[Special / sweet somehow]
Истории 10
+ and -  :::... ✔ на btsfanfic_ir
btsfanfic_ir
  • WpView
    Прочтений 401,555
  • WpVote
    Голосов 54,478
  • WpPart
    Частей 31
+ مثبت و منفی - "شوخی میکنی یونگی هیونگ؟ من و جئون جونگکوک شبیه مثبت و منفی ایم! حتی تصورش هم ناممکنه. اون هیچوقت به کسی مثل من نگاه نمیکنه." ـ10MinUtEs LaTerـ "عاح....مارکم کن تهیونگ!" ژانر : ( فول سمات / رمنتیک / برشی از زندگی / طنز / ورزشی / تینِیجر پسند / ... ) کاپلز : اصلی ◀ تهکوک فرعی ◀ نامعلوم
Saffron candy на Armit_sd
Armit_sd
  • WpView
    Прочтений 12,327
  • WpVote
    Голосов 1,532
  • WpPart
    Частей 21
یه مهمونی با طعم چای‌ ارل گری و چندتا نبات زعفرونی.
Blue Dreams Store на _selenilium
_selenilium
  • WpView
    Прочтений 7,455
  • WpVote
    Голосов 1,980
  • WpPart
    Частей 13
هرکسی دنیا رو جوری میبینه که خودش دلش میخواد؛ دنیای ینفر سیاه، دنیای یکی بنفش و هر آدمی، زندگی رو یچیز میبینه؛ اما اون پسر زندگی رو توی کوچکترین چیزها پیدا می‌کرد. چیزهای کوچیکی مثله سطل رنگ ابیش و بوسه های اون مرد Ziam short story
Fairy Land•|سرزمین پریان|• на _selenilium
_selenilium
  • WpView
    Прочтений 1,078
  • WpVote
    Голосов 233
  • WpPart
    Частей 3
دندونش رو زیر بالشت سفید و ابریش گذاشت، با خنده ریزی چشم هاش رو بست و دراز کشید. به انتظار پری دندونی، از میون درز پتو تمام اتاقش که زیر سقف ستاره بارون آسمون روشن شده بود زیر نظر داشت... چندین ساعت گذشت و خبری نشد! کم کم چشم های کاج رنگش رویا رو به آغوش می‌کشیدن که یهو... موجود کوچولو و درخشانی با هاله‌ای همرنگ شکوفه های گیلاس، از زیر پنجره وارد اتاق شد... Ziam short Story^^
wild teddy bear на ziamfuckingreal
ziamfuckingreal
  • WpView
    Прочтений 476
  • WpVote
    Голосов 70
  • WpPart
    Частей 2
Wild teddy bear new edition (اگه خدا بخواد)
+ еще 10
Bake-Neko на gray_koala
gray_koala
  • WpView
    Прочтений 21,135
  • WpVote
    Голосов 5,446
  • WpPart
    Частей 40
[completed] لیام فقط یه دانشجوی سال آخری تنها بود که سخت کار می‌کرد تا بتونه زندگیش رو جمع کنه، همه چیز عادی بود البته فقط تا قبل از راه دادن اون گربه به خونه اش. +زین؟ تو چطوری شکل آدم شدی؟ میدونی؟ لب و لوچه ی پسر آويزون شد. -نمیدونم که، ماما بهم نگفته بود منم میتونم عوض شم. +تو تنها نیستی؟ مامان داری؟ پسر با چشم هایی که اشک توشون حلقه زده بود، سرش رو تکون داد. +خب اون کجاست؟ قطره اشک کوچیکی از چشم پسر چکه کرد که باعث شد قلب لیام بلرزه. -اون نیست، زین بیدار شد...ماما نبود.
Golden |°•Ziam Mayne•°| на ToMmoMayne
ToMmoMayne
  • WpView
    Прочтений 47,963
  • WpVote
    Голосов 9,104
  • WpPart
    Частей 24
اشتراک بین آدم‌ها میتونه ناچیز باشه...یا عجیب یا بی‌ربط یا مرموز اشتراک اون‌ها ایستگاه اتوبوس و آفتاب سر صبح بود...
+ еще 3
^^LeMOn CAndy^^ на Don_Mute
Don_Mute
  • WpView
    Прочтений 23,131
  • WpVote
    Голосов 5,423
  • WpPart
    Частей 16
^^Ziam Mayne Cute Short Story^^ جایی که لیام یه پاستیل خور حرفه اییه و زین براش پاستیل می خره تا راضی بشه باهاش حرف بزنه... ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ #1_fanfiction #1_Ziam
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) на notevensara_
notevensara_
  • WpView
    Прочтений 330,040
  • WpVote
    Голосов 55,817
  • WpPart
    Частей 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED на mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Прочтений 706,624
  • WpVote
    Голосов 94,524
  • WpPart
    Частей 122
Highest ranking : #1 in fanfiction For more than four continuous months -داری محدودم میکنی! +نه... فقط دارم عاشقت میکنم. -نمیخوامش! +دست تو نیست... دست هیچکس نیست.