یه عالمه باهاش عر زدم 😭
19 stories
BROKEN |KV ver. by Helen___Aw
Helen___Aw
  • WpView
    Reads 418,723
  • WpVote
    Votes 46,173
  • WpPart
    Parts 41
[Completed] "به شوهرم نگو، ولی قراره ازش طلاق بگیرم" تهیونگ مست در حال گفتن این حرف ها به جونگکوک بود. کسی که در واقع شوهرش بود! Genre: romance, General, Drama, Slice of life Couple: Kookv Writer: ongiepills Translator: Helen___aw ⭐ورژن Vkook در اکانت موجوده. 🥇angst 🥇Lgbt 🏅boyxboy 🏅Kookv 🥇Fanfiction 🥇Jungkook 🥇fic 🥇taekook 🥇Romance 🥇جونگکوک 🥇ویکوک 🥇تهکوک 🥇فیک
ᴸᴵᵀᵀᴸᴱ ᶜᴴᴱᴿᴿᵞ🍒🍷 by Aylar_
Aylar_
  • WpView
    Reads 224,852
  • WpVote
    Votes 18,875
  • WpPart
    Parts 25
عنوان: Little Cherry 🍒 ژانر: مافیایی، امگاورس، اسمات، رومنس، درام [پایان یافته] کاپل: تهکوک،یونمین(کاپل فرعی) نویسنده:aylar خلاصه: تهیونگ، آلفای خون‌خالص و رئیس بی‌رحم مافیا که دچار اختلالات روانی هم هست، وقتی می‌فهمه جونگکوکِ درون‌گرا، امگای ۱۶ ساله و پسر یکی از بزرگ‌ترین صاحبان شرکت‌های مسکو، جفتشه... همه‌چیز از کنترل خارج می‌شه. تهدید، معامله و کشمکش‌های پیچیده... اما همیشه این‌طور می‌مونه؟ یا سرنوشت، مسیر دیگه‌ای براشون رقم زده؟ یا شاید هم تهیونگ داره چیزی رو ازش مخفی میکنه؟! چنل تلگرام:vkooki_fiction🦋
| 𝗛𝗲 𝗶𝘀 𝗺𝘆 𝗣𝗲𝘁𝗿𝗶𝗰𝗵𝗼𝗿 | ⱽᵉʳˢ by Chakavakvk
Chakavakvk
  • WpView
    Reads 594,942
  • WpVote
    Votes 57,202
  • WpPart
    Parts 53
{ وضعیت فیکشن: ﮼اتمام‌ یافتــه } ''' - احمق تو پسرعمه‌ی منی! - ولی هیچ پسردایی‌ای زبونشو تو حلق پسرعمه‌ش فرو نمی‌کنه، هیچ پسردایی لعنتی‌ای نمی‌تونه تو همون حرکت اول نقطه‌ی فاکینگ لذت پسرعمه‌شو پیدا کنه!" ''' - جونگ‌کوک، ما مریضیم؟ - نه تهیونگ، من مریضتم. «عشق نامتعارف بین دو اُمگا در خانواده‌های هم‌خون و جامعه‌ای کاملا پایبند به سنت» - پی‌دی‌اف فول پارت رو می‌تونید از چنل بردارید. 🗨 تلگرام : @cityofcrazypeople . . . ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾 : 𝗏𝗄𝗈𝗈𝗄 / 𝗄𝗈𝗈𝗄𝗏 [𝗏𝖾𝗋𝗌] 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾 : 𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌، 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾، 𝖲𝗆𝗎𝗍، 𝖠𝗇𝗀𝗌𝗍، 𝖲𝗈𝖼𝗂𝖺𝗅 𝖼𝗋𝗂𝗍𝗂𝖼𝗂𝗌𝗆. 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋 : 𝖢𝗁𝖺𝗄𝖺𝗏𝖺𝗄﮼ ┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄
White Rose | kookv by SoulpHilia
SoulpHilia
  • WpView
    Reads 171,329
  • WpVote
    Votes 20,706
  • WpPart
    Parts 35
White Rose | رُز سفید من به دلیل ترسی که از تو داشتم برای قوی‌تر شدن تلاش کردم و به عنوان قوی ترین امگای پک رُز سفید شناخته شدم. ولی این کافی نبود نه تا وقتیکه تو دوباره برگشتی و ترسی که من چندساله در حال فرار کردن و انکار کردن آن هستم دوباره ظاهر شد. ::: - ا-از من دور شو... چشم های جونگکوک در یک لحظه از شیفتگی با برقی از خودخواهی درخشیدند. نگاه گرسنه ای به امگای اسیر شده بین دست هاش انداخت و هیسی کشید. - دور بشم؟ چنگی به باسنش زد وباعث شد از جا بپره. - اونم وقتی اینقدر برام خیس شدی؟ گونه هاش گل انداختن و با لپ های پف کرده و چشم های نمناکش هینی کشید. نگاهی به دور و ورش انداخت و دستش رو روی دهن آلفا گذاشت. - لطفا بس کن. الان یکی میشنوه. ::: ٭ کاپل اصلی : کوکوی، فرعی: یونمین ٭ ژانر : امگاورس/ رمنس/ تاریخی/ انگست/ اسمات 📌 وضعیت آپ : هروقت شرط اپ رسید !
MY LITTLE MIRACLE by IRIS-NO
IRIS-NO
  • WpView
    Reads 540,259
  • WpVote
    Votes 47,117
  • WpPart
    Parts 85
"تمام شده" کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : هوپمین، نامجین ژانر : رومنس، انگست، اسمات، یکم خشن، هایبرید IRIS-NO × جونگی گول میده ملاگب ببلی باشه، تولوهدا بابایی _عزیزم بابایی همه تلاششو میکنه تا ببری رو بباره پیشت، چون خودشم دوست داره مراقبش باشه. ----------- اگر قبول ن..نکرد چی؟ پسر کوچولو زمزمه کرد ، مرد نگاه مهربونی به هایبرید انداخت و گفت نگرانش نباش، هیونگی قراره تا آخر عمر تورو پیش خودش نگه داره، دیگه نمیزارم بلایی سرت بیارن. ----------- × ته‌ته میتونه مامان باشه؟ + جونگی نباید اینو بگی، من پسرم، پسرا که نمیتونن مامان باشن فسقلی. چونه پسرک شروع به لرزیدن کرد و با چشمایی پر از اشک به تهیونگ خیره شد. ×ولی جونگی عاشگ ته‌ته شده، نمیهواد دوباله تنها و نالاحت باشه. ----------- با دستایی لرزون اشکهاش پاک کرد، سعی کرد نفسش رو تنظیم کنه و به حرف اومد +م..من فکر میکردم..شاید بتونیم یه فرصت کنار هم داشته باشیم..م..میدونم که موقعیتمون خیلی متفا... مرد با تک‌خندی بین حرف هایبرید پرید _ و کی گفته من قبول نمیکنم بچه؟
Amnesia: The Last Chapter  by ajivid
ajivid
  • WpView
    Reads 35,025
  • WpVote
    Votes 7,215
  • WpPart
    Parts 84
فراموشی: بخش آخر ژانر: مافیایی، رمنس، طنز، انگست، اکشن، هپی اند کاپل اصلی: چانبک بخش اول : پایان یافته | بخش آخر : در حال آپ "آدم فقط از کسایی که خیلی دوست داره می‌تونه متنفر بشه..." بکهیون کوچیکترین پسر یه خانواده‌ی مافیایی‌ئه که به‌خاطر یه سرکشی کوچیک زندگیش کاملاً عوض میشه. اون جایی میره و با کسایی آشنا میشه که فکرش رو هم نمی‌کرده. ولی اون کنار میاد، اون یاد می‌گیره، اون درک می‌کنه، تا اینکه یه فاجعه به بار میاد... شروع: 2023.08.15 By: Vitia & Ajivid
fiction kookv"vkook by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 131,192
  • WpVote
    Votes 6,021
  • WpPart
    Parts 18
این بوک پایان نداره... انواع فکیشن های کوتاه فول اسمات از تهکوک و کوکوی و ... ژانر ها و کاپل اول هر فیکیشن نوشته میشه.‌‌.. اگر ایده ی داشتین با کمال میل مینویسم... ... قبل از اپ شدن در اینجا، در چنل اپ میشه... kookv_life@ ... خوشحالم میکنین با حمایت های قشنگتون. لاویو♡
7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 553,044
  • WpVote
    Votes 58,632
  • WpPart
    Parts 33
🌿پایان یافته🌿 تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه... _ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• قسمتی از فیک : _باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد... کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی... زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ≈ Fic ↬ 7 RING ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric
Take Me To Church by ImLucfer
ImLucfer
  • WpView
    Reads 22,255
  • WpVote
    Votes 649
  • WpPart
    Parts 17
vkook taekook
《Whores Don't Cry》 by Drk_SuN
Drk_SuN
  • WpView
    Reads 30,520
  • WpVote
    Votes 4,540
  • WpPart
    Parts 26
《فـاحـشـه‌ها گـریـه نمیکنن》 _چرا منو نمـیکشـی...؟ +صدای جیغ و فریادهات برام خیلی جذابتر از طـعـم گوشت بدنته. _برای چی..داری این کارو باهام میکنی...؟ +چون دیدن درد کشیدنت..وقتی که ساعت‌ها بعد از بازی و شکنجه همچنان ناله میکنی، دیوونم میکنه. اشـک داغی از چشمای به خون نشسته‌ی چانیـول روی گونه‌ی رنگ ‌پریده‌ش چکید: _ای کاش..طعم بدنم بهتر بود..کاش..همون روز اول منو به جای اون مرد، برای ناهـار سلاخی میکردی. بکهیـون دوباره چاقوی خونی رو برداشت و تیغه‌ رو انتهای زخم چانیول فشار داد. جمله ای که با تیزی روی بدنـش می‌نوشت رو کامل کرد و گریـه‌ی همیشگی چانیـول شدیدتر شد. بکهیـون زانوش رو از روی گردن آسیب دیده‌ش برداشت و آهسته گفت: +آروم باش پسر کوچولو، فاحشـه‌ها گـریه نمیکنن... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ 🔱‌کـاپـل‌ها: 🔪بــکـیــول🔪 ♥کایـهـون♥ (سهبک / هونهان) 🔱ژانــر: دارک🔪جنایی🔪خون آلود🔪خشن🔪اسمات🔪تخیلی🔪انگست کــاور فیک: Itwici@ (Tin عزیزم*-*) ⚠تـــوجـــه⚠ فیک دارای صحنه‌های خشن، جنایی، تـجاوز جنسی و گروهی، حرف‌های رکیک و فضای خیلی تاریکه🔪 🚫اگه سنتون کمه، روحیتون خیلی حساسه، یا کلا تحمل همچین جَوی رو ندارین؛ فیک اصـلا بهتون توصیه نمیشه🚫