One Shots 🌱
12 historias
Scenario Kyungsoo Couple por Tamana81
Tamana81
  • WpView
    LECTURAS 2,259
  • WpVote
    Votos 299
  • WpPart
    Partes 27
ONESHOT
{ EXO Oneshut magazine } por maarii76
maarii76
  • WpView
    LECTURAS 4,968
  • WpVote
    Votos 622
  • WpPart
    Partes 7
📕 مجله وانشات هاي اكسو 💎 تمامي كاپل هاي فرعي
پولکی به رنگ عشق🌊💜✨ por inside_rainbow
inside_rainbow
  • WpView
    LECTURAS 503
  • WpVote
    Votos 172
  • WpPart
    Partes 4
جونگین نمیدونست هر بار که برای شنیدن صدای بهشتی کیونگسو خودشو به سطح آب میرسوند داشت بیشتر و بیشتر بهش دلبسته میشد اونقدر دلبسته که نهایت قلب پولکیش طاقت نیاورد و یک تصمیم گرفت. یک تصمیم پر ریسک... #کایسو #فانتزی #فلاف #رمانس
𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒄𝒆 (𝒔𝒉𝒐𝒓𝒕 𝒔𝒕𝒐𝒓𝒚) por itsmahsima
itsmahsima
  • WpView
    LECTURAS 279
  • WpVote
    Votos 108
  • WpPart
    Partes 3
🥀 Fiction :#LastChance 🥀 Genre : smut , angst 🥀 Couple : kaisoo 🥀 Writer : Mahsima - عشق من چقد خودخواه بود و من نمیدونستم.
[Exo oneshots|وانشات اکسو] por ArxshxStylinson
ArxshxStylinson
  • WpView
    LECTURAS 73
  • WpVote
    Votos 17
  • WpPart
    Partes 1
سلام اینجا از کاپل‌های اکسو وانشات میذارم3>
| Natural ⚰ por eliz_story
eliz_story
  • WpView
    LECTURAS 2,317
  • WpVote
    Votos 447
  • WpPart
    Partes 3
↫ کاپل : کایسو ↫ ژانرها: عاشقانه ، فانتزی ، مرموز ↫ وضعیت : سه شاتی | هپی اند ----------------------↷برش ↶------------------------ -"تو به چشم هات زیادی اعتماد داری کیونگسو!" +"پس باید به چی اعتماد کنم؟" -"به من."
Sin | Drarry por otpclub
otpclub
  • WpView
    LECTURAS 124,810
  • WpVote
    Votos 17,717
  • WpPart
    Partes 35
" تو كى هستى؟ " " هرى پاتر." جايى كه دراكو بايد با گرايشش كنار بياد، و جاى ترسيدن به كسى كه هست افتخار كنه. written by: @NoticeMePotter persian translation.
‍↱ Asylum for a feeling ⛓ por eliz_story
eliz_story
  • WpView
    LECTURAS 1,813
  • WpVote
    Votos 432
  • WpPart
    Partes 2
┃کاپل: کایسو │ژانر : رمنس، جنایی ┃وضعیت : دوشاتی | هپی اند ----------------------↷برش ↶------------------------ _پس اون یه قاتله ؟ _تقریبا سه قتل ... اولیش وقتی سیزده سال داشته انجام داده... دست نا پدریش از مچ قطع کرده ...بعد چند ماهم دیک یکی از پرستارای تیمارستان بریده یکی از نگهبان ها با حالت انزجار فحشی داد و پایین تنش رو چنگ زد _دارید برای هم داستان سکسی تعریف میکنید ؟ یکی از زندانی ها فریاد کشید و صدای خنده چند نفرو بلند کرد افسر ارشد انگشت وسطش رو به سمت زندانی گرفت و حرف هاشو ادامه داد _بعدش به زندان منتقل شده اما نتونستن کنترلش کنن پس توی تیمارستان یه سلول براش ساختن ...الانم اینجاست چون درست بعد از درمان کاملش همسایشو به حدی کتک زده که الان توی کماست
No Need For Amortentia por 7yearswithkyungsoo
7yearswithkyungsoo
  • WpView
    LECTURAS 2,082
  • WpVote
    Votos 437
  • WpPart
    Partes 4
کیونگسو نمیدونست از چه چیزی بیشتر میترسه...اینکه تو امتحانات سطح عالی جادوگری رد بشه...یا اینکه دلش رو به رنگ نقره ای ببازه...
 LOTTO 🎴 por eliz_story
eliz_story
  • WpView
    LECTURAS 1,528
  • WpVote
    Votos 233
  • WpPart
    Partes 2
✫ کاپل : کایسو ✫ ژانر ها : عاشقانه ، فانتزی ، اسمات ✫وضعیت : دوشاتی | هپی اند ●مهم : انتهای صفحه آخر تحلیل داستان هست بعد از خوندن دوشاتی به سراغش برید♡ ----------------------↷برش ↶------------------------ _فریاد نزن کیم کای...من زخمیش نکردم...بیا بازی کنیم...زیر اون قفس یه سیاه چاله ی خیلی عمیقه...میخوای نجاتش بدی؟؟ کای از خشم فریاد کشید _میخوام بیدار بشم پیشونیش رو محکم به میز مقابلش کوبید مهره ها بهم ریختن بیدار نمیشد بازهم کوبید بازهم .. صدای ناله ی دردناک کیونگ شنیده میشد پسر بیچاره زخم سرش رو با دو دستش گرفت اما قرمزی خون تمام صورتش رو پوشونده بود جیغ میکشید حرف نمیزد اگر هم میزد کای چیزی نمیشنید