{completed}
-من از همه چیز میترسم، از مردم، از رنگ ها، از دردها، حتی از خودم و هرچیزی که توی گذشته لعنتیم بود!
اما چرا از تُ نمیترسم؟!
از عشق تُ، از رابطه با تُ، من هر ذره از وجود لعنتیو میخوام؛
پس بیا و منو با روحت ارضا کن!
Baby, let me love you
Goodbye.
🍷17 نوامبر یه تاریخ معمولی نبود...
اون پسر نمیدونست چرا هر سال تو این تاریخ واسش اتفاقای شوم میوفته...
اما اینم نمیتونست درک کنه که چرا تاریخ تولد طعمه اش هم جزو تاریخ 17 نوامبر بود....
🍷 ژانر : خوناشام..تخیلی..مرموز
🍷 وضعیت آپ : کامل شده
Zayn malik...
تو میتونی بهم اخم کنی. بهم بیمحلی کنی. بخاطر ضعیف بودنم مسخرم کنی. میتونی بهم گشنگی بدی. میتونی کاری کنی گریه کنم. کاری کنی که از درد زجه بزنم. تو میتونی خوردم کنی. زیر پات لهم کنی. تو میتونی منو به خاک سیاه بشونی لیام
اما با همه ی اینا من بازم عاشقتم :))))
تو سرتا پا رفتن بودی
من در تردید آمدن
تو تمام رفتی و من هیچ نیامدم
بگذار خالی بماند وسعت میان ما
بهم نمیرسد دنیایی که تو در آن میروی و من هیچ نمی آیم
[COMPLETED]
*لیام من میترسم...
تو عاشق کدومشونی؟
اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟
یا...
اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟
+اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
زیر دست قاتل هزار چهره و ناشناس تقلا برای زنده ماندن میکرد اشک برای نفس کشیدن و منصرف کردن اون از مرگش میریخت...
اما قربانی نمیدونست ک اون تنها کسی نیست در بین دستان او تقلا زنده ماندن کرده!
اون هم همانند قربانی های دیگر.....
صدای شلیک منظم سه گلوله پیچید....
مثلث خونی با شلیک گلوله ها روی بدن قربانی حک شده بود.
یک قربانی دیگر ب چندین قربانی دیگر سایه مرگ اضافه شد...اما
این کشتار تا کی ادامه خواهد یافت؟
تا کی همه تک ب تک قربانی او خواهند شد؟
آیا میتواند دختر روانی داستان قربانی ها را نجات دهد؟ یا شاید هم خود یکی از هزار اهداف سایه مرگ برای گلوله هایش است؟!