGH VIOLENCE.
[Completed]
"پیکسی؛ پری چهره ای که در زیر نور ماه می رقصد "
.
.
+بهت گفته بودم دیگه دنبالم نگرد؛ دنیای تو برای من زهره
_و من به حرفت گوش نکردم زِد چون تو برای من خود مرهمی
بعد از جدا شدن از وان دایرکشن زین همه ی ارتباطشو با گذشتش قطع میکنه. ولی هر کسی بالاخره باید به جایی که بهش تعلق داره برگرده.
برای زین، این اتفاق تو سال 2026 افتاد.
[Highest ranking: #1 - Zaynmalik]
[Completed]
"اسمه من زين ماليكه ! عشق زندگيم ليام پينه ! "
زين نفس عميقى كشيد و دوباره توى آينه به خودش نگاه كرد .
" اسم من زينه ماليكه .... اسم من زينه ... اسم من .... "
دست روى صورتش گذاشت و عميق تر به تصويرش نگاه كرد
" اسم من ..... من نميدونم ؟!؟ "