nedaraeeyati's Leseliste
112 قصة
 You Can Be My Daddy [Kookv] بقلم MooniShadoow
MooniShadoow
  • WpView
    مقروء 322,513
  • WpVote
    صوت 40,644
  • WpPart
    فصول 26
[Completed] تهیونگ به‌ هیچ‌وجه خبر نداره که جئون جونگ‌کوک، همون هم کلاسیِ دوران دبیرستانش درحال‌حاضر اصلا اون پسرِ خنگ، قدکوتاه، زشت و لاغر نیست! [°•AU•°] •کــاپـل اصـلـی: کوکوی •کـاپـل فـرعـی: هوپمین، چانبک •ژانـر: رمنس، اسمات، سکس کم، کمدی. •تــعـداد پــارت‌هــا: 19 • نــویـسـنــده: Mooni
The Racer بقلم 8Gemini8
8Gemini8
  • WpView
    مقروء 56,738
  • WpVote
    صوت 9,570
  • WpPart
    فصول 40
~|کامل شده|~ 🏁نام: مسابقه دهنده 🏁کاپل: کوکوی 🏁قسمتی از داستان: من جئون جونگ کوکم... برنده چندین فصل از مسابقات اتومبیل رانی...فکر کردی که نمی تونم خودم رو برای نجات جون معشوقه ام به موقع برسونم؟... 🚘شروع: 2020/07/20 🚘اتمام: 2022/02/20
The Gang Boss and the Grumpy Doctor (Yoonkook)/رئیس باند و دکتر بداخلاق بقلم MarziehMostafazadeh
MarziehMostafazadeh
  • WpView
    مقروء 2,693
  • WpVote
    صوت 189
  • WpPart
    فصول 8
کامل شده کاپل: یونکوک ژانر: مافیایی، امگاورس، امپرگ و ... تعداد پارت: ۶ + افتر استوری خلاصه: جونگکوک، امگایی با رایحه‌ی وانیل و سابقه‌ی تیر خوردن‌های متعدد، رئیس مافیاییه که حتی پلیس‌ها ازش حساب می‌برن، اما یه گلوله‌ی ساده بالاخره می‌فرستدتش زیر تیغ جراحی یه آلفای بداخلاق به اسم یونگی؛ جراح داخلی با رایحه‌ی چوب سوخته و دوز قابل‌توجهی غرور و بی‌حوصلگی. از همون لحظه‌ای که یونگی بهش می‌گه: «تو فعلاً از این تخت تکون نمی‌خوری»، جونگکوک که عادت داره بقیه ازش حساب ببرن، برای اولین بار توی عمرش بدون چون‌وچرا حرف گوش می‌ده... و بعدش تازه داستان شروع می‌شه! شروع: ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ (۷ می ۲۰۲۵) پایان: ۶ خرداد ۱۴۰۴ (۲۷ می ۲۰۲۵)
Dumb raspberry🫐🌿 | Vkook ver بقلم mahygoli
mahygoli
  • WpView
    مقروء 3,546
  • WpVote
    صوت 233
  • WpPart
    فصول 1
[تمشک خنگ]🫐 Genre: omegavers , smut , fluff , comedy couple:Vkook/Jikook |2ver خلاصه: جئون جونگکوک امگای بوکسوری بود که خیلی اتفاقی وقتی دنبال خواهر زاده‌اش به مدرسه دختر کوچولوی لیمویی رفته بود، جفتش رو ملاقات کرد. یه معلم تازه کار و ظاهری به شدت معصوم که لعنت؟ الهه ماه شوخیش گرفته بود؟ اون آلفای خنگ تمشکی جفت تعیین شده‌اش بود؟ میتونست قسم بخوره اون الفا حتی چند سانتی ازش کوتاه تر و هیلکش ظریف تر بود!
+19 أكثر
𝑼𝒑𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒅𝒐𝒘𝒏 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆 بقلم Evergreen-princess
Evergreen-princess
  • WpView
    مقروء 28,592
  • WpVote
    صوت 3,839
  • WpPart
    فصول 18
همه چیز از اون روزی شروع شد که توجهش به پسرکوچولوی گمشده کنار مغازش جلب شد.... 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑶𝒎𝒆𝒈𝒂𝒗𝒆𝒓𝒔𝒆, 𝑭𝒍𝒖𝒇𝒇 𝑴𝒂𝒊𝒏 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 𝑺𝒖𝒃 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆:𝑽𝒎𝒊𝒏
«𝐍𝐨𝐨𝐝𝐥𝐞|نودل»✔︎ بقلم Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    مقروء 188,333
  • WpVote
    صوت 24,319
  • WpPart
    فصول 21
[اتمام یافته] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞:𝐍𝐨𝐨𝐝𝐥𝐞🍜 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:_ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
«𝐂𝐎𝐍𝐒𝐔𝐌𝐄𝐑|مصرف‌کننده✔» بقلم Mtt_12
Mtt_12
  • WpView
    مقروء 79,495
  • WpVote
    صوت 9,504
  • WpPart
    فصول 37
[ پایان یافته⛔] 𝐅𝐢𝐜 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐂𝐨𝐧𝐬𝐮𝐦𝐞🥃 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬، 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚، 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭، 𝐑𝐨𝐦𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐩.𝐥 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐬𝐦𝐮𝐭🔞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯🧑‍🤝‍🧑 𝐔𝐩𝐓𝐢𝐦𝐞:- 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: _𝐑𝐞𝐝𝐐𝐮𝐞𝐞𝐧⚜️
+15 أكثر
Can You Hold Me? بقلم lili_y20
lili_y20
  • WpView
    مقروء 24,490
  • WpVote
    صوت 3,959
  • WpPart
    فصول 36
خلاصه: ییبو و ژان با هم نامزد بودن... ولی ییبو به خاطر یه امگای دیگه نامزدی‌شون رو بهم می‌زنه و قلب ژان رو می‌شکنه... و حالا بعد از چند سال دوباره همو ملاقات می‌کنن... ژانر: امگاورس، درام، عاشقانه، اسلایس آف لایف کاپل: ییژان
𝐕𝐞𝐭𝐢𝐯𝐞𝐫🌱 بقلم _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    مقروء 418,020
  • WpVote
    صوت 51,544
  • WpPart
    فصول 39
࿐[کامل شده] داستانِ پسرک امگای شیرین و پدر آلفاش که قراره به دست دکتری جوان و کاربلد به نام کیم تهیونگ رقم بخوره؛ دکتری که با دل‌سوزی و مهربانیِ دل‌نشینش، جایگاه مهم و ارزشمندی در دل پدر و پسر ایجاد خواهد کرد!~ 𝀤𝀤𝀤 «جه‌هویا می‌دونه که آقا سفیده خیلی دوستش داره!» «تو نمی‌تونی این‌قدر تهیونگ رو دوست داشته باشی! من حسودی‌ام می‌شه.» «بابایی... اختاپوس توی کارتون باب‌اسفنجی خیلی شبیه توئه. «یعنی من... من شبیه اون دماغ‌گنده‌ام، وروجک؟!» ــــــــــــــــــــــــــــ༺Vetiver༻ــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Omegaverse, Romance, smut ✤Couple: Kookv Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
دادستان بدعنق من بقلم samirabagha
samirabagha
  • WpView
    مقروء 378
  • WpVote
    صوت 65
  • WpPart
    فصول 3
در ساختمان دادستانی مرکزی سئول کسی پیدا نمیشد که از کراش سفت و سخت کیم نامجون، افسر پلیس جوان بر روی مین شوگا، دادستان بدعنق و کاربلد تیم ویژه تحقیقات خبر نداشته باشد، از دربان مقابل اداره گرفته تا دادستان ارشد، همه میدانستند که نامجون چقدر در کف شوگاست و در مقابل شوگا محل سگ هم به او نمی‌گذارد. نامجون سال‌ها بود که در حسرت گوشه‌چشمی از آن دادستان بی‌رحم می‌سوخت و دم نمیزد اما هرگز جرئت ابراز عشقش را نداشت، تنها چیزی که کمی به او امید می‌داد این بود که شوگا نه تنها به او بلکه به هیچکس دیگر هم محل نمی‌گذارد، اما آیا حقیقت آنطور بود که او فکر می‌کرد؟ همه چیز با یک تماس دگرگون شد، نامجون نباید با دیدن لبخند شوگا به هنگام نگاه کردن به مخاطب پشت تلفن‌همراهش و خروج مشکوکش از اداره، او را تعقیب می‌کرد. نامجون نباید آن روز از خودش کنجکاوی نشان می‌داد، در آن صورت شاهد بوسه او و دوست‌پسرش نیز نبود. کاخ رویاهای نامجون حالا بر روی سرش ویران شده بود، اما نامجون هم کسی نبود که به این راحتی تسلیم شود، او چندین سال انتظار نکشیده بود که یک مرد از ناکجا سر برسد و کسی که سهم اوست را به این آسانی بقاپد، دیگر انتظار کشیدن در سکوت و تماشای دادستان بدعنقش از دور کافی بود، نامجون حالا مصمم شده بود که دوست‌پسر شوگا