Kookv
4 stories
𝘉𝘭𝘢𝘤𝘬 𝘔𝘶𝘧𝘧𝘪𝘯 ᵏᵒᵒᵏᵛ por itsDaddyJEONs
itsDaddyJEONs
  • WpView
    LECTURAS 177,742
  • WpVote
    Votos 22,892
  • WpPart
    Partes 19
- تهیونگ...! چه طور تونستی؟ - چی؟ - یه سوال ازت می‌پرسم... اصلا هیچوقت بهم حسی داشتی؟ - بنظرت اگه حسی بهت نداشتم، برام اهمیتی داشت که چطور درباره‌م فکر می‌کنی؟! کاپل: کوکوی ژانر: فلاف، رومنس، اسمات، لیتل اسپیس(cgl) وضعیت: کامل شده
The Nightmareᵏᵒᵒᵏᵛ (Full) por Iamfaranak
Iamfaranak
  • WpView
    LECTURAS 140,552
  • WpVote
    Votos 22,638
  • WpPart
    Partes 39
بگذار زمان و جهان متوقف شوند، عشق جوانه زده بود. عشق میان خاک، گل و خون ریشه دوانده بود. حال هر چه میخواهی برسرش اسلحه نگه دار. همراه بلوندی و فرمانده باشید. ♡ ___________❄__________ иαмє: ᵀᴴᴱ➣иιgнτмαяє ϲουρℓє: κοοκν gєияє: нιѕτοяιϲαℓ, ϲℓαѕѕιϲ, яοмαиϲє, ωαя, ѕмυτ, 🔞
the window of life por titi09304426090
titi09304426090
  • WpView
    LECTURAS 225,880
  • WpVote
    Votos 24,109
  • WpPart
    Partes 42
″من مریضتم تهیونگ″ ″مهم نیست″ ″اسم من تو لیست مریضای روانیه″ ″اهمیتی نمیدم...″ ″دوست داشتن من گناهه...″ ″پس در این صورت من یه گناهکار به حساب میام″ کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین؛نامجین ژانر : عاشقانه، روانشناسی، تیمارستانی، درام، اسمات
I can feel you por Tiam13
Tiam13
  • WpView
    LECTURAS 80
  • WpVote
    Votos 15
  • WpPart
    Partes 3
I can feel you می تونم احساست کنم -۲۵ ژانویه ۱۹۵۳ قطرات شیشه ای باران بهاری بر زمین های گل آلود باکچون هانوک پایکوبی می کردند گویی که ضیافت بزرگی برگزار کرده بودند. درد به مغز استخوانم نفوذ کرده بود و امانم را بریده بود اما با نیرویی که نمی دونم از کجا بود فقط می دویدیم تمام فکر و ذکرم به چهار کلمه ختم میشد "خونه" غافل از اینکه اون خونه ای که در ذهنم ساخته بودم دیگه وجود نداشت... -Genre : جنایی،روانشناختی،انگست -Couple : کوکوی Writer: Tiam !این فیک اسمات نداره!