KuroSamaDesu
- Reads 3,160
- Votes 507
- Parts 6
ارتباط اون رئیس و مترجم مرموز، بر مبنای یک قرارداد دوطرفه شکل گرفته بود. قراردادی که برای هر حرکتی زیر نور قرمز چراغهای اتاق بازی، یک مرز جداگانه تعریف کرده بود؛ اما برای ارتباطشون زیر نور عادیِ روز، هیچ بند و تبصرهای نداشت.
برای نگاههایی که بیشتر از حد لازم روی دیگری دقیق میشدن، احساس مالکیتی که خارج از بندهای قرارداد شکل میگرفت، و برای لحظههایی که اراده و خواست طرفین، ذره ذره جای خودش رو به «باید و نباید» میداد.
جونگکوک مرزهای خودش رو میشناخت؛ و تهیونگ باور داشت که اگر همهچیز طبق قانون پیش بره، شکستن ارتباط حرفهای بینشون هیچ پیامد و آسیبی به همراه نخواهد داشت.
مشکل از جایی شروع شد که اون قرارداد از خاطر هر دو رفت؛ و زمانی که از زیر صدها لایه خاک بیرون کشیده شد، دیگه کسی نمیتونست نوشتههای روش رو به یاد بیاره.
***
- چرا... هر شب بازی رو عوض میکنی؟
- چون تو هر شب یه جای جدید برای شکستن داری.
⚠️⛓️ ⚠️⛓️⚠️⛓️⚠️
Genre: Angst, Drama, Psychological, Adult, Smut
Written By: Kuro
‼️ آرت استفادهشده برای پوستر متعلق به من نیست.