Not read
33 stories
Forced love|KOOKMIN by koomini13
koomini13
  • WpView
    Reads 135,370
  • WpVote
    Votes 12,816
  • WpPart
    Parts 37
Completed♠️⚡️ جیمین پسری 18 ساله که در تلاشه برادر کوچیکترش جیهوپ پسری مثل خودش نشه که پدرش ازش ناامید بشه ولی همچی از زمانی که پاشو به سئول محل تولدش میزاره بهم میریزه.. جونگکوک پسر خودخواه و پولدار که با سن 18 شرکت و همراه دوستاش(تهیونگ و چانیول) اداره میکنه و همزمان مدرسه میره با دیدن پارک جیمین تو مدرسه نقشه هاش و عملی میکنه نقشه هایی که دوسال برنامه ریزیشون کرده بود تا دوباره پارک جیمین رو ملاقات کنه چی باعث بهم ریختن برنامه هاش میشه!!؟ •─────⋆─────•
Salvatore by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 160,863
  • WpVote
    Votes 24,074
  • WpPart
    Parts 59
(فصل اول فول💜)salvatore . ناجی . . . چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود... حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم • • • کاپل اصلی : کوکمین • کاپل فرعی: یونمین.تهگی • ژانر: اکشن•هار
all mine | pjm by f4iryseokk
f4iryseokk
  • WpView
    Reads 10,136,746
  • WpVote
    Votes 324,791
  • WpPart
    Parts 53
UNFINISHED + DISCONTINUED "you're all mine; the hair, the lips, the body, it's all mine." highest previous rankings: - #1 in jimin - #1 in pjm - #1 in btsfanfic cover by: @TheChristianChimChim on Wattpad
Brat bunny kills by cuteimutei
cuteimutei
  • WpView
    Reads 183,545
  • WpVote
    Votes 22,529
  • WpPart
    Parts 35
وی،چیم و کوک ادمینهای سایت ادم کشی معروف کیلربانی توی دیپ وب هستن ولی این دلیل خوبیه که فکر کنیم اونا واقعا به بدی اعمالشون هستن؟
𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 [𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤] by Aisoluna
Aisoluna
  • WpView
    Reads 311,687
  • WpVote
    Votes 38,599
  • WpPart
    Parts 52
[ completed ] |زیبایی سیاه| کاپل: ویکوک~ یونمین~ نامجین ژانر: درام | رمنس| انگست | اسمات مرد برگشت و تمام روح جانگ کوک رفت. چهره ای رو دید که تمام عمر ازش نفرت داشت. مردی رو دید که نمیخواست هیچوقت دیگه باهاش روبرو بشه. مردی رو دید که زندگیش رو نابود کرده بود. مردی که اسمش هم براش نفرت انگیز بود... کیم تهیونگ... پسردایی شرورش...
in my life by min_minem
min_minem
  • WpView
    Reads 152,424
  • WpVote
    Votes 15,773
  • WpPart
    Parts 40
"توجه توجه" این فیک در حال ادیته پس لطفا زمانی که ادیتش کامل شد بخونیدش Completed هیچ وقت فکرشو نمیکردم..هیچوقت فکرشو نمیکردم که عاشق بشم لااقل نه بعد یون هی..ولی شدم!عاشق شدم!ولی نه عاشق هر کسی...
𝐘𝐨𝐮𝐫 𝐄𝐲𝐞𝐬 by AhuraPk
AhuraPk
  • WpView
    Reads 89,783
  • WpVote
    Votes 11,541
  • WpPart
    Parts 21
°•کامل شده•° خلاصه‌: کیم تهیونگ ایدول معروف کره جنوبی که طی یه اتش سوزی مشکوک بیناییشو از دست میده... چی میشه اگه یه پزشک تازه کارو کم سن و سال مسئولیت درمانشو به عهده بگیره و دست بر غضا از دلیل اون اتش سوزی مشکوک سر در بیاره ... ایا دکتر جئون جونگ کوک میتونه بی دردسر معشوقه تازه ی خودشو درمان کنه؟! _________________________________________ عنوان: Your eyes| چشم های تو 🦋 نویسنده: AhuraPakzad ژانر : پزشکی | رمنس | هیجانی کاپل اصلی: Vkook کاپل فرعی: Yoonmin توجه!!!! اتفاقات این داستان تصورات نویسنده بوده و واقعیت ندارند همچنین اشخاص این داستان تنها نقش یک بازیگر را دارند و از نام ان ها برای بهتر سازی تصورات خواننده استفاده میشود!
⚔•° Iustitia °• ~ KookTae~⚔ by _YourMy24_
_YourMy24_
  • WpView
    Reads 53,774
  • WpVote
    Votes 9,055
  • WpPart
    Parts 21
داستان زندگی تهیونگ که در دفاع از خودش مرتکب قتل شده و جانکوک کسی که چیزی برای از دست دادن نداره، چطور با هم در یک راستا قرار میگیره °•°•°•°•°•°•°•°•°•° چاقو از دستهای لرزانش به زمین افتاد . نمیتونست نگاهش رو از چشمهای بازِ کسی که تا چند دقیقه ی قبل زنده بود، بگیره . کار تموم شده بود . تلاش کرده بود زخم رو با دستش مسدود کنه و جلوی خونریزی رو بگیره اما انگار چاقوی کوچیکش به یکی از رگهای اصلی برخورد کرده بود . °•°•°•°•°•°•°•°•°•° یوستیتیا نام الهه ی عدالت در یونان باستانه . الهه ای با چشمهای بسته که در دستی شمشیر و در دستی ترازو داره . این فیک داستان افرادی رو روایت میکنه که به دنبال برقراری عدالت هستند .
Tʜᴇ Rᴏᴏꜰ ∥ ʏᴏᴏɴᴍɪɴ 🦋 by Dreamer_cupcake
Dreamer_cupcake
  • WpView
    Reads 103,954
  • WpVote
    Votes 15,191
  • WpPart
    Parts 57
"تهش چی میشه؟" "تهشو تو می‌نویسی." "اگر اون چیزی بشه که نباید؟" "هرچی شد، فقط مسئولیتش رو بپذیر." یونگی آهی کشید و دستاشو رو صورتش گذاشت: "خیلی احمقم، مگه نه؟" گوروم سیمای گیتار سیاهرنگش که با استیکرای عجیب و غریب تزئین شده بود رو با نوک انگشتای زخمی نوازش کرد. ملودیش آروم و نوازشگر بود: "نیستی میو کون. آدمای احمق حماقت خودشونو باور نمی‌کنن." "همه چیز فقط داره بدتر میشه. نمی‌تونم کنترلش کنم..." "داره مسیرشو طی می‌کنه." "مسیرشو؟" "فقط کافیه بپذیری بعضی چیزا دست من و تو نیست و از ته قلبت باور داشته باشی، چیزی که باید اتفاق بیفته، اتفاق میفته." Story by: Upset Season 1: completed ☑ Season 2: completed ☑ Grey chapter: ongoing 🔛
Ring [Straykids Fiction]🔛 by hereissunny
hereissunny
  • WpView
    Reads 61,543
  • WpVote
    Votes 9,966
  • WpPart
    Parts 76
︙برای بنگ کریستوفر دلیلی برای زندگی وجود نداشت! توی حلقه ای گیر افتاده بود تا بقیه عمرش رو تاوان گناهاش رو پس بده اما وسط این تاریکی یه نوری می بینه، آیا این نور اون رو به سمت روشنایی می بره؟ یا غرقش می کنه؟ میشه تو تاریکی دنبال نور راه افتاد وقتی نمی دونی چی تو مسیرت قرار داره؟︙ ⌯ 𝘙𝘪𝘯𝘨 ⌯ 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘩𝘰, 𝘏𝘺𝘶𝘯𝘪𝘯, 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘨𝘭𝘪𝘹 ⌯ 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵, 𝘚𝘮𝘶𝘵