اینا رو بخون
21 stories
The Alpha's Omega (Persian Translation) by Larry_iran
Larry_iran
  • WpView
    Reads 101,097
  • WpVote
    Votes 16,287
  • WpPart
    Parts 33
کتاب اول - عاشق هیولایی مثل اون بودن باعث میشه تا به سلامت عقل خودت شک کنی. [Persian Translation] Original story by @shtyles
The Wedding Date [ Persian Translation ] by themaniro
themaniro
  • WpView
    Reads 57,067
  • WpVote
    Votes 10,544
  • WpPart
    Parts 33
• زین توی فروشگاه والمارت کار میکنه. اون دوست پسر نداره و خیلی وقته که به یه قرار نرفته. مامانش همیشه دنبال یه پارتنر برای اونه و حالا هم که برادرش میخواد ازدواج کنه، فشار از طرف اون بیشتر شده. زین میخواد که یک نفر رو پیدا کنه، ولی با درنظر گرفتن اتفاقاتی که در گذشته براش افتاده یکم سخته. اون مجبور میشه با کسی که مامانش انتخاب کرده به یه قرار بره. اون شب یه اتفاقی می افته. اتفاقی که باعث میشه لیام پین رو استخدام کنه تا به عنوان قرار در عروسی برادرش حضور داشته باشه. چیزی که در نهایت، تبدیل به بهترین تصمیمی میشه که تا حالا توی عمرش گرفته. • [ ترجمه فارسی ] [کمپلتد]
Last Keeper + Season 3 updating 🔰 by maedeh1
maedeh1
  • WpView
    Reads 90,933
  • WpVote
    Votes 18,403
  • WpPart
    Parts 109
خونه رو ترک کردم. تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد. بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم. از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک
،،Darken/Ziam,, by oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    Reads 76,525
  • WpVote
    Votes 12,726
  • WpPart
    Parts 40
اگر قرار به نماندن است؛ بی خداحافظی برو! بگذار انتظار، همان تکه نخی باشد که بعد از تو مرا وصل می‌کند به زندگی ...
I Don't Ever Forget ~[L.S]~ by Shishimoon
Shishimoon
  • WpView
    Reads 9,385
  • WpVote
    Votes 1,883
  • WpPart
    Parts 24
[completed] + چرا فقط فراموش نمی‌کنی؟ _ چون نمی‌خوام. نمی‌خوام تو هم بری و تنها خاطره‌ای که ازت داشته باشم، آتیش گرفتن قلبم باشه. می‌فهمی؟ نباید بری، چون نمی‌خوام دنبالت بگردم.
The foundation of deception [L.S|M.Preg] by icallmaat
icallmaat
  • WpView
    Reads 16,802
  • WpVote
    Votes 3,648
  • WpPart
    Parts 30
[ آپ‌های نامنظم و طولانی] + من می‌خوام ببینمش! قلبش مچاله میشه. نمی‌دونه این بغضِ لعنتی از کجا سر باز زده، از کجا اصلا شکل گرفته که مدام داره حجیم و حجیم‌تر میشه، فقط... فقط می‌دونه که حاضره جهان رو تماما قتل عام کنه تا اون خوب باشه! اون، با چشم‌هایی که جاذبه‌ی سیاهچاله دارن براش. اون، با چشم‌هایی که حالا رگه‌های کوچیک سرخی توشون موج می‌زنه. اون، با چشم‌هایی که تیله‌هاش می‌لرزن و نگرانی ساطع می‌کنن. - بهت قول میدم که می‌بینیش. هر دومون می‌بینیمش... Our lives are covered in layers of lies and deception. What if these curtains fall? زندگی ما در لایه هایی از دروغ و فریب پوشیده شده است. اگر این پرده ها سقوط کنند چه؟
Best BL Series by winfics
winfics
  • WpView
    Reads 213,574
  • WpVote
    Votes 9,456
  • WpPart
    Parts 20
خوش اومدین❤ توی این بوک میخوام بهترین سریالا با تم "گی" رو بهتون معرفی کنم. از کشورای مختلفی قشنگ تریناشون رو جدا کردم وشخصا پیشنهاد میکنم که ببینینشون! لطفا فالوم کنین تا سریالای بیشتری بهتون معرفی کنم بویس بویس❤
Sea's whisper [L.S | Z.M] by Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    Reads 196,323
  • WpVote
    Votes 44,508
  • WpPart
    Parts 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
Let Me Show You How To Love Yourself [L.S|Z.M] by sunshineT28
sunshineT28
  • WpView
    Reads 25,318
  • WpVote
    Votes 5,823
  • WpPart
    Parts 41
•| Completed |• [Persian Translation] هری استایلز به همراه زین و لیام توی آپارتمانی در لندن زندگی می کنه. لویی پسر جذاب و شجاعیه که شغلش مجله نویسی هست و از همون اول که به واحد توی راهروی مقابل خونه هری نقل مکان می کنه، از هری خوشش میاد. البته که هری هم از لویی خوشش میاد اما اون مشکلاتی داره و باید اون ها رو حل کنه قبل از اینکه توجه کاملش رو به لویی بده. اون دائما در حال رفت و آمد به بیمارستان برای بیماریشه و زین و لیام نگران این هستن که ممکنه وارد شدن به رابطه ای جدید به هری آسیب بزنه. Writer : @Larry_Love_ED #1- larrystylinson