28azzahra's Reading List
133 stories
آواز ماه (song of the moon) by Aso0542
Aso0542
  • WpView
    Reads 20,202
  • WpVote
    Votes 2,994
  • WpPart
    Parts 32
قرن‌ها گذشته از آخرین پیوندی که به واسطه الهه ماه بین جفت‌ها ایجاد شد، حالا داشتن جفت حقیقی یک افسانه‌است، یک داستان عاشقانه ماورائی که مادرها برای فرزندانشون بازگو میکردن: "روزی روزگاری گرگینه‌ها در دنیایی زندگی میکردن که الهه ماه همیشه حضورش رو نشون میداد" اما ناگهان در این داستان.. شخصیتی ترسناک به تصویر کشیده میشد: "اما یه انیگما پدیدار شد، خشم الهه ماه رو برافروخت، گرگینه‌ها رو آزار داد، و الهه ماه دیگه هیچوقت با ایجاد پیوند بینمون خودش رو نشون نداد" حالا، پس از قرن‌ها.. دوباره یک انیگما متولد شده بود، انیگمایی که پادشاه کشورش بود.. و بازهم الهه ماه خودش رو نشون داد.. به انیگما.. با پیوند زدن پادشاه کره، به تاجدار قاچاق آسیا.. به یک مرد آلفا.. هدف الهه ماه.. دقیقا چیه؟؟! کاپل‌ها: تهکوک(وورس) ، نامجین ژانر: امگاورس_ورس_درام_اکشن_هایبرید نویسنده: آسو وضعیت آپ: درحال انتشار به بوک سر بزنید و با حمایت‌هاتون بهم انرژی بدید♡♡
Mr. Teddy Bear  by _Hnvkook
_Hnvkook
  • WpView
    Reads 7,593
  • WpVote
    Votes 1,126
  • WpPart
    Parts 12
جئون جونگ‌کوک، امگایی که برای پرداخت هزینه های عمل مادربزرگش و مخارج زندگیش توی شهربازی کار می‌کرد، تا اینکه اون آلفای دارچینی و البته غریبه بهش پیشنهاد کار می‌ده و زندگیش رو عوض می‌کنه!؟ ‍‌𝆤࿙๋࿙࿚⊱𖹭⊰࿙࿚๋࿚𝆤 Couple: Vkook Genre: Omegaverse, smut, angst, romance- arranged marriage Telegram: Hnvkook TikTok: _hnvkook
KAIZEN | VKOOK  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 44,520
  • WpVote
    Votes 5,634
  • WpPart
    Parts 32
وضعیت: فصل یک کامل شده✓ ☆'Summary: اکثر داستانها با پدید اومدن عشق، به پایان می‌رسن. پایان بعضی‌ها آرام و راضی‌کننده‌است و در بعضی یک پایان تلخ، می‌تونه تنها نقطه‌ی آخرِ یک سرگذشت باشه! خط اول داستانِ ما از یک پایان نشات گرفت. پایانی که آمیخته به یک زندگی مشترکِ بی‌روح بود و عشق سردرگم تر از همیشه، دنبال راهی برای نجات از چنگالِ مرگ می‌گشت؛ فرمانده جئون و رئیس کیم، دو مامورِ خبره از NIS که ده‌سال از زندگی مشترکشون می‌گذره و اتفاق تلخی باعث شده تا عشقِ بینشون کم‌کم به نفرت و لجبازی رنگ ببازه! «اون دست ها دیگه به من برنگشتن رئیس. تو اون روز باعث مرگ سه نفر شدی، تو! سه تا قلبو کشتی... من، کایزن و خودت که قلبِ من بودی.» 𓂃🥀៹✦ 'Couple: VKook, wlw [Lesbian] 'Genre: Political, Romance, Angst, Action, Smut 'Writer: Dmitri Ranking 1: 🏅Angst 🏅political 🏅Crime
𝗦𝗮𝗹𝘃𝗮𝘁𝗼𝗿𝗲 | Vkook by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 703
  • WpVote
    Votes 154
  • WpPart
    Parts 5
سالواتور | Salvatore جونگکوک طراح لباسی بود که کالکشن های اون محبوب ترین بودن، بیشترین خریدار رو داشت و متقاضی برای طراحی هاش زیاد بودن. تا اینکه یک روز، خریدار ناشناسی پیدا شد که هر ماه کل کالکشن جدید رو با قیمت چندین برابر تهیه میکرد. به طوری که دیگه شخصی فرصت خریدن اون لباس هارو نداشت. مشکل اینجا بود که هیچکس نمیدونست اون خریدار چه کسیه یا حتی با تمام اون لباس‌ها چیکار میکنه. ژانر ↶ عاشقانه، دارک رومنس، درام، light dom/sub، اسمات، فیک چت، توییتر کاپل ↶ اصلی «ویکوک» تهیونگ↑ - جونگکوک↓ فرعی «هوپمین» قسمتی از فیک ↶ _با بوسه هات خفه‌ام کن، انقدر پا پس نکش. من رو هم به دیوانگی خودت بکش، نترس انقدر از خودت. _دیوانگی من جای قشنگی نیست. _من قشنگش میکنم. « چنلِ تلگرام؛ vkoolin »
𝗬𝗼𝘂 𝗰𝗮𝗻 𝗯𝗲 𝘁𝗵𝗲 𝗕𝗼𝘀𝘀 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 by manilarise
manilarise
  • WpView
    Reads 6,254
  • WpVote
    Votes 613
  • WpPart
    Parts 3
You can be the Boss | تو میتونی رئیس باشی یک مقدار شیطنت برای اون رئیسِ جوون با سلطه گریِ وحشتناکش هیچ اشکالی نداشت، البته نه تا جایی که مقصدِ این شیطنت ها زیر شلوارِ رئیس کیم بودن! ژانر ↶ عاشقانه، فول اسمات، مقدار اندکی کمدی کاپل ↶ اصلی: «ویکوک» تهیونگ ↑ جونگکوک ↓ «پاور باتم» قسمتی از فیکشن ↶ _تو میتونی رئیس باشی، میتونی با نگاهت همه رو خرد کنی و کاری کنی وحشتِ چشم هات اجازه‌ی نفس هم بهشون نده. اما نه تو محدوده و اتاقِ من و نه برای من!
𝘿𝙖𝙧𝙠𝙣𝙚𝙨𝙨 | 𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠 by Sarculine_LA
Sarculine_LA
  • WpView
    Reads 387,988
  • WpVote
    Votes 28,020
  • WpPart
    Parts 42
جونگکوک فقط با جمله‌ی "باهاش‌ازدواج‌کن‌عاشقش‌میشی" تن به ازدواج با کیم تهیونگ میلیاردر داده بود.. و خب درست بود، اون عاشق تهیونگ شد.. اما آیا این برای تهیونگ هم صدق می‌کرد؟ قطعا نه!! اما درست زمانی که همه چیز داشت خراب میشد زندگیشون بشدت تغییر کرد... شاید یک اتفاق بد بود اما با یک پایان خوب؟! شاید... ــــــــــــــــ برشی از داستان: -اون موقعی که منو زدی منم میتونستم بزنم، منم میتونستم از خودم دفاع کنم.. من آدم ضعیفی نیستم اما عشقت... تهیونگ عشقت زندگیمو خراب کرده.. عشق یک طرفه ای که داره مثل خُره کل وجودمو میخوره،اما تهیونگ.. تو هیچوقت قدرت عشق رو نفهمیدی..! ـــــــــــــــــــــــــ -میترسم از روزی که جیمین با منِ واقعی رو به رو بشه.. اونوقت دیگه شاید هیچوقت برای من نباشه! ــــــــــــــــــــــــ -قبل اینکه پامون به اونجا باز بشه حتی فکرشم نمی‌کردم که با دیدنت انقدر قلبم به تپش بیوفته... ـــــــــــــــــــــــ -اجازه بده از اول شروع کنیم.. وضعیت: پایان یافته name:darkness Couple: Vkook Couple Sub: Yoonmin, Minsong Genre: Romance, Fantasy, Sad, Social Life, Happy end the Writer: Lara start: 1403/8/15 end:1404/8/9 #vkook #Yoonmin #romance
red gun/vkook  by kim_karsaa
kim_karsaa
  • WpView
    Reads 284,163
  • WpVote
    Votes 27,088
  • WpPart
    Parts 41
-اسلحه سرخ- هیچوقت فکر نمیکردم عاشق اون مزاحمی که برام نود فرستاد بشم.. • ژانر:فیک چت، کمدی، عاشقانه، اسمات، زندگی روزمره • کاپل اصلی:تهکوک • فرعی:یونمین •پایان یافته•
Azazel | VKOOK - YOONMIN  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 34,854
  • WpVote
    Votes 3,011
  • WpPart
    Parts 50
𓂃𝐓𝐡𝐞 𝐀𝐳𝐚𝐳𝐞𝐥𓍯 تو! فرزند آدم! این شروع زندگی منه...زندگی اَزازِل! هیچوقت به آدمی، مشتی خاک سجده نکردم و نمی‌کنم. بلکه تک تک فرزندان آدم را، در آتش جهنم می‌سوزانم. به روستای هگنر خوش‌آمدید! ⊹ کاپل⤟ ویکوک، یونمین، سکرت. ⊹ ژانر⤟ گوتیک، جنایی، اسمات، درام، معمایی، انگست، مافیایی. ⊹ نویسنده⤟ #Monalisa
RED WOLF 1 (Vampire's Pride) by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 89,207
  • WpVote
    Votes 9,206
  • WpPart
    Parts 22
به ردوولف خوش اومدی! ردوولفی که بعد از هاگوارتز جادویی ترین کالج و بعد از آلکاتراز ترسناک ترین زندان برای هر فردی است. متاسفم؛ اما... فقط کافیه واردش بشی؛ تا دیگه راه فراری برات باقی نمونه! -فصل ١ ردوولف📔 "غرور یک خون آشام"
IN RED by ID_UNKNOWNN
ID_UNKNOWNN
  • WpView
    Reads 3,900
  • WpVote
    Votes 228
  • WpPart
    Parts 22
[ اتمام یافته.] WRITER: UNKNOWN NAME: IN RED COUPLE: VKOOK, YOONMIN GENRE: PSYCHOLOGY, CRIMINAL, SMUT «در دنیای من رجوع کن؛ بگذار بی‌تردید تنها صدای قدم‌هایت در جهانم به گوش رِسد! اجازه نده دنیای من تهی از تو باشد که هیچ کسی کوچه پس کوچه شهر مرا نمی‌داند.»