AramSalehi's Reading List
9 stories
Ella by iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Reads 212,392
  • WpVote
    Votes 18,031
  • WpPart
    Parts 97
من سقوط كرده بودم،ته چاهِ نااميدي نعره ي عريون مرگو تو تو اون دره شنيدي تنِ من به جاي دره توي اغوشِ تو افتاد اشكِ حسرتت چكيدو پلك بسته مو تكون داد من ميخوام مال تو باشم،توي خواب تو بمونم چي تو چشماي تو ديدم؟نميدونم..نميدونم
Painted scars | زخم های نقاشی شده by ItsLunalith2025
ItsLunalith2025
  • WpView
    Reads 7,913
  • WpVote
    Votes 382
  • WpPart
    Parts 19
رومن، پاخان فعلی مافیای روس، باید قدرت و کنترلش رو به همه ثابت کنه؛ اما بدون وارث، همیشه تهدیدی جدی برای جایگاهش وجود داره. وقتی پدر نینا زیر بار بدهی‌های سنگین له شده، مشاور و دست راست رومن پیشنهادی می‌ده که رومن توانایی رد کردنش رو نداره: ازدواج نینا با رومن، یک معامله سرد و بی‌احساس، که رومن به اجبار اونو می‌پذیره.....
𝖂𝖆𝖗 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊/ جنگ عشق by Faryad1386
Faryad1386
  • WpView
    Reads 19,350
  • WpVote
    Votes 715
  • WpPart
    Parts 22
محکم به دیوار کوبیدم. صدای قلب ترسیدم که دیوانه وار می تپید توی گوشام اکو میشد. دستشو محکم روی دیوار کنار سرم کوبید و به سمتم خم شد. سرشو کنار گوشم برد و نفس های داغشو روی گردنم خالی کرد که باعث شد مور مورم بشه. آروم زمزمه کرد. (...):《حتی اگه یه قرارداد باشه بازم مال منی... بار آخرت باشه بدون اجازه ی من به یه پسر نگاه میکنی، وگرنه...
کریستینا by iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Reads 206,616
  • WpVote
    Votes 17,438
  • WpPart
    Parts 105
کریستینا(جلد دوم رمان: queen of my heart) چشم وا کردم و دیدم که خدایم "تو شدی" دفتر پر غزل خاطره هایم "تو شدی" درسرم نیست بجز حال و هوای تو و عشق شادم از اینکه همه حال و هوایم"تو شدی" گاهی عشق خیلی ساده در میزنه..خیلی ساده... فقط کافیه درو باز کنی.
Queen of my heart👑 by iicequeenn
iicequeenn
  • WpView
    Reads 516,376
  • WpVote
    Votes 36,720
  • WpPart
    Parts 103
گاهی برای ملکه بودن باید لشکر کشی کرد،باید جنگید،باید فتح کرد... و گاهی برای ملکه شدن کافیست؛قلب یک مرد را از آن خود کنی..آنوقت تو ملکه خواهی بود ملکه قلب او. گاهی تصاحب قلب یک مرد انقدر سخت است که حکم جنگ دارد وباید مرزها را برای فتحش در نوردید. دوشیزه مری اینبار باید بجنگه..بجنگه تا فتح کنه..شاید قلب یک مرد رو وشاید یک کشور رو و یا شاید هر دو.
Heir of Wrath (Legacy of the Underworld1) by Dreamer066
Dreamer066
  • WpView
    Reads 171,032
  • WpVote
    Votes 10,643
  • WpPart
    Parts 48
عشق مثل لیسیدن عسل از لبه‌ی تیغ میمونه. مخصوصا اگه در دنیای مافیا متولد شده باشی... 🔞SEXUAL CONTENT تالیا بیانچی پرنسس مافیای ایتالیایی، وقتی برای اولین بار به آسایشگاه فرستاده شد فقط یک چیز رو میدونست: جهان مافیا با زن‌ها مهربان نیست. امید تنها چیزیه که موفق شده تالیا رو حتی با گذشت ده سال در آسایشگاه سنت ماریو زنده نگه داره. امید به اینکه روزی پدرش برگرده و اون رو با خودش به خونه برگردونه. اما سرنوشت بارها ثابت کرده همه چیزهای "سیاه و سفید" پشت پرده‌ای از دروغ‌های هفت رنگ پنهان شدن... تالیا همیشه میدونست پدرش میتونه چقدر بیرحم باشه اما هیچوقت انتظار نداشت که اون رو به ترسناک ترین مرد غرب واگذار کنه. رئیس آینده مافیای کوزا نوسترا. مارکو رومانو. یک قاتل خونسرد... زیبا و خبیث. مردی که سال‌هاست انسانیت رو درونش کشته، روحش رو در سکنه‌های تاریک گذشتش رها کرده. چطور ممکنه قلب مُرده‌ای که چیزی بجز خشم و نفرت درونش جریان نداره، قادر به عشق ورزیدن باشه؟ این همون کاریه که فقط تالیا میتونست ممکن‌اش کنه و باعث بشه مارکو اون کلمات ممنوعه و خطرناک رو به زبون بیاره: " من آدم‌های دیگه رو برای کوزا نوسترا میکشم اما برای تو گلوله میخورم، خونریزی میکنم و میمیرم. تو مال منی و تا آخرین نفس ازت محافظت میکنم."
زاده خون by Robi963
Robi963
  • WpView
    Reads 27,798
  • WpVote
    Votes 1,032
  • WpPart
    Parts 30
هر چقدرم سعی کنی نمیتونی ازش فرار کنی اون همیشه با تو می مونه چون با تو زاده شده تو زاده خون هستی ، تو گناهکار زاده میشی و گناهکار از این دنیا خواهی رفت ، جهنم جایگاه ابدی تو‌ خواهد بود. خلاصه: داستان درباره دختری به اسم نلا است که یاد گرفته چه طوری توی جامعه ای که پر از دزد و خلافکاره از پس خودش بر بیاد اما خیلی اتفاقی توی یه شب به خاطر دوستش دست به کاری میزنه که درهای گذشته به روش باز میشه ....
جهان خونین مافیا by Robi963
Robi963
  • WpView
    Reads 41,714
  • WpVote
    Votes 1,489
  • WpPart
    Parts 37
در پس زیبایی های این جهان دنیایی وجود دارد سراسر خون و درد ، هنگامی که کودکان در چمنزار ها بازی میکنند در کوچه های مخفی سیسیل کوزانوسترا قدم های بزرگش را بر میدارد و با هر قدم سنگفرش های خونی از خود به جا میگذارد
ملکه تاریکی by Robi963
Robi963
  • WpView
    Reads 8,739
  • WpVote
    Votes 626
  • WpPart
    Parts 16