MahdiyaShahbazi4's Reading List
128 stories
𝐒𝐄𝐗 𝐄𝐃𝐔𝐂𝐀𝐓𝐈𝐎𝐍 ❀ 𝐣𝐣𝐤 by gukyuti
gukyuti
  • WpView
    Reads 2,392,209
  • WpVote
    Votes 50,203
  • WpPart
    Parts 16
"oh, so you know the cock and balls?" "no..." maybe, everyone needs a perfect sex education. and maybe, asking your neighbour was not the best choice but it was worth it in the end.
🏥HEART BEAT HOSPITAL'S LOVE STORY 🏥 by Teddima
Teddima
  • WpView
    Reads 71,591
  • WpVote
    Votes 6,253
  • WpPart
    Parts 44
[Girlxboy ] [medical] [fluff] [romance] [smut] +18 🏥داستان عاشقانه بیمارستان ضربان قلب🏥 _تو یه مجرمی !! + اره ؛ من خیلی وقته به جرم عاشقی تو بطن قلبت پشت دریچه سینی آئورتی ات زندانی شدم ! 🏩خلاصه🏩 : پارک جی یون،بهترین و جوانترین جراح قلب و عروق در کل سئول ؛کسی که دور خودش حصاری به نام حریم شخصی کشیده و نمیگذاره کسی ازش رد بشه ، چی میشه اگه رئیس جدیدش این حد و مرز ها رو پشت سر بگذاره ؟ 👩‍⚕️👨‍⚕️وضعیت : کامل شده 👌 #1 in boyxgirl #1 in medical #1 in پزشکی #1in دختر ⚠️WARNING SEXUAL CONTENT ⚠️
𝗗𝗮𝗵𝗹𝗶𝗮 ᵏᵒᵒᵏᵛ ᵛᵉʳ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 127,746
  • WpVote
    Votes 19,061
  • WpPart
    Parts 55
𝙁𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 - 𝙎𝙘𝙝𝙤𝙤𝙡 𝙇𝙞𝙛𝙚 - 𝘼𝙣𝙜𝙨𝙩 𝗞𝗢𝗢𝗞𝗩 زیباترین مخلوق خدا درخواست انسان شدن کرد و برای تبدیل شدن به یک انسان باید نود و نه روز هویت اصلیش رو مخفی نگه می‌داشت. نباید بیشتر از سه نفر از ماهیتش با خبر می‌شدن اما درست در روز اولی که بین انسان بود، یک نفر رازش رو فهمید و مجبور شد باهاش یک پیوند ببنده... پیوندی که نمی‌دونست سرنوشتش رو‌ چطور تغییر خواهد داد! ___________________________________________________ - از من می‌خوای که رازت رو نگه‌ دارم؟ باشه، من ماهیت اصلیت رو به کسی لو نمی‌دم‌. - باید... باید بهم تضمین بدی! - پس بیا یه قرار داد ببندیم. - قرارداد؟ چی به من می‌رسه؟ - اینکه تا نود و نه روز رازت رو نگه می‌دارم؟ - در عوض ازم چی می‌خوای؟ - خودتو، خودتو بهم بده دالیا! ___________________________________________________ - گلی ظریف مثل تو، نباید به تنهایی توی سرزمین مردگان قدم بذاره، نمی‌ترسی که با یک اشاره، پژمرده‌ت کنم؟
RainMan by itgreen
itgreen
  • WpView
    Reads 28,783
  • WpVote
    Votes 6,567
  • WpPart
    Parts 36
"من حاضرم شیطان رو تا ابد بپرستم اگر تو اون شیطانی، کیم." جئون جونگکوک، آرتیست رده پائینی که برای از بین نرفتن محبوبیتش، حاضره دست به هرکاری بزنه. حتی اگه اون کار تمام محاسباتش برای زندگی رو به هم بریزه. چه کسی پشت اون کشش غیرقابل کنترلِ مشهور ترین فرقهٔ جهان به جئون؛ پنهان شده؟ تنها چیزی که انجمن از اون می‌خواد، فروختن روحش به شیطانه یا فروختن جسمش به کیم تهیونگ؟ "به عنوان یه هرزه اومدم عمارتت درست، به زور شدم همسرت اونم درست، سعی کردم کامل باشم و همه نیاز هات رو برطرف کنم تا برات از یه هرزه بیشتر باشم و اینم درست اما... اما چطور به خودت اجازه دادی بیشتر از یه هرزه باهام رفتار کنی تا یادم بره چی بودم؟؟" ژانر؛ درام، رمنس، شیطان‌پرستی، سادیسم (محدودیت سنی +18) کاپل؛ ویکوک. نویسنده؛ گرین‌. 🔞𝗪𝗔𝗥𝗡𝗜𝗡𝗚: 𝗦𝗘𝗫𝗨𝗔𝗟 𝗖𝗢. 📍#1 IN VKOOK 📍#1 IN SADISM 📍#1 IN KOREAN 📍#1 IN KPOP 📍#4 IN IRAN 📍#9 IN JUNGKOOK
𝗕𝗹𝗮𝗰𝗸 𝗥𝗼𝘀𝗲 ᵏᵒᵒᵏᵛ by yelital
yelital
  • WpView
    Reads 41,815
  • WpVote
    Votes 6,865
  • WpPart
    Parts 11
𝙧𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 - 𝙛𝙖𝙣𝙩𝙖𝙨𝙮 یک عاشقانه‌ی سیاه، میان جادوگر و جادوگرکُش... ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ رز سیاه برای تو، رقص لب هام به روی لب‌هات بود. رز سیاه برای تو، نبض دلپذیر نفس‌هام زیر گونه‌هات بود. رز سیاه برای تو، عشق بود، خاطره بود، زندگی بود، اما، رز سیاه برای من، فقط یه گل سیاه، از جنس تاریکی بود..!
-Friend Zone | Vkook- by DevilAssistant
DevilAssistant
  • WpView
    Reads 439,058
  • WpVote
    Votes 58,031
  • WpPart
    Parts 28
تهیونگ و جونگکوک بهترین دوستای هم حساب میشدن؛ فقط تا قبل از اینکه تهیونگ بفهمه جونگکوک دو ساله روش کراش داره و بدون اینکه بخواد باهاش بخوابه! 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌, 𝒀𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏 Writer & Editor: SAMAR Genre: Comedy, Slice of Life, Smut🔞 𝑻𝒆𝒍𝒈𝒓𝒂𝒎 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍: 𝑽_𝑲𝒐𝒐𝒌𝒊
᭝‌ 𝐃𝐚𝐝𝐝𝐲 by Aristya_1016
Aristya_1016
  • WpView
    Reads 25,661
  • WpVote
    Votes 2,899
  • WpPart
    Parts 16
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 ⤎ کیم تهیونگ مرد موفقی که توی هیچ چیز شکست نمی‌خورد و نمونه کامل یک انسان کامل بود، تنها توی یک چیز شکست خورده بود. خانواده! بعد از مرگ تنها همسر و معشوقش، مجبور بود دخترش کیم مینی، که مسئول مرگ مادرش بود رو بزرگ کنه. بچه‌ای سیزده ساله که تنها در طلب خواستن مهر پدری بود که بهش بی‌توجهی می‌کرد. اما با ورود به چهارده سالگی و پارک جیمینی که توی مدرسه باهاش آشنا شد، اوضاع رو خیلی جالب‌تر می‌کرد! ⋅───╼─╾───⋅ - تا حالا شده یک بار بغلت کنم؟ تاحالا شده سرت رو نوازش کنم؟ اصلا تاحالا شده تو رو "دخترم" صدا بزنم؟! خودش جواب همه این‌ها رو می‌دونست. جواب همه این سوال‌های بی‌رحمانه و شرم‌آور یک "نه" بزرگ بود! - تو فقط خون منو توی رگ‌هات داری ولی هیچوقت توجه پدرانه منو نداشتی و نخواهی داشت! ᝰ Couple: ⤷ Kim Minnie x Park Jimin ⤷ Kim Taehyung x Park Soo yi ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Dram ⤷ School Life
༆𝓟𝓵𝓪𝔂 𝔀𝓲𝓽𝓱 𝓯𝓪𝓽𝓮༆✓✓ by Yasy00978
Yasy00978
  • WpView
    Reads 44,641
  • WpVote
    Votes 5,611
  • WpPart
    Parts 61
(پایان یافته) حسادت ،شروع این ماجرا بود ،اما همین کلمه ، سرنوشت خیلی ها رو تغییر داد ،با زندگی خیلی ها لی لی بازی کرد ....وقتی که عشق خواهر ناتنیشو پس زد باید منتظر عواقبش هم می‌بود ،عواقبی مثل دزدیدن زندگی تنها کسی که عاشقشی اونم تا آخر عمر ....با حکم دردناکی به اسم نامزدی !...... قسمتی از فیک _تهیونگ منو پس میزنه...اونم به خاطر توعه عوضی ....ازت متنفرم تهجون .......... _تهیونگ شی ...میدونی چیه ؟مشکل اینجاست که منبع درد من منبع آرامش خیلیاست ....! _راز بزرگ رئیس کیم منم !برادر دوقلوش .....! کاپل : ویکوک ژانر: جنایی |عاشقانه. | درام | انتقام گیری |انگست| اسمات تاریخ شروع : ۱۴۰۰/۶/۶ پایان :۱۴۰۱/۲/۲ داستان هپی انده پس گول چند قسمت وسطش رو نخورید چون از اول همه چی روال معمولی نداره!!
7FATES: CHAKHO by HYBE_STORIES
HYBE_STORIES
  • WpView
    Reads 3,388,765
  • WpVote
    Votes 165,702
  • WpPart
    Parts 89
It's the day of visitors. But the visitors to Sin-si are unwelcomed, vengeful beom. Unforgotten animosity fills the air and rage collides, soaking the ground with blood. Seven boys take up their weapons to end this fight, once and for all. 7FATES: CHAKHO with BTS ***** Content advisory: this story contains some violence Original story: HYBE Co-planning: HYBE / NAVER WEBTOON
Moscow | Hopemin Completed by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 110,533
  • WpVote
    Votes 16,961
  • WpPart
    Parts 23
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟ _مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊 خلاصه: مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن... طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها... اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟ چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟ داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین... پیج نویسنده: @sylvie_fic کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️ نویسنده: Sylvie 🌱 ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔ پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.