iitsalreadytaken's Reading List
113 stories
 𝐆𝐨𝐝 𝐨𝐟 𝐌𝐚𝐥𝐢𝐜𝐞 {𝐕𝐤} by Teahkook_writer
Teahkook_writer
  • WpView
    Reads 783
  • WpVote
    Votes 235
  • WpPart
    Parts 3
کاملا ناخواسته توجه یه هیولا رو به خودم جلب کردم. حالا اون همه جا تعقیبم میکنه و خودشو تو زندگیم جا داده . منم سعی میکنم ازش فرار کنم . غافل از اینکه اون یه هیولاست... و درباره هیولا ها چی میگن؟ ... هرجا بری ، اونا تعقيبت میکنن . *************** Jenre :: mafia, omegaverse, dark, smut, university, psychology, romance, enemies to lover's Couple :: Vkook
𝗗𝗔𝗚𝗚𝗘𝗥 | 𝗩𝗞�𝗢𝗢𝗞  by vkfic_
vkfic_
  • WpView
    Reads 856,729
  • WpVote
    Votes 109,576
  • WpPart
    Parts 42
هیچ‌وقت توی بدترین کابوس‌هام هم فکر نمی‌کردم برادر ناتنی‌ای که همیشه درباره‌ش می‌گفتن، همون جفتی باشه که سرنوشت برام انتخاب کرده. جئون جونگکوک، یه آلفای مغرور که از ازدواج پدرش با کیم ته‌هی ناراضیه و اون زن رو یه هرزه می‌دونه، اما هیچ‌وقت حتی به ذهنشم نرسیده بود که پسر همون زن، یه آلفای خون‌خالص، جفتش باشه ... یعنی کیم تهیونگ. «تو یه بی شخصیتی که رایحه‌ش حالمو بهم میزنه.» Dagger [ خنجر ] Couple : Taekook , Namjin , Sope تهکوک ، نامجین و سپ [ شیپ یونگی و هوسوک ] Genre : Omegaverse , Action , Romance , Smut Writer : Mahla Instagram : Vkfic_ Telegram : Tkfic Start:1404,01,01 تایم آپ نامنظم
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 123,562
  • WpVote
    Votes 10,044
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : در حال آپ کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* by melish00k
melish00k
  • WpView
    Reads 181,583
  • WpVote
    Votes 22,348
  • WpPart
    Parts 59
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌اس که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌ اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
Double black| vkook by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 78,189
  • WpVote
    Votes 7,856
  • WpPart
    Parts 33
مافیایی|اکشن | عاشقانه | اسمات | ماجراجویی اونا هر دوشون قدرتمند بودن، هر دو صاحب جایگاه، کارکشته و دو فرد مهم ، اما هر دو به رنگ سیاه ... حالا اگر اون دو دشمن هم باشن خطر ناک ترن یا اگر کنار هم باشن؟؟؟ «اما عشق رسم غیر ممکن هاست... وقتی نتونی عوض بشی عذاب آوره و وقتی نتونی بهش برسی قاتله...» Vkook Shimara✨
مافیای صورتی‌/ The pink mafia🔞🔥 by jeon_jehowa
jeon_jehowa
  • WpView
    Reads 160,892
  • WpVote
    Votes 14,968
  • WpPart
    Parts 44
اسم: مافیای صورتی🔞 ژانر: مافیای/ خشن/ عاشقانه/ اسمات ___________________ کیم نامجون رئیس باند آر ام به شدت از رقیبش متنفره از نظر اون جین اصلا مافیا نیست و به درد خونه داری میخوره. کیم سوکجین رئیس باند پینک آرجی دشمن قدیمی نامجون به خاطر گذشته و زخمی که نامجون بهش زده دنبال هر راهیه که تلافی کنه. . نامجون: عوضی صورتی پوش بهتره با زبون خوش محموله ام برگردونی وگرنه آتیشت میزنم. سوکجین: تند نرو کیم بهتره نیست واسه شروع معذرت خواهیت کفشام با زبونت واکس بزنی شاید تصمیمم عوض شد و بهت رحم کردم. . . و اما حالا کیم تهیونگ و کیم جونگکوک 5 ساله توی مهد کودک باهم همکلاسی شدن و پدراشون بعد از سال ها دوباره دیداری تازه کردن. _اشم من جونتوتیه. +شلام منم کیم تهلونگم. _هه هه تو همون پسله ی بیلیختی که حتی نمیتونه اشمش دُلُشت بده. +ساکت شو کیم جونتوک پاپام دُفته باهات حلف نژنم. پسر جیغ کشید. _اشمم جونتوته نه جونتوت. کاپل اصلی : تهکوک/ کوکوی (ورس) و نامجین. کاپل فرعی: ؟ (فصل دوم در حال آپ...) _________________ توی این فیک از اسم اعضای بی تی اس استفاده شده و هیچ گونه ارتباطی با زندگی شخصی اعضا نداره💜.
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 38,675
  • WpVote
    Votes 4,349
  • WpPart
    Parts 16
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
𝑩𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒎𝒂𝒕𝒆 ✘ⱽᵏᵒᵒᵏ by Llaamouri
Llaamouri
  • WpView
    Reads 58,687
  • WpVote
    Votes 7,424
  • WpPart
    Parts 28
خلاصه: جونگ‌کوک امگای سرتق قبیله‌ی جنوبی، پیوند جفتیِ پیشگویی‌ شده با تهیونگ، آلفای شمال رو سال‌ها پیش پس زد. حالا آلفا برگشته. با ارتش، با خشم و با عطش انتقام. جونگ‌کوک زخمی و بدون توانایی تبدیل، توی میدون شکار افتاده و تهیونگ فقط یک چیز می‌خواد: جفتِ طغیان‌گرش رو تسلیم، زانو‌ زده و شکسته ببینه. سرنوشت بالاخره به آلفا رسیده. اما این‌بار هیچکس قرار نیست رحمی نشون بده. Time Up: هر هفته
The Last Breath in Busan  by Mahlaxkhosravi
Mahlaxkhosravi
  • WpView
    Reads 812
  • WpVote
    Votes 100
  • WpPart
    Parts 22
'آخرين نفس در بوسان' سال ۲۰۰۱ میلادی.. همان لحظه‌ای که نقشه کشیدم تو را به دام بیندازم، فهمیدم که خودم زودتر از همه اسیر شده‌ام... تو سلاح من بودی برای انتقام، برای رهایی از جهنمی که سال‌ها دنبالم بود. اما چرا هرچه بیشتر کنار تو ایستادم، قفس‌هایم تنگ‌تر شد؟ چطور همان دستی که برای کشتن به تو سپردم، قلب مرده‌ام را زنده کرد... و سپس همان قلب را هزار بار شکست؟ نمی‌دانم از تو باید فرار کنم... یا دوباره سقوط کنم، در دام کسی که از اول هم شکارچی نبود او سرنوشت من بود. ژانر: Dark,Mafia,Action,Romance,BL,Smut
Gancio | Vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 909
  • WpVote
    Votes 141
  • WpPart
    Parts 8
خلاصه: تا به حال شده که راجع به چیزی مرموز و احتمالا خطرناک کنجکاو شده باشین!؟ شاید اون لحظه خودتون رو با گفتن "اتفاق بدی نمیوفته، فقط میخوام ته و توی ماجرارو در بیارم و بعدش فراموشش میکنم" قانع کرده باشین؛ که خب... جونگکوک هم همین کار رو کرد. ولی هیچ‌چیز طبق انتظارش پیش نرفت. جونگکوک فقط یک قهرمان مسابقات رالی بود که تصمیم ناگهانی و کنجکاوی بیش از حدش اون رو وارد هزارتوی عجیبی کرد... طوری که حالا سرعت اتومبیلش نه تنها برای برنده شدن در مسابقات، بلکه برای فرار از دنیای تاریکی که ناخواسته واردش شده بود، باید بهش کمک میکرد. -------- -دزدیده و تهدید شدم که حتما باید راننده‌ی باند بشم و بهم ۲۴ ساعت وقت دادن برای فکر کردن! افسر هایاشی ظرف غذاش رو تحویل گرفت و بدون نگاه کردن به راننده‌ی رالی لب زد: -قبول کن. جونگکوک تکخند متعجبی زد. -تو افسری یا جاسوس جی چانگ ووک؟! میناتو درحالی که با لبخند به گونه‌های برجسته‌ی افسر جانگ حین غذا خوردن خیره شده بود، زمزمه کرد: -به هر حال مطمئنم با چیزی تهدیدت کردن که راه دیگه‌ای برات نذاشتن. قبول کن؛ هم اجبار اون‌هارو، هم پیشنهاد من برای مامور مخفی شدن رو. ┊Genre:Criminal, Angst, Romance, Sport, Smut ┊Couple: Vkook, Sope ┊Writer: Shinrai
+22 more