10 story
کلاغ باغ حسرت [ Z.M , L.S] بقلم dorsamz
dorsamz
  • WpView
    مقروء 5,738
  • WpVote
    صوت 1,173
  • WpPart
    أجزاء 5
زین عاشق یه پسر ساده به اسم لیامه و یه دوست صمیمی به اسم لویی داره، اما ماجرا از جایی شروع میشه که زین باید بره خدمت سربازی و چی میشه که ته رفاقت به خون ختم شه؟ فقط چهار پارت!!! 𝐓𝐡𝐢𝐬 𝐢𝐬 𝐚 𝐟𝐚𝐧 𝐟𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧 𝐟𝐨𝐫 𝐚𝐥𝐥 "𝐋𝐢𝐥𝐨, 𝐙𝐨𝐮𝐢𝐬, 𝐙𝐢𝐚𝐦 𝐚𝐧𝐝 𝐋𝐚𝐫𝐫𝐲 𝐒𝐡𝐢𝐩𝐞𝐫𝐬" اخطار ⚠️چاقو قمه خون⚠️ اخطار ⚠️ سم ⚠️ 𝐉𝐮𝐬𝐭 𝐅𝐨𝐫 𝐅𝐮𝐧 𝐚𝐧𝐝 𝐂𝐫𝐲
•Fading• [L.S]  بقلم SeTaRe4
SeTaRe4
  • WpView
    مقروء 221,908
  • WpVote
    صوت 31,847
  • WpPart
    أجزاء 48
[Complete] لویی زیبایی رو، ترکیب رنگ‌ها و جنس‌های مختلفی که حس ظرافت رو درون آدم‌ها به‌وجود میارن، میشناسه. اون درحالی که داره توی دانشگاه فشن میخونه، هر روز این ترکیب‌ رو میبینه. برش لباس‌ها، رنگ پارچه‌ها، پیچیدگی‌ طرح‌ها، همهٔ این‌ها کنار هم قرار میگیرن تا یه‌چیز زیبا رو بسازن. ولی وقتی که یه دانشجوی علوم با پاهای بلند و لبخندی که چال‌ گونه‌هاش رو به نمایش میزاره قبول میکنه که مدل لویی بشه، لویی میفهمه که تازه زیبایی رو پیدا کرده. هری فکر میکنه لویی فقط به کسی نیاز داره که بهش ثابت کنه چقدر زیباست. °Persian Translation°
Just Hold On(completed) بقلم eileenmonro
eileenmonro
  • WpView
    مقروء 448,440
  • WpVote
    صوت 51,126
  • WpPart
    أجزاء 60
Larry+ziam از درد به خودش میپیچید و گریه های بچگانش تو کل اون کوچه ی تاریک طنین مینداخت.صدای خنده های اون آدمای مست هنوز تو گوشش بودن...آخه چرا از درد نمیمیره؟چرا این کابوسا تموم نمیشن؟آخه اون فقط یه پسر بچه کوچولوعه! ___________________________________ 💚💙👬 👬💛❤
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED بقلم mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    مقروء 359,626
  • WpVote
    صوت 59,369
  • WpPart
    أجزاء 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
12 (l.s)(z.m) -Complete- بقلم toovic
toovic
  • WpView
    مقروء 249,431
  • WpVote
    صوت 44,178
  • WpPart
    أجزاء 58
۴ تا جوجه دانشجو که تنها دغدغه ی زندگیشون نمره ی دانشگاس و فکر میکنن تمام دنیا دور خودشون میچرخه و تنها چیزی که بهش فک می کنن اینه که کرم بعدیشونو کجا بریزن. غافل از اینکه یه اتفاق عجیب انتظارشونو میکشه ! یه اتفاق عجیب؟ شایدم یه موجود عجیب! موجودی که اجازه ورود به این دنیا رو نداره.... کاری که انجام دادن واقعا ارزششو داشت ؟؟ ........ نگاهمو به چشمای یخیش دوختم. تیله های بی روح آبیش نه تنها کمکی به کمتر شدن لرز بدنم نمیکرد بلکه حس میکردم مثل سیاه چاله روحمو سمت خودش میکشید. دستشو اروم بالا اورد و روی فکم گذاشت و از سرمای غیر عادی دستش صورتم مور مور شد. آروم سرمو سمت راست برگردوند. با دیدن بازتاب خودم توی آینه نفسم برید آخه...‌ فقط.... من..... توی آینه معلوم بودم. ⚠️هنگام خوندن فف نخ و سوزن همرایتان باشد.....خطر پاره شدن(از خنده) پارت های اولیه در دست تعمیر میباشد🛂
+11 أكثر
Blasé ➳ l.s. (persian translation) بقلم ohmahreyeah
ohmahreyeah
  • WpView
    مقروء 150,449
  • WpVote
    صوت 25,687
  • WpPart
    أجزاء 57
من تمومش نمیکنم، تا وقتی که اون مال من شه‌.
Legionnaire(L.S) [Completed] بقلم mahsaf79
mahsaf79
  • WpView
    مقروء 387,584
  • WpVote
    صوت 50,977
  • WpPart
    أجزاء 64
" دوتا زندگی واسم ساختی : زندگی فوتبالی ، زندگی پر از عشق"
Our Destiny (L.S) بقلم Fff_Writer
Fff_Writer
  • WpView
    مقروء 1,171,772
  • WpVote
    صوت 128,363
  • WpPart
    أجزاء 134
"من اسمش رو گذاشتم.... . . . سرنوشتِ ما..."
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,308,960
  • WpVote
    صوت 303,313
  • WpPart
    أجزاء 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 632,526
  • WpVote
    صوت 88,760
  • WpPart
    أجزاء 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....