بخوون
5 cerita
My weakness {Z.M}  oleh zahra_284
zahra_284
  • WpView
    Membaca 53,984
  • WpVote
    Vote 6,368
  • WpPart
    Bab 46
-کاش میشد ازت بگذرم! +نمیتونی...نمیتونم! -چرا؟ +چون ما نقطه ضعف همیم! . . . ....ولی تو نقطه قوت منم هستی! Ziam💛❤
Heart break lives oleh anoona2001
anoona2001
  • WpView
    Membaca 3,818
  • WpVote
    Vote 522
  • WpPart
    Bab 43
یه داستان از نایل هوران .... نایل پسر مغرور و پولداریه که اصلا به عاشق بودن و این مسائل اهمیتی نمیده و کل عمرش در حال سکس و خوشگذرونی بوده زیام هم داره فیک ادیت کامل نشده Cover by: @Callme_Afsoon #1 in #persian
The tide (Niall) oleh ninaviburnum
ninaviburnum
  • WpView
    Membaca 367
  • WpVote
    Vote 59
  • WpPart
    Bab 9
جیمز: خب این سوالو از جفتتون میپرسم و ب محض تموم شدن وقتتون باید روی تخته بنویسن، اکی؟ خب... پارتنرتون چیکار کنه براتون قابل بخشش نیست؟ ب محض نوشتنش تختمو آوردم بالا...نایلم بعد از من. _الیزابت نوشتی ک خیانت درسته؟ با سرم تایید کردم و گفتم ک توضیح خاصی نداره. _اکی الیزابت حالا نوبت نایله... وواو نایل نوشته ترک کردنم. سرمو چرخوندم سمت تخته ش و بعد ب نایل نگاه کردم. چشاش بدون هیچ انعطافی بهم زل زده بود. بخاطر چیزی ک نوشته بود بهش لبخند زدم و بهم لبخند زد. توی اون لحظه غرق چشاش شده بودم و ب این فکر نمیکردم ک روزی مجبور شم ترکش کنم... ○هی گایز. اولین رمانیه ک توی واتپد مینویسم. لطفا حمایت کنید. پیج اینستاگرامم اگه پیشنهاد یا انتقادی داشتین: @ninaviburnum ❤🧡💛💚💙