nedaraeeyati's Leseliste
103 story
Little Rose(kookv) بقلم yeganneh
yeganneh
  • WpView
    مقروء 2,820
  • WpVote
    صوت 430
  • WpPart
    أجزاء 6
انیگماها قدرتمندترین و خطرناک ترین آفریده ی الهه ی ماه هستند، اون ها غیرقابل کنترل و با قدرت باورنکردنی، قوی ترین و شکست ناپذیر ترین افراد روی زمین هستند. جئون جونگ کوک انیگمایی سلطنتی که در سن کم به دلیل وجودِ خطرناکش از دهکده ی سلطنتی نیوارا طرد شد و با گذشت زمان قبیله ای به دور از دهکده تاسیس کرد. و حالا پس از گذشت چندین سال... نیوارا برای محافظت از تنها دارایی باارزش حالِ حاضرش، تنها امگایی که پس از سال ها در نیوارا زاده شده، ناچار به درخواست کمک از انیگمای طرد شده میشه. ✧─── ・ 。゚★: *.✦ .* :★. ───✧ omegaverse,smut,romance آپ:نامشخص✨
𝐘𝐚𝐤𝐮𝐳𝐚 𝐟𝐚𝐥𝐥𝐬 𝐢𝐧 レの√乇 ⋆ₖₒₒₖᵥ⊰ بقلم moni_ir
moni_ir
  • WpView
    مقروء 3,781
  • WpVote
    صوت 243
  • WpPart
    أجزاء 1
𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 کمیک تهیونگ که برای تحصیل پرستاری به ژاپن آمده و رویای یک زندگی عالی رو داره، به خاطر خیانت معشوقش شرایط بدی داره و روی پل ایستاده تا در مورد آیندش تصمیم بگیره اما ناگهان کلی ماشین مشکی گرون قیمت محاصرش میکنند و تا به خودش بیاد پسر بچه ای خودش رو توی بغلش میندازه و مامی صداش میکنه.... چی می‌شه اگه پدر اون بچه، جئون جونگکوک، رئیس بزرگ ترین مافیای ژاپن باشه و دستور بده تهیونگ رو برای پسرش به عمارتش بیارن.... ≧◡≦ برای آنها که دنبال خنده از ته دل هستند ≧◡≦ ₁ کاپل: کوکوی امتیاز: 9.8/10 وضعیت: تکمیل شده به پارسی برگردانده شده توسط: moni ژانر: کــــــــــــــــــــــمدی، مافیا، اسمات، اکشن این کار در کانال تلگرامی v_kooki نیز آپ شده است.
+10 أكثر
Plain of Mina Flowers | دشت گل های مینا بقلم Aznajajwj
Aznajajwj
  • WpView
    مقروء 538
  • WpVote
    صوت 55
  • WpPart
    أجزاء 14
جئون جانگکوک باستان شناس مشهوری بود که اثار های تاریخی زیادی رو کشف کرده بود و به کارش بیش از حد علاقه داشت اما پس از مدت ها با پیدا شدن کاخی مرموز و قدیمی چیزی رو کشف کرد که علاقش به باستان شناسی رو از دست داد و به کل بیخیال کارش شد و ترجیح داد به دنبال نیمه ی گمشده ی چندین و چند سالش بگرده ♡بوی شکوفه های گیلاس صدای بلبل اواز خان گرمای وجود پسرک پشت سرم وجود اقای لی در پشت سرمون برای محافظت ازمون باعث بوجود اومدن ارامشی شده بود که شاید هرگز نداشتمش کاش زمان متوقف میشد در همین لحظه و همینجا ولی افسوس زمان قاتلی نامیراست♡ کاپل: کوکوی ژانر: رمنس، تناسخ وضعیت:«پایان یافته»
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘.  بقلم xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    مقروء 42,769
  • WpVote
    صوت 4,095
  • WpPart
    أجزاء 24
جونگکوک نمیخواست هیچکس به عزیزشده‌ش نزدیک بشه. چون میدونست هرکی به سمت اون میاد، فقط و فقط برای سوء استفاده و آسیب زدن بهش میاد. عزیزکرده‌ای که خودش هم از وجود اون دیوونه‌ی خونخوار،خبر نداشت. فقط میدونست و حس میکرد. کسی.چیزی‌.همیشه باهاشه. و این بهش احساس امنیت میداد. °❀.ೃ࿔*𖡼.𖤣𖥧𖡼.𖤣𖥧❀࿐ جونگکوک روی لب‌های لرزون پسر زمزمه کرد. «نگران نباش... دیگه هیچ‌وقت قرار نیست، حتی فکرت هم به سمتش بره...» تهیونگ تنها نگاه‌ش رو دور اتاق چرخوند. خون،، بدن اون مرد،، امنیت؟امنیت. با چشم‌های پر لب زد. «ببخشید؟آجوشی؟... میشه بغلم کنید؟...» 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧10٪, 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚, 𝐬𝐦𝐮𝐭, 𝐂𝐮𝐭𝐞 80%, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 10%, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 100% به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🫂🍀🌸✨️
+11 أكثر
Red Ruby بقلم Najra1995
Najra1995
  • WpView
    مقروء 76,671
  • WpVote
    صوت 11,389
  • WpPart
    أجزاء 65
(یاقوت سرخ) ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ _به صدای قلبت گوش کن و هرکاری که گفت، همون کارو انجام بده +از اعتماد کردن به قلبم پشیمون نمیشم؟ _اعتماد به قلبت پشیمونی میاره و اعتماد به عقلت حسرت...تو کدوم و ترجیح میدی؟ +به قلبم گوش کردم... _خب...چی گفت؟ +میشه بغلت کنم؟ ❥⋅•⋅•┈┈┈┈⋅•⋅•⋅❥ کاپل: کوکوی_سکرت ژانر: تاریخی _درام_فانتزی_سفر در زمان نویسنده: لونا ( کامل شده*) ورژن کوکمین فیک در همین اکانت اپ میشه...
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) بقلم RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    مقروء 1,553,305
  • WpVote
    صوت 69,051
  • WpPart
    أجزاء 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
𝙈𝙮 𝙇𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚 𝙁𝙡𝙤𝙬𝙚𝙧 𝘽𝙤𝙮  بقلم Dante_1997
Dante_1997
  • WpView
    مقروء 97,118
  • WpVote
    صوت 8,197
  • WpPart
    أجزاء 40
پسرک گل فروش من [ تکمیل شده ] تهیونگ بعد از مدت ها دوری به خاطر کارش به خونه برمیگرده، چی میشه اگه بفهمه جونگ کوک کوچولوش دیگه مثل قبل نیست و نمیخوادش ؟ ژانر : romance, dram ، angst __________________________________ ساقه های زخمی ات را بغل میگیرم گلبرگ های سوخته ات را می بوسم دوباره عطر خوش بدنت را می بویم فقط به من فرصت بده تا عاشقت باشم فقط بگذار رد سیلی سخت روزگار را از تنت بشویم .. دردهایت را با من تقسیم کن اشک هایت را به من هدیه کن من برای با تو بودن ، هزاران زخم به جان میخرم
𝙘𝙧𝙮𝙨𝙩𝙖𝙡 𝙨𝙣𝙤𝙬 [KookV] بقلم Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    مقروء 125,666
  • WpVote
    صوت 17,324
  • WpPart
    أجزاء 28
یکدفعه صدای جیغ باد پیچید. برف با شدت روی سقف ریخت و کل کابین تاریک شد. -خیلی خب. تهیونگ گفت، نفسش رو رها کرد و با قاطعیت سری تکون داد. -خیلی خب. مشکلی نیست. از پسش برمیای. چیزی روی در پشتی کشیده شد. تهیونگ داد زد، سرجاش تکونی خورد و یه جورایی روی انبوهی از هیزم‌ها کوبید. اره، کاملا از پسش برمی‌اومد. - - تهیونگ ارتیستی بود که توی پنت‌هوسش توی گانگنام زندگی می‌کرد، اما برای مدت کوتاهی به شهر کوچکی اومد تا توی کابین مادربزرگش زندگی کنه. اما چیزی که انتظارش رو نداشت این بود که توی روزهای برفی اون شهر، گرگی بهش پناه بیاره. Name: Crystal Snow Couple: KookV Genre: Omegaverse, Fluff, Romance, Smut. Writer: shadowsinsounds CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
𝐈𝐜𝐞 𝐂𝐫𝐞𝐚𝐦 𝐒𝐡𝐨𝐩|✔︎ بقلم Th-Raven
Th-Raven
  • WpView
    مقروء 576,952
  • WpVote
    صوت 66,900
  • WpPart
    أجزاء 35
"مغازه بستنی فروشی" تهیونگ امگایی که صاحب یه مغازه بستنی فروشیه..‌. جئون جونگ‌کوک الفایی که پدر مجرده. طی اتفاقی اونا همدیگه رو تو اون مغازه میبینن و چی میشه هانول،پسرش که فوبیا داره برای اولین بار از کسی خوشش بیاد و از همه مهمتر اون فرد کیم تهیونگ باشه.. سرنوشت یا الهه ماه چه چیزی رو براشون رقم میزنه؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐊𝐨𝐨𝐤𝐯 𝐒𝐢𝐝𝐞 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞:𝐘𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧,𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬,𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐬𝐦𝐮𝐭,𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠 𝐅𝐢𝐧𝐢𝐬𝐡𝐞𝐝✓ 𝐁𝐲:𝐓𝐡-𝐑𝐚𝐯𝐞𝐧
+13 أكثر
𝐃𝐄𝐋𝐈𝐁𝐀𝐋 بقلم Dr_Runin
Dr_Runin
  • WpView
    مقروء 184,370
  • WpVote
    صوت 27,040
  • WpPart
    أجزاء 65
لب‌های خیس مرد بوسه‌ی آرومی روی گردنش نشوند و باعث شد تمامِ سیستم‌ عصبی بدنش مختل بشه. چنگی به دست‌های چفت شده دور کمرش زد و سعی کرد خودش رو آزاد کنه که با‌ صدای آلفا از حرکت ایستاد. _تقلا نکن جونور، تا وقتی من نخوام نمی‌تونی از دستم خلاص بشی. . . . خلاصه: آدمی را دلیبال صدا میزنند که نه توان تحمل دوریش را دارند و نه توان نزدیکی بیش از حد به او را. ستاره‌ی مشهور و به نام قرن بیست و یکم، کیم ساموئل، امگایی با چشمهای آبی و موهای طلایی رنگ، اونقدر زیبا و پرستیدنی بود که می‌تونست هر انسانی رو فارغ از جنسیت ثانویه مجذوب خودش کنه! اما ماجرا زمانی شروع به ترسناک شدن کرد، که توسط معشوقِ سابقش تهدید به مرگ شد. سزار، آلفایی زخم خورده که برای گرفتن انتقام خانواده‌اش برگشته، چی میشه اگر تهیونگ برای نجات شهرت و اعتبارش دست به دامن این مرد بشه؟! تقابل بازیگر مشهور هالیوود و مافیای شهر هیوستون، هیچ‌وقت قرار نبود آخر و عاقبت خوبی داشته باشه.