Reading List
6 cerita
Eternal Love oleh Mr_Queen1
Mr_Queen1
  • WpView
    Membaca 871
  • WpVote
    Vote 62
  • WpPart
    Bab 13
This is your warning⚠️ Proceed only if you love Angst.
+11 lagi
Snickers oleh mellirora
mellirora
  • WpView
    Membaca 2,190
  • WpVote
    Vote 528
  • WpPart
    Bab 7
"پایان‌ یافته" ترکیب چهره‌ش به‌قدری خوب بود که حواسم پرت زخم‌های صورتش نشه‌. احتمالا هرکس دیگه‌ای هم موقع دیدار اول به زیبا بودنش فکر می‌کرد. نه کتک خورده و زخمی بودنش. "-می‌ترسم انقدر محکم نگه‌ت دارم که از بین دست‌هام در بری‌. دیدی می‌گن اگه ماهی رو سفت بگیری، لیز می‌خوره؟ -من ماهی ام؟ -نه، تو خود اقیانوسی." چندشاتی سکای داستان در سال ‌‌‌1987 میلادی شروع میشه. انگست، روزمره، عاشقانه، اسمات.
Tacenda oleh mellirora
mellirora
  • WpView
    Membaca 1,284
  • WpVote
    Vote 259
  • WpPart
    Bab 3
"پایان یافته" یکدیگر رو از زندگی هم پاک‌ کردند. انگار که پیش‌بینی کرده بودند همیشه وسوسه‌ی بهم برگشتن رو دارند، تمام راه‌های ارتباط رو بریدند. نه آدرسی، نه شماره‌ای و نه حتی یک ایمیل، اون‌ها طوری از هم بریدند که که انگار هیچ‌وقت تو زندگی همدیگه وجود نداشتند.‌ سهون‌ و جونگینی که در نهایت، بعد از سه سال رابطه‌ی جدیِ احساسی از هم جدا شده بودند و حالا دنیا انگار که شوخیش گرفته باشه، اون دو رو در برابر یکدیگه قرار داده بود. "و ما شروع کردیم به بریدن از هم، زمانی که هنوز هر تپش قلبمون اسم اون یکی‌رو فریاد می‌زد و هر نفسمون به بهونه‌ی نشستن روی روح و بوسیدن اون یکی خارج می‌شد، زمانی که بدون یکدیگر بودن رو بلد نبودیم، درد به جونمون نشست درست به همون سادگی که مهرمون به دل هم نشسته بود..." چند شاتی سکای درام، انگست، روزمره. Tacenda: [Noun] things better left unsaid. چیزهایی که بهتر‌است ناگفته بمانند.
Stupor oleh mellirora
mellirora
  • WpView
    Membaca 7,682
  • WpVote
    Vote 1,649
  • WpPart
    Bab 31
"بُهت" هنوز بوی دود می‌داد. بوی سوختگی. بوی مشمئزکننده‌ی گوشتِ سوخته. گوشت سوخته‌ی کسی که عاشقش بود. سکای ژانر: رومنس، درام، انگست، معمایی/جنایی، اختلاف سنی، اسمات. [پارت معرفی چک بشه] stupor [noun] حالتی که در آن نمی‌توانید به وضوح فکر کنید، صحبت کنید، ببینید یا بشنوید.
Fogbow oleh MauR__een
MauR__een
  • WpView
    Membaca 5,763
  • WpVote
    Vote 1,389
  • WpPart
    Bab 4
« اگر یک روز فرصتش رو پیدا کنم، بهت میگم که چقدر دوست داشتنی هستی.. بهت میگم که اهمیتی نداره چقدر تلاش کنی، همیشه یک نفر هست که هیچوقت فراموشش نمیکنی.. از پرنده ی آبی برات میگم و از رنگین کمان سفیدی که تمام قلبم رو مال خودش کرده... اما برای فعلا، بیا دستهای همدیگه رو رها کنیم بیا تا میتونیم، از هم فاصله بگیریم » Genre: Romance, Slice of life, Angst پ.ن: سلام :) از آخرین باری که نوشتم مدت زمان زیادی میگذره، اما بدجوری دلتنگ بودم و بالاخره تصمیم گرفتم برای دل خودم بنویسم^^ این یه چند شاتیِ خودمونیه؛ اما اگر دوستش داشته باشید میتونه ادامه پیدا کنه. به هر حال ممنون که میخونیدش 3>
𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐢𝐟𝐮𝐥 𝐌𝐢𝐬𝐭𝐚𝐤𝐞  oleh baconcity_
baconcity_
  • WpView
    Membaca 9,689
  • WpVote
    Vote 1,814
  • WpPart
    Bab 33
🥀 𝑪𝒐𝒖𝒑 : 𝐽𝑎𝑒𝑌𝑜𝑛𝑔 , 𝑌𝑢𝑊𝑜𝑜 , 𝑁𝑜𝑀𝑖𝑛 🥀 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝐷𝑟𝑎𝑚 , 𝐴𝑛𝑔𝑠𝑡 , 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒+ 𝑆𝑚𝑢𝑡 -------------------------------------------------------- خلاصه داستان : تیونگی که همیشه توی انتخاب موکلاش حساسیت به خرج میده به اصرار دوستاش مجبور میشه روی یه پرونده قتل کار کنه، در این حین جونگ جه هیون یه بوکسور نسبتا مشهور آمریکاییه که به بهونه مسابقات آزاد به کره میاد و....
+12 lagi