Annalia_fanfic
- LECTURAS 12,586
- Votos 2,652
- Partes 72
اونا انسان های متفاوتی بودن که فکر های یکسانی ذهنشون رو پر کرده بود...
انتقام...
تاج و تخت...
زنده موندن...
درون قلب هاشون آشوبی به پا شده بود که ذرهای به جنگ بین کشورهاشون نمیرسید...
عشق...
وابستگی...
مرگ... و در نهایت باز هم انتقام.
روزها نقشه میریختن و شب ها، موریانههای درون مغزشون خواب رو از اونا می گرفت.
اونا میکشتن تا کشته نشن...
روی همه چیز پا میذاشتن تا خودشون لگد مال نشن...
اما آیا میشه عشق رو لگد کرد؟