28azzahra's Reading List
72 histórias
Insanity[جنون]   de deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    Leituras 204,427
  • WpVote
    Votos 26,376
  • WpPart
    Capítulos 91
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
котёнок de xoxopomeon
xoxopomeon
  • WpView
    Leituras 89,450
  • WpVote
    Votos 8,079
  • WpPart
    Capítulos 19
از نظر همه، جونگکوک پسری ظریف و شکستنی بود. قابل پرستش و همیشه نازدار. و این واقعیتی بیش نبود. ولی کسی چه بدونه که این پسرک نازدار؛ دوستاش‌رو دیوونه، و پدرشون رو در آورده از این همه شیطونی؟ خب...شیطونی دردسر داره...؛مگه‌نه؟ 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝚂𝙼𝚄𝚃, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽«70٪» به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🌸🐈‍⬛✨️
Adonia | Vkook de V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Leituras 106,726
  • WpVote
    Votos 7,217
  • WpPart
    Capítulos 61
Adonia ⛪ - نگاهم کن! - دارم نگاهت می‌کنم... - نه خوب نگاهم کن. - چطوری تهیونگ؟! - همینطوری، همینطوری که زور صدات به اسمم می‌رسه و می‌فهمم نگاهت کاملا برای من بوده. Couple: Vkook, Secret Genre: Romance, Angst, Mysterious, Smut Writter: Ivanna
You are snake. Aren't you? de the_redlady69
the_redlady69
  • WpView
    Leituras 3,054
  • WpVote
    Votos 315
  • WpPart
    Capítulos 3
وضعیت: اتمام یافته✅️ کاپل:ویکوک🐯🐰 ژانر: هایبرید، اسمات، فانتزی، سناریو، تاریخی، ماجراجویی. خلاصه⚠️: جونگکوک هایبرید و دورگه‌ی انسان/مار هست که در یک گروه پایین شهر آدم‌ها زندگی میکنه. اون، پاپا و دو نفر دیگه توی گروهشون زهری دارن که قابلت درمان و شفا بخشی داره. جادوگری در دربار پادشاهی کیم تهیونگ، حرف این نوع مار رو می‌زنه و این، انگیزه‌ای می‌شه برای پادشاه تا حداقل یکی از این مار ها رو داشته باشه. و چه کسی بهتر از جونگکوک خجالتی که به شهر اومد و با برگشتنش، جای زندگی خودشون رو لو داد؟ چنل تلگرام رد لیدی: povredlady69 پیج اینستای ادیت ها: _vkooktae با تشکر از انتخاب این داستان^^🍒
Mafia's wife🍷Luna"King VKOOK⛓️ همسر مافیا de vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Leituras 42,038
  • WpVote
    Votos 3,446
  • WpPart
    Capítulos 42
هیچ وقت فکرشم نمیکردی ی روز باهمون حسرتی که نگاهش میکردی بهت نگاه کنه اما..... کارمای عشق : اسیر مافیایی شدم که همه از شنیدن اسمش هم میترسن اما نه من ی احمقم عاشقش شدم فقط با زل زدن به اون چشم ها دلمو بهش باختم اونم وقتی که نامزد سابقش داره برمیگرده تا باهاش ازدواج کنه... ی حس عجیبی داره انگار دیگه قلب ندارم انگار دیگه اون آدم سابق نیستم این بده یا خوب؟ شاید چون رها شدم و رها کردم باختم... چون بهشون اعتماد داشتم کاش هیچ وقت اعتماد نمیکردم کاش هیچ وقت باهاش نمیدیدمش کاپل :تهکوک، نامجین، یونگمین وکاپل های دیگه امگارس، ازدواج اجباری، عاشقانه، دوستانه مافیایی،
𓍯 Lalam's wife✧نقابدار جذاب🌌 de vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Leituras 59,975
  • WpVote
    Votos 5,725
  • WpPart
    Capítulos 40
عشق میتونه بدون لمس هم شروع بشه اگر خورشید بخواد کنار ماه باشه چی میشه کیم تهیونگ رئیس مافیایی که به خاطر مرگ مادرش سال هاست نمیتونه کسی رو لمس کنه چی میشه توی دیدار اول با پسر شریکش اون پسر رو اتفاقی ببوسه --------------------------- کی فکرش رو میکرد توی بعد مرگم توی زندگی جدیدم دوباره کنار تهیونگ قرار بگیرم انگار سرنوشت اینکه کنار تهیونگ باشم اما چرا هربار انقدر باید سختی بکشم ... جئون جونگکوگ و کیم تهیونگ از بچگی باهم ازدواج کردن از 3 سالگی اما هیچ علاقه ای بهم ندارم اما چی میشه که جونگکوگ خاطرات زندگی قبلیش با تهیونگ رو به یاد داشته باشه و هربار با دیدن همسرش کنار فرد دیگه ای عذاب بکشه کاپل:تهکوک ٬نامجین٬ سپ ... ژانر:مافیایی٬ازدواج لجبازی٬عاشقانه ٬تناسخ٬امپرگ٬ ((ارمی قول میدم از خوندش این فیک پشیمون نمیشی بهش ی شانس بده)) همراهم باش ارمی مهربون:)
 𝓣𝓪𝓮𝓱𝔂𝓾𝓷𝓰 ☕  من وتهیونگ>> شما همه 🎨 de vkook3748
vkook3748
  • WpView
    Leituras 59,551
  • WpVote
    Votos 4,665
  • WpPart
    Capítulos 37
شانس یعنی مجبور بشی با اکست ازدواج کنی «به عنوان ارمی ی شانس به این فیک بده قول میدم پشیمون نشی» *پاپان یافته* کاپل:تهکوک ، یونگمین ٫نامجین و... ژانر:عاشقانه، هیجانی، دوستانه، اسمات، روز های اپ :تقریبا هروز فصل 3 داریم :)) همراهم باش دوست عزیز ☺
Silence  de kookvvkook_777
kookvvkook_777
  • WpView
    Leituras 31,620
  • WpVote
    Votos 2,785
  • WpPart
    Capítulos 38
Silence/سکوت جئون جونگ کوک پسری تخس و لجباز که بزرگترین اموزشگاه هنری رو توی پالرموی سیسیل ایتالیا داره چی میشه که با مردی که باهاش عجیب رفتار میکنه و مافیاعه رو به رو بشه، و اون مرد از قضا سال بالایی دوران دبیرستانشه که نُه ساله ولش کرده! ژانر: درام_ انگست_ مافیایی_ کمی اکشن_ کمی کمدی_ اسمات کاپل: ویکوک نویسنده: یاس
Therapy | vk.kv de meshimara
meshimara
  • WpView
    Leituras 1,611
  • WpVote
    Votos 327
  • WpPart
    Capítulos 13
دارک رومنس | روانشناختی | اسمات وقتی تصمیم میگیری تمام ابعاد تاریک و رمز آلود و عجیب شخصیتت رو به رقیب کاری جدیدت نشون بدی . . _ چرا به هیچ کس اجازه نمیدی بهت نزدیک شه مهندس؟ _ چون کسی دوست نداره ساید سیاه منو ببینه. _ و اگه من دوست داشته باشم؟ _ تو خیلی نرم و لطیف و سفیدی جونگکوک! _ براش سخت و زبر و سیاه میشم مهندس... آپ، سه روز در هفته ____________________________________ تراپی یه بوک هنجار شکنانه، واقع گرا و بدون کلیشه های داستان نویسیه. برای من و تویی که عمیقا نیاز داریم به یک مهندس کیم افسانه‌ای تا روح و جونمون و جلا بده. بهش اعتماد کن به هر حال من برگشتم اونم با یک موضوع متفاوت دیگه، عمیق و به شدت جدی🫀 شیمارا Vk. kv
♥︎Silent Hearts♥︎ de parvaneh2006
parvaneh2006
  • WpView
    Leituras 237
  • WpVote
    Votos 19
  • WpPart
    Capítulos 2
کیم تهیونگ و جونگ‌کوک، دو تا از بهترین بازیگرهای کره، همیشه رقیب هم بودن؛ از استیج گرفته تا صحنه فیلم. اما وقتی یه پیشنهاد عجیب میاد - بازی تو یه فیلم عاشقانه با هم، اسم فیلم هم Silent Hearts - هیچ‌کدومشون آماده نیستن که قلبشون وسط داستان واقعی‌شون گیر بیفته. تو این میان، پشت دوربین و چراغ‌ها، رقابت‌ها، شوخی‌ها و حرفای ناگفته، کم‌کم چیزی شکل می‌گیره که هیچ‌کس انتظارشو نداره: یه چیزی بین دو قلب خاموش، یه چیزی که حتی خود تهیونگ و کوک هم نمی‌دونن چیه... وقتی بازیگری با بازیگری ملاقات می‌کنه، و عاشقی با سکوت خودش، داستانی شروع میشه که هم پر از هیجان، هم پر از احساسات پنهانه. جایی که قلب‌ها تو سکوت نجوا می‌کنن و هیچ‌کس نمی‌تونه بفهمه♥︎❦