[completed]
عروسک باربی رفت.
و همچنین پسری با موهای مشکی و مژگان بلند.
همه میرفتند.
what do you do when a chapter ends?
Do you close the book and never read it again?
این داستان ورژن لری استایلینسون داستان "شاهزاده دزد دریایی" می باشد.
لویی تاملینسون، وارث تاج و تخت انگلستان در کشتی درحال مسافرت به فرانسه بود که کشتی اش توسط هری استایلز، بدنام ترین دزد دریایی، معروف به شاهزاده ی هفت دریا مورد حمله قرار گرفت.
امیدوارم که خوشتون بیاد.
در ضمن داستان مطالب بالای 18 سال داره...با اطلاع بخونید
لطفا اگه خوشتون اومد داستانو به دوستاتونم معرفی کنید تا همینجا بخونن...ممنون
بگفتا گر خرامی در سرایش؟ / بگفت اندازم این سر زیر پایش!
بگفتا گر بخواهد هرچه داری؟ / بگفت این از خدا خواهم به زاری!
بگفتا گر به سر یابیش خشنود؟ / بگفت از گردن این وام افکنم زود!
بگفتا دل ز مهرش کی کنی پاک؟ / بگفت آنگه که باشم خفته در خاک!
~~~~~
فنفیک: استریت از هری استایلز
ژانر: تاریخی
قطعا کلیشه: اما بدون هیچ اتفاق کلیشه ای!
به قلم سوییت هارت: راوی یه تراژدی عاشقانه ی غمگین
In 2021...
اونا عاشق هم شدن اما باید یاد بگیرن عشق تنها دلیل برای باهم بودن نیست پس باید برای باهم بودنشون دلایل دیگه ای داشته باشن...
Larry Stylinson Fanfiction
start: 94/12/1
وقتی تورو دیدم روز عادی نبود...بعد از اون هیچ روز دیگه ای عادی نبود...
عشق...این تنها کلمه ای بود که بهش باور نداشتم!
اما...فکر میکنم با تو شدنی شده استایلز!