"دستمو نگه دار"
روبروی سنگ قبر زانو زد،تفنگ سرد رو گذاشت روی شقیقهاش،توی اون گرگ و میش همه چیز سرد تر و مرده تر بنظر میرسید.یه قطره اشک از چشمش سرازیر شد و زیر لب زمزمه کرد:بلخره دارم میام.
و ماشه رو کشید.
______________
🚫⚠️این داستان دارای صحنه های نامناسب مثل خودکشی،افسردگی و...است.
لویی یه ترو آلفاست که بخاطر اشتباهاتش از خانوادش طرد شده و هری گربینه ایه که سر از جنگل گرگینه ها درمیاره. چی میشه اگه هری، سولمیت و لونای لویی باشه؟
•
a Larry Stylinson Fanfiction.
[Mperg.]
•
-سِپَند
تلگرام : FanfictionsOnly
نفس هام رو به تو میبخشم...
اگه این،تمام چیزیه که نیاز داری.
محتوای این داستان شامل:
توصیفات غمانگیز/
سلفهارم/
اقدام به خودکشی/
و... میباشد.
11نوامبر2018
[Completed]
هری بیماری Haphephobia (فوبیای لمس شدن و لمس کردن) داره.
اون از لمس کردن و لمس شدن امتناع می کنه.
لویی هم اتاقی جدیدشه که فقط می خواد از مرز دستکش هاش عبور کنه.
و شاید هم به زودی از مرز های قلبش...
------
H a p p y E n d i n g
------
Written by: @enigmaticectacy
Translated by: @mhd3_mb0odi
❌Complete❌
ژانر : اجتماعی _رومنس
#1 stylinson #2 larry #3 louisandharry
#20 onedirection &...💙💚
وقتی بین دوست داشتن و عشق فاصله ای نیست اما
تفاوت زیادی بین این دو کلمه اس
مثلث عشقی دو قلوهای استایلز 💚💙💚و لویی
این یه داستانه برای لرری (لدوارد) شیپر ها لذت ببرید.
#larrystylinson
#larry
#stylinson