Emotions:)🦕
5 stories
troubled jeons(kookv) by tatatomato
tatatomato
  • WpView
    Reads 109,899
  • WpVote
    Votes 13,630
  • WpPart
    Parts 30
تهیونگ فقط خواستار یه زندگی بدون دردسر بود ولی همه چیز با حضور ناگهانی همسایه دردسرساز اش شروع به تغییر کرد! .... بهم‌کمک کن!" آلفای شکلاتی با لحن بیچاره ای بیان کرد و به اون امگای بداخلاق نگاهی انداخت اون وقت چرا؟" و گوشه لبی برای مرد بالا داد چون من قراره آلفات باشم!" حالا ورق به نفع اون تغییر کرده بود... Main couple:kookv Side couple:? Genre:omegaverse. Romance. Mpreg. Fluff.smut Up time:Friday
Incuriosity (KookV ver) by 8Gemini8
8Gemini8
  • WpView
    Reads 103,581
  • WpVote
    Votes 14,459
  • WpPart
    Parts 10
~|کامل شده|~ 🌙نام: بی اعتنا 🌙کاپل: کوکوی 🌙ژانر: امگاورس-امپرگ 🌙خلاصه ای از داستان: من ازت انتظار ندارم دوستم داشته باشی... ولی حداقل می تونی یکم به بچمون توجه کنی... اون بچه تا کی باید دنبالت راه بیوفته و با امیدواری صدات کنه تا شاید جوابش رو بدی؟... ⭐شروع: 2020/08/05 ⭐اتمام: 2020/09/23 🚫نکته: این فیک با کاپل ویکوک هم نوشته شده. ❌ادیت نشده 〰️ در دست ادیت❌
Qiang Jin Jiu / Persian Translation by ChineseBL
ChineseBL
  • WpView
    Reads 15,174
  • WpVote
    Votes 2,605
  • WpPart
    Parts 29
✾ Novel Name : ↬ Bring The Wine 🍷 ↬ Qiang Jin Jiu 🦅 ✾ Anthor(s) : Tang Jiuqing 🍀 ✾ English Translator : Lianyin , Eggy , Rie , Lam , Lin , Yunyun ❄️ ✾ Geners : Yaoi , Drama , Historical , Mystery , Romance ⛓⚔ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ ✾ خلاصه : شش استان ژونگبو طی یک محاصره تسلیم و به دشمنان خارجی واگذار شد ، و شن زه چوان بعنوان زندانی به پایتخت برده و تبدیل به یه سگ غرق شده* شد که محکوم به نفرت بود. شیائو چی یه خشمش رو دنبال کرد و راهشو به جلو باز کرد. ولی بجای اینکه به دیگران اجازه کاری بده ، با پای خودش به شن زه چوان لگد زد که باعث شد اون بچه تا پای مرگ پیش بره. کی فکرشو میکرد که اون پسر برگرده و تو یه ضدحمله اونو گاز بگیره جوری که سر تا پا غرق خون بشه؟ این شروع داستان دو مردی بود که هر بار باهم رو به رو میشدن همدیگه رو پاره میکردن. * سگ غرق شده کسیه که به ذلت افتاده و احترام و قدرتشو از دست داده ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
Don't Push The 26 Unit  by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 74,877
  • WpVote
    Votes 16,370
  • WpPart
    Parts 39
«تو واحد بیست و شیش یه نویسنده دیوونه زندگی میکنه،میگن تمام قتل هایی که نوشته به فاصله یک ماه به واقعیت پیوسته. آخرین داستانش هم راجب قتلی که خودش مرتکب میشه،پسر باریستایی رو که اسمش بکهیون به قتل میرسونه.عذر میخوام اسمتون؟» «بکهیون.بیون بکهیون.» «خوشبختم آقای بیون!لطفا به هیچ وجه واحد ۲۶ رو فشار ندید» (چانبک)
𝐖𝐨𝐧𝐝𝐞𝐫 by btsalate
btsalate
  • WpView
    Reads 5,783
  • WpVote
    Votes 759
  • WpPart
    Parts 5
[ترجمه شده] "میدونی، وقتی یک نفر غمگینه، تماشا کردن غروب آفتاب رو خیلی دوست داره." -آنتوان دوسنت اگزوپری - شازده کوچولو cover : @/chimmedt in twitter writer : @/wordcouture in AO3 ( از نویسنده اجازه گرفته شده)